تبليغاتX
خرابه

وقتی وارد کتابفروشی می شم تا چند تا کتاب واسه ی خواهر  زاده هام بخرم خیلی باید بگردم تا کتاب مناسبی را پیدا کنم! کتاب های نوجوانان همه شده اند پر از شیطان و دیو و سرزمین شیاطین !

کافی است سری به یک کتابفروشی بزنید تا بفهمید از چه صحبت می کنم! مجموعه داستان هایی که همه از سلطه ی شیطان صحبت می کنند!

و من به دنبال کتابی می گردم که هم جاذبه های لازم برای یک نوجوان را داشته باشد و اسرار آمیز و هیجانی باشد و هم حداقل اگر اثر تربیتی ندارد اثر منفی نداشته باشد! و دریغ از کتاب های خوب حتی به اندازه ی انگشتان دست!

حداقل زمانی که خودم نوجوان بودم داستان های ژول ورن و آیزاک آسیموف و آرتور سی کلارک اگر چه جنبه ی تربیتی چندانی نداشتند اما حس خواندن کتاب هیجان آمیز مرا ارضا می کردند! و اکنون عجیب است که این کتاب ها نایاب شده اند!

 در مورد کودکان هم اوضاع خیلی بهتر نیست! در قفسه ی کودکان کتاب فارسی با مولفه های فرهنگی ایرانی پیدا نمی شد! فقط دو تا! فقط دو تا کتاب پیدا کردم از میان آن همه کتاب!

بازار کتاب کودک در تسخیر فرهنگی دیگر بود! از همه عجیب تر آن که حتی داستان های حسن کچل را هم که برای خواهر زاده ام خریدم ترجمه شده بود! یعنی یک بار کسی ترجمه کرده است به زبانی دیگر و دوباره مترجمی آن را به فارسی برگردانده است! واقعا که!

نمایشگاه کتاب که رفتم فکر می کردم اینجا اوضاع بهتر است! رفتم در غرفه ای و مجموعه داستانی برای خواهر زاده ام خریدم. امشب خواستم نگاهی به کتاب بیاندازم اما وقتی کتاب را باز کردم دیدم کتابی را که به عنوان مجموعه داستان کودکان خریده بودم برای سن نوجوان هم شاید ثقیل باشد!

و من تنها این را می نویسم که بگویم که هلا ای اهل فرهنگ! به گوش! کتاب خودش مدرسه است. خودش آموزش و پرورش است و ما کتاب کودکمان را دودستی تقدیم غرب کرده ایم!


برچسب‌ها: کتاب, نمایشگاه کتاب, کتاب کودک
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 و ساعت 2:0 |
نمایشگاه کتاب تمام شد و من به علت این که خیلی سرم شلوغ بود و باید برای تولد حضرت زهرا (س) وب سایتی را تمام می کردم تنها یک بار به نمایشگاه سر زدم و کتاب های زیر نتیجه این یک بار سرزدن بود:

انتشارات سوره مهر:

انتشارات نیستان:

انتشارات افق:


برچسب‌ها: کتاب, نمایشگاه کتاب
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 و ساعت 1:21 |
یکی از مهمترین بحث های روزهای گذشته در فضای سیاسی و در وب بحث جزایر سه گانه ایرانی و جنجال اعراب بر سر این جزایر بود. اما نکته ای که بسیاری از هموطنان ما از آن غافلند ارزش استراتژیک این جزایر و نقش آن در حفظ امنیت ملی ملی ایران می باشد. جزایر سه گانه ایرانی در خلیج فارس یکی از مهمترین فاکتورهای اعمال نفوذ ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز می باشد که ایران را قادر به کنترل یکی از مهمترین گذرگاه های اقتصادی دنیا می سازد. فاصله ی تنب کوچک و بزرگ که گذرگاه کشتی ها می باشد به ایران قدرت کنترل نبض شریان نفت در دنیا را می دهد.

پس از تهدید هوشمندانه رهبر معظم انقلاب مبنی بر بستن تنگه ی هرمز در صورت هرگونه اقدام ماجراجویانه ی غرب دو گروه به تکاپو افتادند. یکی غرب که این تهدید لرزه بر اندامش انداخته بود و دیگری حکومت های دیکتاتوری منطقه که لرزه ای که انقلاب های منطقه بر پیکره ی قدرت آنها انداخته است آنها را به کینه جویی در مقابل انقلاب اسلامی ایران واداشته است.

وارد شدن جزیره ی کوچولوی امارات در این بازی با هیچ معادلات سیاسی ای قابل هضم نیست مگر آن که نقش حمایت گرانه ی غرب و آمریکا را از طرفی و از سوی دیگر نقش سودجویانه ی عربستان و دیگر حکومت های دیکتاتوری منطقه را در این بازی ببینیم.

در این میان هوشیاری ایجاب می کند وارد بازی ای نشویم که هر دو سرش برای ما باخت است. آیا جز این است که غرب با تبدیل این دعوا به دعوای فارس و عرب و اقداماتی چون دامن زدن به نام خلیج ... در پی قرار دادن ایرانیان در مقابل اعراب است؟ آیا جز این است که این دعوا به مثابه واکسنی پیشگیرانه برای کاهش نفوذ معنوی ایران در منطقه و گسترش انقلاب های منطقه است؟ آیا جز این است که غرب سعی می کند به قول معروف سر مار را به دست دشمن بکوبد و با قرار دادن کشورهای همسایه ی ما در مقابل ما و تبدیل بازی به جنگ عربی عجمی می خواهد بدون هیچ هزینه ای بازی را به نفع خویش تمام کند؟

باید حواسمان باشد که دست پنهان دشمن را در این بازی ببینیم و ضمن حفظ اقتدار و مجال ندادن به کوچولوهای سیاسی بابت اظهارات نابجا طرف دعوا را اشتباه را نگیریم. اگر هم بحث از خلیج فارس است اما شعارمان همچنان «مرگ بر آمریکا» است. شعاری که نفرت از همه ی شیاطین بزرگ و کوچک را در دل خود دارد.

برچسب‌ها: خلیج فارس, جزایرسه گانه, امارات
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:30 |
قسمت هایی از صحبت پناهیان:

یا علی تو بعد از پیغمبر نمی‌خواهی زندگی کنی؟ کار را داری به کجا می‌رسونی؟ نحوه‌ی رفتار علی‌بن ابی طالب. نمونه اش را عرض کنم بعد از این که از یمن داشتند برمی‌گشتند یه مقداری علی‌بن ابی طالب غافل شد از لشکر خودش اینها غنائم را تقسیم کردند و بعضی از لباس ها را پوشیدند آقا اومد خوب این غنیمته باید تقسیم بشه اینها هم یه مقداری اش را پوشیدن. زحمت کشیدن، تا یمن اومدن، تا کجا اومدن آقا اومد یه نگاه کرد فرمود چیه غنائم را تقسیم می‌کنید؟ قبل از این که به پیغمبر برسیم غنائم تقسیم کردین؟ گفتند آقا بالاخره یکمی کم و زیاد همین ها را می‌خواد پیغمبر به ما بده دیگه. کوتاه بیا. فرمود نه تا رسیدیم به پیغمبر بعدا. لباس ها را دربیارین. لباس ها از تن این‌ها دراومد همه شون از دست علی‌بن ابی طالب عصبانی شدند.

آقا وقتی اومدن پیش پیامبر همه شکایت می‌کردند از علی بن ابی طالب.

پیامبر اکرم منادی را فرستاد برید ندا بدید توی جامعه: «ارفعوا السنتکم عن علی ابن ابی طالب. فانه خشن فی ذات الله عزوجله غیر مداهن فی دینه » زبان‌هاتون را ببرید!



در جای دیگری می‌فرمود «لاتشکو علیا» شکایت نکنید از علی بن ابی طالب

بعضی‌ها دنبال ترویج فرهنگ من درآوری جعلی انتقاد از علی بن ابی طالب ان تو جامعه!

فرمود ساکت بشین. اینقدر علیه علی حرف نزنید. می اومدن گله کنند از علی بن ابی طالب. اصلا آقا گاهی اجازه نمی‌داد. فرمود چرا گله می‌کنید از علی‌بن ابی طالب. نمی‌شناسید مگر شما علی بن ابی طالب را؟ در این سخن می فرمایند علی بن ابی طالب در راه خدا خشونت به خرج می‌ده. خشونت معقول‌ها! ورندارن این کلمه را ببرن ازش سوء استفاده بکنند. محکم می‌ایسته.


برچسب‌ها: پناهیان, علی مطهری
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 و ساعت 11:27 |
یکی از عجایب زندگی ما این است که همیشه در حال حساب و کتاب هستیم! اگر فلان پول را به دست بیاورم، اگر فلان کار را بگیرم ؛ اگر وام بگیرم، اگر ... همیشه حساب و کتاب هایمان دنیایی است، نقشه می کشیم! برنامه می چینیم، اگر پایبند باشیم از راه حلال و اگر نباشیم هر راه صواب و ناصوابی. حساب و کتاب می کنیم تا ثروتی به دست آوریم، کاری بکنیم یا ...

اما خدا گفته است همه ی این حساب و کتاب ها کشک است! خدا «من حیث لایحتسب» رزق می دهد. از  جایی که فکرش را نمی کنید روزی شما را می دهیم!

راستش را بخواهید من این «من حیث لا یحتسب» را خیلی زیاد هم در زندگی چشیده ام.

حالا نه این که حساب و کتاب بد باشدها! نه! اتفاقا توصیه هم کرده اند! «حاسبوا قبل ان تحاسبوا» . خیلی توصیه کرده اند حساب و کتاب را. اما نه برای دنیا و مال دنیا حساب و کتاب بکنید اما برای آخرت.

حضرت علامه حسن زاده آملی می فرمایند:

« هر روز صبح که از خواب بیدار مى‌شوید، قصد جدى كنید كه:

هر عملى كه پیش آید، رضاى خدا، عزّ اسمه را مراعات خواهم كرد.
آن وقت در هر كارى كه مى‌خواهید انجام دهید،
نفع آخرت را منظور خواهید داشت،
و همین حال را تا شب، وقت خواب، ادامه خواهید داد.
- - -
اهل محاسبه باشیم . .
انشالله اولین زمان محاسبه ی نفس ؛ شب اول قبر نباشه . .»

برچسب‌ها: رزق, حساب و کتاب
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 و ساعت 1:15 |

صدای مرثیه می آید در اتوبوس. دوستم می‌پرسد صدای حاج منصور است؟ و من تنها به این فکر می‌کنم که چه‌بی‌جا و چه بی‌موقع!

اصلا موافق نیستم با دوستان مذهبی‌ای که هرجا می‌رسند صدای ضبط‌شان به مداحی و روضه بلند است و اصلا موافق نیستم با دوستانی که در شبکه‌های اجتماعی چپ و راست ذکر مصیبت می‌کنند!

راستش هر چیزی که در جای خودش نباشد ارزشش را از دست می‌دهد. مرثیه‌ی امام حسین می‌بایست قلب را به آتش بکشاند و طبق روایتی دوستداران حضرت به محض شنیدن نام حضرت اشکشان جاری می‌شود. نام مادر سادات حضرت فاطمه(س) آتش به دل می‌زند. شنیدن یک کلمه‌ي کوچه‌ و در داغان می‌کند هر کسی را

اما وقتی که بی وقت و بی‌جا روضه گوش می‌دهیم. وقتی دارند مرثیه‌ي قتلگاه می‌خوانند و داریم کار خود را انجام می‌دهیم. وقتی از کوچه‌ی بنی‌هاشم می‌گویند و دلمان در مدینه نیست. وقتی … آن وقت است که صفای قلبمان می‌رود و دچار قساوت قلب می‌شویم. آن وقت است که هر چه می‌گویند حسین(ع) ککمان نمی‌گزد! مجبورند روضه‌ی مکشوف بخوانند آن هم از نوع نهی شده‌اش شاید کمی اشک به چشممان بیاید!


+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 و ساعت 17:4 |
دوست ندارم توی بازی های سیاسی له یا علیه کسی موضعی بگیرم که به قول یامین پور ما را با سیاست نسبتی نیست و به سیاست دچاریم. دفاعیات و نقدیاتم هم تنها از سر وظیفه و عقیده بوده است و نه از باب سود و منفعت سیاسی.

اما امروز می‌خواستم سری به سایت نماینده شهرمان یعنی سایت دکتر رضایی  نماینده ی شهرجهرم بزنم. من در سال های گذشته در جهرم حضور نداشته ام که اطلاعی از عملکرد ایشان داشته باشم و در انتخابات هم از تهران در انتخابات شرکت کردم بنابراین آن چه می‌نویسم به هیچ وجه رد یا اثبات ایشان نیست ضمن این که نگارش این مطلب بعد از انتخاب مجدد ایشان به نمایندگی شهر ما صورت می‌گیرد.

اما دیدن سایت درب و داغان ایشان با طراحی فوق ضعیف مرا ناامید کرد و بدتر از آن وقتی بود که در لینک تماس با ما به جای امکان تماس با آقای نماینده و تلفن یا پست الکترونیک دفتر ایشان تنها تلفن و آدرس پست الکترونیک شرکت طراح سایت موجود بود! آن هم در شیراز! یعنی حتی سایت خود را هم در شهر خود سفارش نداده اند!

تاکید می‌کنم که منظورم رد یا اثبات شخصیت ایشان نیست و تنها انتظار این است که راهی باشد برای ارتباط با ایشان

اما آن چه باعث شد در پی تماس با نماینده ی جهرم باشم پیگیری این بود که آیا شبکه های دیجیتال در شهر جهرم راه اندازی شده است یا خیر؟‌

کیفیت نامطلوب تصویر تلویزیون و همچنین وجود کانال های داخلی که توسط ماهواره قابل دریافت می‌باشند پدرم را در فکر گرفتن ماهواره برای شبکه های داخلی انداخته بود و در این امر مرا مورد مشورت قرار داد که با مخالفت شدید من مواجه شد. راه حل من برای این مشکلات گرفتن گیرنده ی دیجیتال برای خانه بود.

اما با پیگیری متوجه شدم که علی رغم نصب همه ی تجهیزات شبکه های دیجیتال در جهرم و آماده بودن بستر راه اندازی و علی رغم پیگیری های مکرر فرماندار جهرم برای راه اندازی آن که در اخبار آمده بود اما صدا و سیمای فارس از راه اندازی این شبکه در جهرم خودداری کرده است! این که آقایان در کدام زمین بازی می کنند! را خدا بهتر می داند.

به هر حال تصمیم گرفتم که ایمیلی هم من به نماینده بزنم که شاید پیگیری ایشان نتیجه ای داشته باشد که ناکام ماندیم!

آه اگر آه تو و ناله اگر ناله ی من

آن چه البته به جایی نرسد فریاد است

=============

پی نوشت: شبکه دیجیتال در جهرم ۹ روز پس از انتشار این مطلب راه اندازی شد.


برچسب‌ها: جهرم, نماینده, فرماندار, دکتر رضایی
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در شنبه بیستم اسفند 1390 و ساعت 12:1 |

با یکی از دوستان در حال گفتگو در مورد معیارهای رهبری در مورد انتخابات بودیم. صحبت بر سر آن بود که رهبری مردم را از انتخاب نمایندگانی که به کانون های قدرت و ثروت نزدیک هستند منع می کند. و این که چگونه یک نماینده که بالاخره باید تبلیغات کند و خود را معرفی کند بدون خرج های چند صد میلیونی و بدون حمایت منابع قدرت و ثروت می بایست خود را معرفی کند؟

دوست عزیزم زحمت جمع آوری مواضع و نظرات امام و رهبری را در این مورد کشید. خلاصه ی موضوع این است که وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر عموم جامعه و خواص این است که طبق تشخیص خویش اصلح را شناسایی کنند و به مردم معرفی کنند و تبلیغات به شکل مردمی و چهره به چهره انجام شود.

«کساني از مردم وظيفه دارند ديگران را تشويق و تحريض کنند. کساني که زبان گويايي دارند، قلم توانايي دارند و آبرويي پيش مردم دارند، که اين آبرو هم جزو ذخاير الهي است و خداي متعال به هر کس داده است،‌ بايد آن را در راه او مصرف کند و به کار برد، مردم را توجيه و تشويق کنند و آدم هاي خوب را به آن ها معرفي نمايند.(بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاي هيات نظارت بر انتخابات شوراي نگهبان ۷۴/۱۱/۱۴)

خلاصه این که در مدل حکومت اسلامی تبلیغات چند صدمیلیونی که ما را وامدار کانون های قدرت و ثروت میکند و پوسترهای رنگی چند متری نمی گنجد. در مدل تبلیغاتی توصیه شده توسط امام و رهبری تبلیغ چهره به چهره و مبنی بر تشخیص علما و عقلا و معتمدین است.

در ادامه مطلب کل مطلب جمع آوری شده توسط دوست عزیزم را می توانید دریافت کنید.


برچسب‌ها: رهبری, تبلیغات, مجلس, انتخابات, کانون قدرت و ثروت
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه هشتم اسفند 1390 و ساعت 22:30 |
امروز حجت الاسلام و المسلمین رسولی بحثی را در مورد مناسبات نهم ربیع الاول داشتند که چون بسیار مفید و عالی بود خلاصه ای از این مطلب را برای استفاده دوستان و علاقه مندان قرار می دهم:

1. نهم ربیع الاول عید آغاز امامت امام حیّ ما امام زمان (عجل الله فرجه) می باشد. البته پس از هر امامی امامت به امام بعدی منتقل می شده است اما چون ایشان امام حی و امام زمان ما می باشد به همین خاطر آغاز امامت امام زمان را جشن می گیریم. از طرف دیگر ائمه و پیامبر این روز را گرامی داشته اند و روایاتی در مورد بهجت پیامبر در این روز موجود است با توجه به این که امامت امام زمان مژده ی برقراری حکومت جهانی عدل است این مناسبت در نزد پیامبر نیز جایگاه ویژه ای داشته ای است.

2. این روز، روز کشته شدن عمر سعد ملعون به دست مختار ثقفی است. با توجه به نقش عمر سعد در حادثه عاشورا به هلاکت رسیدن او به دست مختار ثقفی باعث شد ایرانیان که یاران عمده ی مختار ثقفی را تشکیل می دادند این روز را جشن بگیرند.

3.اما آن چه در میان عوام به عنوان عیدالزهرا مشهور شده است چقدر متقن است؟ آیا نهم ربیع الاول روز کشته شدن خلیفه دوم می باشد؟

"ابن ادریس حلی" در کتاب "سرائر" فرموده اند که: آنچه در میان علما و تاریخ نگاران مشهور است این است که تاریخ کشته شدن خلیفه ی دوم 26  ذی الحجه می باشد و تنها قول خلاف مشهور مربوط به شیخ مفید می باشد که ایشان می فرمایند که خلیفه دوم 26 ذی الحجه ضربت می خورد و 29 ذی الحجه از دنیا می رود. منابع دیگر بالاتفاق شیعه و سنی مانند علامه مجلسی، شیخ بهایی، و .... تاریخ درگذشت خلیفه دوم را 26 ذی الحجه تصریح کرده اند.

سید جعفر شهیدی در کتابشان آورده اند که این بحث برای اولین بار در قرن ششم و هفتم شروع شده است

روایتی که همه ی کسانی که عید الزهرا را نقل کرده اند به آن استناد کرده اند از کتاب ابن طاووس می باشد. این روایت دو راوی دارد و مضمون آن این است که این دو نفر گویا خدمت یکی از اصحاب خاص امام نهم می رسند تا از او سوالی کنند. کنیز می گوید که این شخص (صحابی امام ) مشغول کارهای عید می باشد. آنها تعجب می کنند که کدام عید و ما چنین عیدی نشنیده بودیم (با کنیز بحث می کنند!) کنیز می گوید که صاحب این خانه از امام هادی چنین روایتی را نقل می کند!...  سید بن طاووس اولین کسی بوده است که این روایت را در کتابش زواید الفواید آورده است ( توی بحار الانوار هم این روایت آمده است و به سیدبن طاووس رجوع داده است) پس همه ی ریشه ها به سیدبن طاووس برمی گردد.

در کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس : "در رابطه با نهم ربیع الاول روایتی عظیم الشان نقل شده است و برخی از براداران امامی غیر عرب ما در این روز بسیار اظهار خوشحالی نموده (سید بن طاووس تصریح می کنند که این سنتی ایرانی است که خوب خیلی شیعه در اعراب داشته ایم و عرب چنین چیزی نداشته اند)  و قائلند که امروز روز هلاکت شخصی است که به خدا و رسول خدا اهانت کرده و دشمنی می ورزید. ولی من (سید بن طاووس ) با وجود تفحص در کتب تا کنون روایتی موافق با این روایت نیافته ام.

خود ایشان روایت را نقل می کنند. علما سیستمشان اینجوری است مثل مرحوم مجلسی که در بحار الانوار همین طور رفتار کردند. ایشان اول روایات را آورده است بعدا خودشان تاکید کرده اند که روز قتل خلیفه دوم 26 ذی الحجه است. اول روایت را آوردند بعد تاکید کرده اند که نظر من این نیست چون خودشون را موظف به جمع آوری کل احادیث می دانسته اند. منتها در مورد صحت و سقم آن بحث نمی کرده اند. اینجا سید بن طاووس که خودشان روایت را نقل کرده اند ( که حرف خودش را باید بپذیریم ) می گوید من چون روایت معروفی است نقل کرده ام اما می گوید که من آن را پیدا نکرده ام. ضمن این که علمائی همچون حضرت آیت الله مکارم نیز فرموده اند هر دو راوی هم ضعیف است

در آخر این روایت مطلبی نقل می شود مبنی بر این که در این روز گناه جایز است! که صراحتا غیرعقلانی و مخالف عقل است! اگر خدا بگوید یک روز گناه کنید یعنی خدا پذیرفته که یک روز ضرر کنید! چنین خدایی اصلا مستحق عبادت نیست!

وقتی روایت به چنین مطلب مضحکی ختم می شود مشخص می شود که کل روایت زیر سوال است.

به هر حال نهم ربیع الاول عید بزرگی است. عیدی است که ما بشارت پیدا کردیم که کسی خواهد آمد و انتقام آل الله را خواهد گرفت و قلب مطهر حضرت زهرا(سلام الله ) را شاد خواهد کرد.


برچسب‌ها: عیدالزهرا, نهم ربیع الاول
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 و ساعت 1:13 |
قسمتی از فرمایش نورانی امام رضا علیه السلام در توصیف مقام امامت:

« الامام کالشمس الطالعة المجللة بنورها للعالم و هی فی الافق بحیث لا تنالها الایدی والابصار. »

امام مانند خورشید طلوع‌کننده است که نورش عالم را فرا گیرد و خودش در افق است به نحوی که دست‌ها و دیدگان به آن نرسد.

« الامام البدر المنیر، و السراج الزاهر، و النور الساطع، و النجم الهادی فی غیاهب الدجی و أجواز البلدان و القفار، و لجج البحار. »

امام ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره‏ایست راهنما در شدت تاریکی‏ها و رهگذر شهرها و کویرها و گرداب دریاها (یعنی زمان جهل و فتنه و سرگردانی مردم).

« الامام الماء العذب علی الظماء و الدال علی الهدی، و المنجی من الردی. الامام النار علی الیفاع، الحار لمن اصطلی به و الدلیل فی المهالک، من فارقه فهالک. »

امام آب گوارای زمان تشنگی و رهبر به سوی هدایت و نجات‌بخش از هلاکت است، امام آتش روشن روی تپه (رهنمای گم‌گشتگان) است، وسیله گرمی سرمازدگان و رهنمای هلاکت‏گاه‌هاست؛ هر که از او جدا شود هلاک شود.

« الامام السحاب الماطر، و الغیث الهاطل و الشمس المضیئة، و السماء الظلیلة، و الارض البسیطة، و العین الغزیرة، و الغدیر و الروضة. »

امام ابریست بارنده، بارانیست شتابنده، خورشیدیست فروزنده سقفی است سایه دهنده، زمینی است گسترده، چشمه‏ایست جوشنده و برکه و گلستان است.

« الامام الانیس الرفیق، و الوالد الشفیق، و الاخ الشقیق، و الام البرة بالولد الصغیر، و مفزع العباد فی الداهیة النآد…»

امام همدم و رفیق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به کودک، و پناه بندگان خدا در گرفتاری سخت است…

«… الامام أمین الله فی خلقه، و حجته علی عباده و خلیفته فی بلاده، و الداعی إلی الله، و الذاب عن حرم الله. »

… امام امین خداست در میان خلقش و حجت او بر بندگانش و خلیفه او در بلادش و دعوت‏ کننده به سوی او و دفاع‏ کننده از حقوق او است.

« الامام المطهر من الذنوب و المبرا عن العیوب، المخصوص بالعلم، الموسوم بالحلم، نظام الدین،و عز المسلمین و غیظ المنافقین، و بوار الکافرین. »

امام از گناهان پاک و از عیب‌ها بر کنار است، به دانش مخصوص و به خویشتن‌داری نشانه‌دار است،موجب نظام دین و عزت مسلمین و خشم منافقین و هلاک کافرین است.

« الامام واحد دهره، لا یدانیه أحد، و لا یعادله عالم، و لا یوجد منه بدل و لا له مثل و لا نظیر، مخصوص بالفضل کله من غیر طلب منه له و لا اکتساب، بل اختصاص من المفضل الوهاب. »

امام یگانه زمان خود است، کسی به هم‌طرازی او نرسد، دانشمندی با او برابر نباشد، جایگزین ندارد، مانند و نظیر ندارد، به تمام فضیلت مخصوص است بی ‏آنکه خود او در طلبش رفته و به دست آورده باشد، بلکه امتیازیست که خدا به فضل و بخشش به او عنایت فرموده.

« فمن ذا الذی یبلغ معرفة الامام، أو یمکنه اختیاره؟ هیهات هیهات!!! »
کیست که امام را تواند شناخت یا انتخاب امام برای او ممکن باشد؟ هیهات!!!

منبع : اصول کافی، کتاب‌الحجة، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، حدیث


برچسب‌ها: امام رضا, ع, امام
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در سه شنبه چهارم بهمن 1390 و ساعت 1:12 |