تبليغاتX
خرابه

پس از پایان جنگ و پذیرش قطع نامه فاز جدیدی از جنگ رقم خورد، جنگی به نام جنگ نرم !

خداوند مقرر کرده است که همیشه ظالم و مظلوم و بدی و خوبی در جنگ باشند: " اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ "

انقلاب اسلامی آرمانی برای همه مظلومان عالم و همه مسلمانان بود و با شعار دفاع از مظلومان عالم پا به عرصه بین الملل گذاشته بود و این یعنی دشمنی ذاتی مابین هر قدرت ظالمی با جمهوری اسلامی ، جنگ پایان نگرفته بود اما شکلی جدید به خود گرفته بود. ایران در سال های جنگ نشان داده بود قهرمانانی دارد که در مقابل هیچ قدرتی زانو نمی زنند، مردانی که تا پای جان برای اسلام و آرمان های اسلام می جنگیدند و شهید می شدند تا همیشه زنده بمانند. جنگیدن با چنین مردانی برای آنان که حتی خدا را به جسم تصور می کنند و دنیا برایشان در همین دو روز خلاصه می شود البته که غیرقابل تصور بود و هست.

سوال این جا بود: چگونه می توان با چنین مردانی جنگید؟ و راه حلی جز جنگی با روشی دیگر وجود نداشت. می بایست شیران می خوابیدند و رام می شدند که شیر خواب و رام شده را خطری نیست!

حمله شروع شد: فیلم ها و عکس ها و کتاب ها و صدور نظریات مختلف و ...

اما وقتی دشمن هوشیار است حتی کوچکترین حرکت را رصد می کند، چه باید کرد؟

افسران جنگ نرم دشمن در جبهه خودی دست به کار شدند، می بایست شیرها خواب می رفتند و رام می شدند، چه کنیم؟ وقتی که خیال شیر راحت بشه راحت می خوابه ! وقتی دشمنی وجود نداره چرا بیدار بمونه ؟

"سروش" و "زیبا کلام" البته این نقش را به خوبی انجام دادند، نظریه "توهم توطئه" همان چیزی بود که برای خواب کردن شیران نیاز بود و این که تمام این هوشیاری ها و بیداری ها و آگاهی ها حاصل یک توهم است! توهمی که برای خود ساخته اید تا کمبودها و کم کاری ها را جبران کنید!

شیرها کم کم به خواب رفتند آخر خبری از دشمن نبود، دشمن پشت سرشان بود! برخی نیز رام شدند: "تا کی دشمنی ؟ سی سال پیش انقلاب شد، تموم شد رفت تا کی باید تاوان پس دهیم و زندگی سختی داشته باشیم؟ نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!"

و چه مظلوم بود رهبری که سال ها داد می زد که ای مردم حواستان باشد، دشمن جایی نرفته، صلح هم نکرده، همین نزدیکی است! اما دریغ از گوش شنوا !

شیرها یا رام دشمن شده بودند و نعره ای هم اگر می کشیدند به سمت رهبری و خودی ها بود یا در خواب ناز بودند!

و چه مظلوم بود رهبری که می دید فتنه را که نزدیک می شود و آگاهی می داد اما دریغ از یک گوش شنوا :

"دارم می بینم صحنه را، می بینم تجهیز را، می بینم صف آرائی ها را، می بینم دهان های با حقد و غضب گشوده شده و دندان های با غیظ به هم فشرده شده را علیه انقلاب  و علیه امام و علیه همه این آرمان ها و همه اون کسانی که به این حرکت دلبسته اند، چه بکنم اگه کسی نمی بینه ..."

و بالاخره فتنه آغاز شد و شیرهای رام شده به سمت شیرهای خواب حمله آوردند و تازه شیرها از خواب بیدار شدند و تازه یادشان آمد جنگی بود و دشمنی!

ای کاش شیرها دوباره نخوابند!

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 1:40 |

یادداشتی که در سایت تابناک دامنه com در رابطه با سفرهای استانی گذاشته شده بود بهانه ای شد واسه این که مطلبی را در مورد سفرهای استانی بنویسم.

چند هفته پیش با یکی از اساتید بخش کامپیوتر که رفاقتی با هم داریم در مورد انتخابات و حوادث بعد از اون و به طور کلی برخی سیاست های دولت و صدا و سیما و ... صحبت می کردیم، ایشان که در انتخابات به محسن رضایی رای داده بود صحبت جالبی را کرد که آفت بزرگی برای سیاست مداران اینه که رابطه شون با مردم در حد دور و بری های خودشون باشه به قول خودش " تو و علی خیلی پسرهای خوب و کار درستی اما اگه من حوادث بخش را تنها از شما دوتا بشنوم و رابطه ام با دانشجویان منحصر به این بشه یعنی این که دارم از دید شما قضیه را می بینم و این اصلا خوب نیست"

به هر حال آقای استاد معتقد بود که این اتفاق تا حد زیادی در سطوح بالای کشور رخ داده است. اما من با تصدیق قسمت اول حرف ایشان نظر دیگری داشتم چند سال پیش توی دوره اصلاحات شهر ما نماینده ای داشت که به دلیل این که فوت کرده اسمش را نمی آورم، این آقای نماینده که اتفاقا قائم مقام حزب مشارکت هم بود علی رغم این که منزل پدری اش سر کوچه ما بود هیچ وقت نتونستیم برخی گلایه ها را بهش منتقل کنیم و در تنها ملاقاتمون هم ده دوازده نفر بادمجون دور قاب چین باهاش بودند که مانع از صحبت شدند.

توی سفر استانی احمدی نژاد به شیراز تشکل ها جلسه ای با برخی معاونان وزیر علوم داشتند، در ابتدای جلسه برخی مدیران فرهنگی شروع به خواندن ارقام و آمار کردند که ما چنین کردیم و چنان کردیم که باعث عصبانیت شدید من شد که دریغ از اندکی کیفیت در این همه کمیت ، همین هم باعث شد که بسیج و انجمن اسلامی(اتحادیه مستقل) و جامعه اسلامی اساسا آمار بنده خدا را زیر سوال ببرند و به عبارتی امور فرهنگی دانشگاه را شسته و به کناری بگذارند و به عبارتی هر چه می خواهد دل تنگت بگو !  نکته ای که می خوام بهش تاکید کنم همین دیدن کشور از دید آمار و کمیت هاست و تفاوت فاحشی که با واقعیت ها داره .

توی چند هفته گذشته با "صفارهرندی" و "باقری لنکرانی" هم دیدارها و صحبت هایی داشتیم که اگه عمری بود و فرصتی یه چیزایی ازشون می نویسم.

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 1:3 |
یکی از دغدغه های اونایی که خودشون را منتظر می دونند یا حداقل دوست دارند منتظر باشند نشانه های ظهوره و این که حالا بالاخره این نشانه ها محقق شده یا نه ؟ شاید واسه همینم هست که مثلا برخی نشانه های یمانی را توی مشکلات اخیر یمن برای شیعیان می جویند و برخی جنگ عراق را نشانه ظهور می دانند و ...

اما شاید جواب خیلی خوبی به این دغدغه ها را از زبان روحانی محترمی توی رادیو فارس شنیدم جوابی که دل خیلی ها را آروم و امیدوار می کنه .

بدا از اعتقادات شیعه است که البته طبق نظر برخی تمام مسلمانان به آن معتقدند (شاید با این کلمه استفاده نشود اما به مفهومش معتقدند ! ) و « بداء » در لغت به معناي ظهور و روشن شدن پس از مخفي بودن چيزي است و اصطلاحاً به روشن شدن چيزي پس از مخفي بودن از مردم اطلاق مي شود؛ بدين معنا كه خداوند متعال بنا بر مصلحتي، مسئله اي را از زبان پيامبر يا ولي اي از اولياي خويش به گونه اي تبيين مي كند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غير آن را به مردم نشان مي دهد.

در قرآن آمده است: خداوند هر چه را بخواهد محو يا اثبات مي كند در حالي كه ام الكتاب نزد اوست و خود مي داند عاقبت هر چيزي چيست.

برای توضیح بهتر مراجعه کنید به :

تفسیر بدا در درس خارج آیت الله سبحانی

پاسخ به پرسشی درباره بدا

طبق روایتی که روحانی مذکور عنوان کرد ممکن است برخی از علائمی که به عنوان علائم ظهور عنوان شده اند مشمول امر بدا شوند یعنی به خاطر آمادگی و دعای مسلمانان و شیعیان بدون تحقق برخی از علامات ظهور اتفاق بیافتد :

ابوهاشم جعفري از حضرت جواد الائمه سئوال مي‌كند كه با توجه به حتمي بودن خروج سفياني در روايات آيا ممكن است خداوند در آن بدأ كند؟

حضرت مي‌فرمايد: «بلي».

سپس ابوهاشم سئوال مي‌كند: پس مي‌ترسيم در اصل قيام قائم هم بدأ شود؟

حضرت مي‌فرمايد: «همانا قيام قائم از وعده‌هاست و خداوند خلف وعده نمي‌كند».

پس بیائید دعا کنیم !

"انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا "

لینک های بیشتر که برخی شون موافق و برخی مخالفند :

علائم ظهور

ظهور، نكته‌ها، نشانه‌ها و ياري‌گران


+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 2:25 |

درطول مدتی که گذشت برخی از اصول گرایان اشتباهاتی داشته اند که حتی رهبر معظم انقلاب را وادار به واکنش کرده است، این اشتباهات اگرچه در برابر کارهای خلاف عقل و منطق و شرع برخی از اصلاح طلبان به چشم نمی آید اما توجه به این نکته که از نظر عرف کارهای این گروه به پای تمام جریان اصول گرا گذاشته می شود باعث می شود که لزوم برخورد درون گفتمانی با این گروه مشخص شود و همین امر نیز به سخنان اخیر رهبری انجامید .


     1.جلوتر از رهبری حرکت نکنید
یکی از نکات جالبی که رهبری در خطبه اول بر آن تاکید کردند این بود که اختلاف سلیقه وجود دارد و برخی سلیقه ای را می پسندند و برخی سلیقه ای دیگر را (فرقة علی هذا و فرقة علی ذاک ) و این که تشخیص مصداق ها را برای برخورد به عهده رهبری بگذاریم و جلوتر از رهبری حرکت نکنیم .

2.    2. اصرار به برخورد نکنید .
سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی رهبری که در قالب داستانی از جنگ صفین بیان شد ناظر به این نکته بود که اصرار به برخورد با برخی عناصر منجر به دفع کامل ایشان می شود و تا لحظه ای که اندک امیدی برای برگشتن این افراد به دامن حکومت اسلامی است نمی بایست با ایشان برخورد شود .

3.    3. آنکس طلب حق می کند و اشتباه می کند مانند کسی نیست که باطل می جوید و به آن می رسد.
اگرچه بسیاری از مخالفان و معاندان نظام  مشکلات اساسی با دین و حکومت دینی دارند اما در این میان هستند کسانی که مسلمانانی معتقد و با عمل هستند گروه موسوم به انجمن حجتیه شاید از این قبیل باشند و گروه های دیگری که نمی توان با آنها مانند افرادی بی دین و ایمان برخورد کرد که می شناسم برخی از آنان را که به راستی در برخی از مسائل باید مدت ها شاگردی آنان را بکنم حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه هایشان با نقل جریانی از خوارج به زیبائی نوع برخورد با این گروه را تشریح کردند . امام علی (ع ) : قال الأمام علي ع: ليس من طلب الباطل فأدركه كمن طلب الحق فاخطئه

این نکات به زیبایی خطاب به طیف اصول گرا بیان شد تا از برخی تندروی ها و برخوردهای نادرست جلوگیری کند که امیدواریم این چنین نیز بشود.

اما نکته آخری که این روزها فضای وب و فضای جامعه را پر کرده است مربوط به صحبت های جورج سوروس در رابطه با ارتباط با خاتمی می باشد گرچه به شخصه دل خوشی از خاتمی ندارم و آن چه بیان شده است با سابقه ای که از خاتمی در مورد تقابل دین و مردم داریم استبعادی ندارد اما یادمان نرود که : " اذ جائکم فاسق بنباءٍ فتبینوا "

نه حرف روزنامه صهیونیستی در مورد احمدی نژاد قابل استناد است برای کروبی و نه حرف جورج سوروس درباره خاتمی قابل استناد استناد است برای ما .

در آخر یادمان باشد که : "المتقدم لهم مارق والمتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق" نه جلوتر از رهبری حرکت کنیم و نه از رهبری عقب بیافتیم ، ملازم و همراه رهبری باشیم تا از اهل نجات باشیم

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 18:22 |
یکی از مهمترین کلماتی که در ادبیات عامه و ادبیات سیاسی ما به کار می رود واژه تحجر است و جالب اینجاست که همه نیز از با نسبت دادن آن به دیگران از آن اظهار برائت می کنند . این امر از بحث های عادی روزمره تا بحث های کلان سیاسی توی کشور ما رایجه و جالب این که هیچ کس هم خود را در مظان اتهام قرار نمی دهد و دیگران را به اون متهم می کند !

سوالی که باید اینجا جواب داده بشه تفاوت بین اعتقاد و تحجر است که نکته مهم و اساسی ای است که باید به آن پرداخته شود . لاابالی گران معتقدین را متهم به تحجر می کنند و متحجرین نیز معتدلین را متهم به لاابالی گری می کنند وقتی کسی حرفی دور از عقل و دین می زند و نمی پذیری متهم به تحجر می شوی، وقتی از محافل گناه دوری می کنی متهم به تحجر می شوی و وقتی هم مثل برخی تندروی هایی نمی کنی متهم به بی غیرتی می شوی !

تحجر در لغت به معنای تصلب و جمود فکری است . اما تعریف تحجر این است : متحجران کسانی هستند که اولا قدرت تعمق در دین و استنباط و فهم احکام شریعت را نداشته اند و ثانیا همواره اسیر قالبهای حوادث می باشند و نمی توانند از صورت ظاهری حوادث بگذرند و به مبانی و خمیر مایه های رخدادهای اجتماعی برسند .

تحجر یعنی این که از دین و احکامش قاعده ای را بگیریم و بچسبیم و بقیه قواعد و ظوابطش را رها کنیم و هزاران شرط و آیه و حدیث را که آن را به گونه ای تشریح می کنند نبینیم .

این تحجر روزی در لباس خوارج علی (ع) را شهید کرد چرا که خوارج آیه ای از قرآن را دیدند و قرآن ناطق بودن علی (ع) را ندیدند ، روزی باز هم در لباس خوارج  بر علیه امام رضا (ع) توطئه گری کرد، روزی در لباس گروه فرقان استاد مطهری را شهید کرد و آیت الله خامنه ای را مجروح .

و امروز هم در هر دو جریان سیاسی و فکری کشور شاهد تحجر هستیم . تحجری که برخی علما را علیه جمهوری اسلامی می شوراند و تحجری که برخی را به رقم زدن حوادثی چون کوی دانشگاه و کهریزک وامی دارد. هر دوی این ها نتیجه تحجر هستند .

در همین زمینه توصیه می شود :

ويژگي ها و پيامدهاي تحجر گرايي از ديدگاه امام خميني (ره(

روحانيّت و تحجّر

انقلاب اسلامی تحجر و سنت - علی ذوعلم

تحجر و تجدد از منظر استاد شهيد مطهري

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 15:27 |
در چند روز گذشته اظهارات آقای صانعی از جنجالی ترین خبرها بود و محکوم کردن ها و تکذیب ها و ... جز بیشترین خبرها بود. اما ظلمی که رجانیوز و سایت های مشابه در حق این مطلب کردند این بود که با مسئله خیلی سطحی برخورد کردند ! عبارتی که صانعی در ارتباط با رئیس جمهور به کار برده بود چه طبق اظهار خودشان مربوط به آن داستان باشد و چه مربوط به احمدی نژاد در مقابل مابقی حرف هایی که آقای صانعی به تمامیت نظام نسبت داد و تحریف هایی که در سخنانش بود هیچ نبود و البته دوستان ما با انتشار آنها لطف بزرگی در حق آقای صانعی کردند تا صدایش را به گوش تمام مغرضان و معاندان برساند و اعتباری کسب کند !

به علت امتحانات نتونستم زودتر مطلبی را در این مورد بنویسم اما امروز فرصتی دست داد تا در مورد افاضات حضرت آیت الله !!! چند سطری را بنگارم .

"يكي از مسئولين كه در درجه اول واسطه بود از يك جايي آمده بود خودش رده دوم و سوم بود گفتم ابطال كنيد انتخابات را، آسمان كه به زمين نمي آيد گره اي را كه مي شود با دست باز كرد، خيلي راحت ابطال كنيد دوباره انتخابات را شروع كنيد با يك شرايط خاصي. او گفت نه تقلب نبوده است. گفتم تقلب نبوده كه يك كسي گفت من هفتاد دليل مي آورم كه در حوض آب نيست يكي ديگه گفت من يك دليل مي آورم كه در حوض آب هست بغلش كرد پرتش كرد در حوض. گفت حالا آب هست يا نيست."

خوب آقای صانعی می شه ما را هم در آب بیاندازید تا این آب را ببینیم یا حداقل خودتون چشمتون را باز کنید ببینید که توی سرابید ؟

"حكومت اسلامي حداقل بايد با آنهايي كه زحمت كشيدند، خوب رفتار كند اين كلاس اول سياست است. منتهي چه كنيم خدا عقلشان را گرفته است. الحمدالله الذي جعل اعدائنا من الحمقا، كلاس اول سياست است. احترام اطرافيانتان را نگه داريد اينهايي كه 30 سال در نظام زحمت كشيدند، نگهشان داريد."

آقای صانعی، ما که کمتر از اونیم که بخوایم درس یاد شما بدیم اما چند دقیقه قبل از همین شما داشتین از امیرالمومنین می گفتید آیا امام علی طلحه و زبیر را که خیلی هم واسه اسلام زحمت کشیده بودند به هر قیمتی نگاه داشتند ؟ یه دقیقه پیشش هم از امام (ره ) می گفتین ، بازرگان کم واسه انقلاب زحمت کشیده بود ؟ آقای صانعی کلاس اول دینداری اینه که هیچ حقیقتی را فدای هیچ مصلحتی نکنیم. اگه به این حکومت انتقادی وارده توی مصلحت سنجی هاشه نه توی به راه حقیقت رفتنش

"محال است اسلام بگويد 60 ميليون يك جور بگويند يك نفر جور ديگر بگويد آن را عمل كنيد. اينكه خلاف عقل است خلاف همه چيز است. 50 ميلوين يك جور بگويند 20 ميليون جور ديگر شما 20 ميليون را عملي كنيد. اينكه ترجيح راجع بر مرجوع است. و شاورهم في الامر پيغمبر مشورت مي كرده است. در امور مشورت مي كردند و امرهم شوري بينهم ريشه يابي كنيد."

واقعا از آقای صانعی که تاکیدشان روی ریشه یابی این حرف بعیده ! به خدا نمی خواد فقیه باشی تا بفهمی این حرف غلطه با یه دو دوتا چهارتای ساده مشخصه البته اگر آقایان حوض را ببینند ! آقای صانعی تمام عربستان بت می پرستیدند پیغمبر و امام علی و حضرت خدیجه خدا را می پرستیدند کدوم درست بود ؟ آقای صانعی تمام قوم نوح کافر بودند اندکی خداپرست بودند کدوم درست بود ؟ آقای صانعی چند میلیارد مسیحی و یهودی و ... داریم یه میلیارد مسلمان ، کدوم درست می گن ؟ آقای صانعی امت پیامبر هفتاد و اندی فرقه هستند یکیشون اهل هدایته . آقای صانعی قرآن که خوندین؟ اکثرهم لا یعقلون را ندیدین ؟

آقای صانعی هم فرضتون غلطه هم نتیجه تون ! اول فرض کردین که تعداد شما و همفکراتون بیشتره که چشماتون را بستین ! دوم نتیجه گرفتین حق با شماست که بازم به ترکستان رفتین !

"چون بنده معتقدم بزرگان ما در شرايطي نبودند چه علماي اهل سنت چه شيعه كه ريشه يابي كنند. من يك وقتي عده اي از اهل سنت و مسيحي ها از امريكا آمده بودند 6 سال پيش به وسيله يكي از رفقا آمده بودند منزل ما عرض كردم تمام آيات قرآن راجع به نداشتن حق براي كفار است، كافر حق ندارد چنين كند و چنان كند نه غيرمسلم و كافر غير غيرمسلم است، كافر يعني كسي كه مي داند اسلام حق است و عليه او تبليغ مي كند. تمام حقوقي كه شما در رساله عمليه داريد، ارث نمي برد، دختر نمي شود به او داد و... همه اش مال كفار است و خلاف عقل هم نيست."

به به ! آقای صانعی شیطان اولین گناهش غرور بود. می دونین که ؟ وقتی غرور گرفتش از آستان الهی رانده شد. می شه بفرمائید تمام بزرگان و علمای شیعه سنی توی چه شرایطی بودند که نتونستند ریشه یابی کنند و شما تونسته اید ریشه یابی کنید؟ آقای صانعی خدا توبه پذیره توبه کنید از این غرور . برگردید خدا رحمان و رحیمه

"لحمدالله جوري شديم كه در يك ذره از گناهان اين آقايان شريك نيستيم. سپاس مر خدا را حمد مر خدا را."

تمام حرف های شما از شروع تا پایان تهمت بود خدا را شکر که شما توی این ها شریک نیستید بالاخره هرکسی توفیق نداره !

"اين گناهان آدمكشي و شكنجه كه يكي‌اش كافي است كه آدم را خالد در جهنم كند و من قتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدين فيها قتل يك نفر غير از قتل يك جريان است. اين آيه را تفسير كردند به قتل جريان شما يك جريان را مي كشيد يك جريان ديگر را احترام مي كنيد اين جزائش جهنم است خالدين فيها. بنده الحمدالله هيچ نيستم ما را مخالف مي دانند با اين حرفها شكر مي كنند خدا را."

آقای آیت الله ! می شه بگین این تفسیر را از کجا آوردین ؟ تهمت که می زنید به کنار نوش جانتون . اما این تفسیر را از کجا آوردید ؟ خوارج جریان نبودند ؟ اونهایی که علی را می پرستیدند (به اصطلاح علی الله ای ها ) جریان نبودند ؟ معاویه جریان نبود ؟ قتل جریان جزایش خالدین فیهاست ؟ می دونید جزای اون ها که آیه را از محل خودش خارج کردند چیست ؟

این که بقیه حرف هاتون را نقد نکردم به این معنا نیست که بقیه حرف هاتون درسته که اگه بخوایم جواب بدیم کتابی می طلبد در جواب این همه دروغ و افترا . آقای آیت الله این دروغ های شما کفاره دارد گناه است .توبه کنید . فرق نمی کنه به احمدی نژاد تهمت و افترا زده باشید یا نه که به قول معروف انشاالله که بادمجان است . اما توبه کنید .خدا توبه پذیر است . این شب ها فرصت خوبیه واسه این که به خودتون بیاین و توبه کنید این فرصت را از دست ندهید.

 

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 2:3 |
دوره بعد از انتخابات دوره سختی برای اصول گراها بود در حالی که اصول گراها با پیروزی در انتخابات انتظار دوران خوبی را داشتند اما آن چه اتفاق افتاد آن چیزی نبود که می بایست اتفاق می افتاد. با نزدیک شدن دوران انتخابات جریان های اصلاح طلب تلاش زیادی را برای به انزوا کشاندن جریان اصول گرا انجام دادند؛ تبلیغات زیاد و راه اندازی جنگ روانی و تهدید و تحقیر اصول گراها از جمله این کارها بود آن چه آنان به دنبالش بودند به انزوا کشاندن اصول گراها بود، در این صورت اصلاح طلبان بیشتر به چشم می آمدند و حتی در صورت پیروزی اصول گراها در انتخابات مساله تقلب را پیش می کشیدند، این همان کاری بود که شروع کردند و ادامه دادند و در این میان جریان های اصول گرا که این مساله را درک کرده بودند با تلاش بسیار در مقابل این قضیه ایستادند ، همین این وظیفه را برای من و امثال من ایجاب کرد که وارد جریانهای تبلیغی شویم .

اما بعد از انتخابات در لحظه ای که می بایست شیرینی پیروزی بعد از تلاشی طاقت فرسا زیرزبانمان مزه می کرد آشوبگری طرفداران جریان مقابل و سواستفاده گران از موقعیت شیرینی این وضعیت را در کام ما تلخ کرد( و البته این همان چیزی بود که آنان می خواستند) در این میان اشتباهاتی که برخی نیروهای نیروی انتظامی و صدا و سیما کردند به این تلخی دامن زد و وضعیت را برای ما پیچیده تر کرد.

اما در این میان محمود احمدی نژاد ناراحتی ما را بسیار بیشتر کرد و بسیاری از دوستان را در ناراحتی و سرخوردگی قرار داد، انتصاب اسفندیار رحیم مشائی ، تعلل در امر رهبری ، کنار گذاشتن وزرا در دقیقه نود دولت ، برکناری وزرای اصول گرایی چون دکتر باقر لنکرانی و انتصاب وزاری زن اشتباهاتی بود که این حس را منتقل می کند که احمدی نژاد دولت را با اشتباه شروع کرده است و با اشتباه ادامه خواهد داد ؟!!!

شاید آیت الله علم الهدی خیلی خوب منظور من را در مورد انتخاب وزیر زن بیان می کنند :

آيت‌الله علم‌الهدي با بيان اينكه در عالم وجود، زني مقتدرتر، عالم‌تر، با استعدادتر و مديرتر از حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله عليها وجود ندارد، گفت: اما در شرايطي كه پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آله و حضرت علي عليه‌السلام در مدينه حضور نداشتند و بايد شهر مدينه را در غيبت پيامبر كسي اداره مي‌كرد، هرگز مديريت را به ايشان نسپردند اما در جايي كه وظيفه حضرت زهرا سلام الله عليها ايجاب مي‌كرد، براي مقابله با ارتجاع پس از انقلاب نبي مكرم اسلام يكه و تنها به ميدان آمده و ايستاد و مقابله كرد و محصول آن امروز 300 ميليون گوينده اشهد ان علي ولي الله است و اين نتيجه قهرماني حضرت زهرا بود و ثمره تقسيم مسئوليت‌ها در اسلام است.

وی ادامه داد: پايبندي به ارزش‌هاي اسلام و انقلاب و استكبارستيزي خصوصيت برجسته‌اي در رييس‌جمهور است كه باعث شد متدينين ما با اكثريت آرا او را انتخاب كنند بنابراين بايد در رأس مطالبات و توقعات مردمي مطالبات ديني و توقعات ديني آن‌ها قرار گيرد و شكل كار ما نبايد به گونه‌اي باشد كه يك عده فمينيست ملحد بي‌ديني كه خدا را قبول ندارند، در دنيا خوششان بيايد.

امام جمعه مشهد مقدس با اشاره به سخن امام راحل كه فرمودند "اگر كاري كرديم و جريان‌هاي غربي از ما خوش‌اشان آمد، بايد در كار خود ترديد كنيم(قابل توجه آقای مشائی) گفت: اينكه چند وزير زن معرفي شوند و جريان‌هاي فمينيستي داخل و خارج شاد شده و كف بزنند، همان سخن امام رحمة الله عليه را بازگو مي‌كند.

* پی نوشت » ایام امتحانات هست و خیلی هم وقت ندارم اما واقعا ناراحت بودم که دست به قلم بردم احمدی نژاد برای ما اصل نیست و این را بارها گفته ایم و تاکید کرده ایم اما فعلا نماینده ماست و اشتباهاتش برای ما گران است .



+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 0:30 |

تا چند روز دیگه امتحانام شروع می شه اما دلم نمیاد ننویسم از ماهی که رفت و ماهی که میاد، ماهی عزیز که داره تموم می شه ماهی که عزیزه مخصوصا به خاطر مولودای عزیزش

و ماهی که داره میاد و ماه مهمونیه ، ماه عزیزی که...

http://www.tbzmed.ac.ir/monasebat/mazhabi/ramezan/image/2.jpg

نمی خوام از روزه و فوایدش بگم ، یا هر چیز دیگه ای از این ماه عزیز بگم چرا که می دونم می گن و می شنوید ، فقط یه خواهش از تمام خواننده های این وبلاگ دارم

یکی از فلسفه های روزه خبردار شدن سیرها از حال گرسنگان است ، نکنه این ماه هم بگذره و از حالشون خبردار نشیم ، یه سر پاشین برین محله های فقیرنشین شهرتون ، با لباس خوبه تون نرید ، شیک نکنید و برید . نرید واسه صدقه دادن یا آروم کردن وجدانتون ، نرید واسه این که ماشینتون را به رخ بچه های کوچک توی کوچه بکشید یا تیپتون را به رخ ...

برید و سعی کنید درد اونا را حس کنید اگه این کار را کردین نمی تونید یازده ماه دیگه سال فرامششون کنید . مطمئن باشید

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 3:12 |
اگه فعلا مطلب سیاسی نمی نویسم فقط واسه اینه که فعلا احساس تکلیف نمی کنم اما یه چیزی می خواستم بگم این که من هزارتا پست هم در مورد مهدویت بگذارم ، این که من ده هزار تا پست هم آیه و حدیث این جا بگذارم به هیچ کس برنمی خوره ، نه از فحش خبریه نه کسی اهانتی می کنه ، نه ...

منظورم اینه که این نوع دینداری که فقط آیه و حدیث بخونی و اونا را وارد زندگی نکنی ، این نوع دینداری که دین را واسه آخرت می دونه و فکر می کنه دین برنامه ای واسه دنیا نداره ، این همون اسلام آمریکائی هست که به تریش قبای هیچ کسی بر نمی خوره ، توی این نوع دینداری تو بچه خوبی هستی که سرش را می اندازه پائین و می ره مسجد نماز می خونه و می ره خونه می شینه کاری هم به عالم و آدم نداره

تمام دعواها هم سر همینه از اول انقلابم همین بوده اعلام قیام علیه حکم قصاص عزت الله سحابی هم از همین جنس بود ، این جریانات اخیر هم از همین جنس بود .

شاید فعلا چیزی ننویسم اما اعلام برائت می کنم از این نوع دینداری و از این جور دیندارها

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 22:45 |
توي اين ايام و نزديكاي پانزده شعبان داشتم به امام و آقايي كه منتظرش هستيم و خيلي سنگش را به سينه ميزنيم فكر مي كرديم، وعده اي كه يرونه بعيدا و نراه قريبا http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/hablolmatin3/doa.jpg

داستان يهوديان مدينه را شنيده ايد ؟ همون هايي كه به عشق پيغمبر آخرالزمان به حجاز آمدند و بعدش هم يثرب را كه سرزمين متروكي بود را براي اقامت اختيار كردند چرا كه مي دانستند آن جا محل حكومت پيغمبر آخرالزمانه

وقتي كه پادشاهي كه از آن جا رد مي شد خواست آن جا ساكن شود به او گفتند كه اين جا محل حكومت پيغمبر آخرالزمانه و او را از ماندن در آنجا منع كردند اما اون پادشاه دو گروه از سربازانش را به اين عنوان كه به پيغمبر آخرالزمان كمك كنند در ان جا گذاشت و اين دو گروه كساني نبودند جز قبيله اوس و خزرج

اعراب قبيله اوس و خزرج به اذيت يهوديان پرداختند و آنها وعده انتقام جويي پس از آمدن پيامبرشان را مي دادند ، اما پيامبر آمد، پيامبري كه آنان بهتر از فرزاندنشان او را مي شناختند اما او را برنتافتند و بر او شمشير كشيدند.

داشتم به تعبير يهوديان امت فكر مي كردم و اين كه چقدر آماده ايم واسه اوني كه مياد يه روزي و اميدواريم اون روز نزديك باشه 

* پي نوشت : دوست داشتم اين چند روز را حسابي از آقا مي نوشتم چه كنم كه خراب شدن شارژر لپ تاپم فعلا اين فرصت را ازم گرفته


+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 1:46 |
http://i38.tinypic.com/v4xxmx.jpg

مردی می آيد که دستانش بوی کرامت، پيشانی اش بوی بندگی و گام هايش،ندای ايستادگی سر می دهد.بهار به حيرت می ايستد، باد سجده می کند و خورشيد، شکرانه میدهد.

قالَ الاْمامُ سيد الشهداء أبُوعَبْدِ اللّهِ الْحُسَيْن(عَلَيْه السلام) :
إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبْيدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.


حضرت امام حسين (عليه السلام) فرمود: همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند; و اين نوع، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.

ادامه احادیث را در ادامه مطلب مشاهده کنید:



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 3:43 |
بعد از سه روز دور بودن از هیاهوها و جنجال های سیاسی حالم اونقدر خوب هست که با نوشتن از دنیای سیاست خرابش نکنم .فعلا دنیای سیاست واسه همون هایی که با ادعای آزادی بیان هر مخالفی را با توهین و تهمت و تهدید ترور شخصیتی می کنند تا مبادا آزادی بیانشان آسیب ببیند !

سه روز با آدم هایی بودم که آدم از نگاه بهشون لذت می برد ، از گریه هاشون ، از نمازشون، حتی از سر و صدا و شوخی هاشون! سه روز احساس آرامش

[تصوير: 1246762867_16936_caf659861c.jpg]

فردا شب عازم جایی هستم که


تو دل یه مزرعه یه کلاغ که رو سیاست

هوایی شده بره پا بوسه امام رضا

اما هی فکر می کنه اونجا جای کفتراست

آخه من کجا برم یه کلاغ که رو سیاست

من که توی سیاهیا از همه رو سیاه ترم

میونه اون کبوترات با چه رویی بپرم

تو همین فکرا بودش٬ کلاغ عاشق ما

یه دلش می گفت برو٬ یه دلش می گفت نرو

که یهو صدایی گفت تو نترسو راهی شو

به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو

من که توی سیاهیا از همه رو سیاه ترم

میونه اون کبوترات با چه رویی بپرم

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 و ساعت 2:26 |
برنامه اعتکاف یکی از سنت های پیامبره که در سال های گذشته به اون توجه بیشتری شده است، ده روز آخر ماه مبارک رمضان و سه روز 13 تا 15 ماه رجب ایامی هستند که در فضیلت آنها روایات بیشتری موجود می باشد.

امام خميني (ره) در تعريف اعتکاف مي گويند: "وَ هُوَ اللَّبَثُ فِي المَسجِدِ بِقَصدِ التَعّبُدِ بِهِ وَ لا يعتَبَرُ فِيه ضَمُّ قَصدِ عِبادَةٍ اُخري خارِجَةً عَنهُ وَ اِن کانَ هُو الاَحوِط؛ اعتکاف، ماندن در مسجد به نيت عبادت است و قصد عبادت ديگر، در آن معتبر نيست. اگر چه احتياط مستحب نيت عبادتي ديگر، در کنار اصل ماندن مي باشد.

ارکان اعتکاف: ارکان عبادت يعني اجزايي که اگر عمداً يا هوا ترک شوند، آن عبادت باطل مي شود. اعتکاف نيز ارکاني دارد که عبارت اند از 1) نيت؛ 2) توقف در مسجد جامع شهر يا مساجد چهار گانه معروف؛ 3 کمتر از سه روز نبودن اعتکاف؛ 4) روزه دار بودن معتکف در ايام اعتکاف

این سه روز فرصت خوبیه واسه این که تا چند مدت خودمون را بیمه کنیم. این سه روز فرصت خوبیه واسه تفکر، واسه محک زدن خودمون و واسه حساب کشیدن از خودمون . فرصت خوبیه واسه "حاسبوا قبل ان تحاسبوا"

به همه دوستانی که می خوان برن اعتکاف و به خودم هشدار می دم نکنه اعتکاف بشه پیک نیک توی مسجد، نکنه بریم بشینیم با رفقامون غیبت کنیم، نکنه بریم به جای عبادت گناه کنیم برگردیم!

یه دوستی حرف خوبی می زد می گفت ما تمام طول روز حواسمون نیست می خوایم توی نماز حضور قلب داشته باشیم، اگه می خوایم بریم اعتکاف خودمون را واسه آدم شدن آماده کرده ایم؟
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 20:19 |

در حوادث اخیر و آشوب هایی که توسط طرفدارنماهای موسوی در سطح شهرهایی چون شیراز و تهران به وجود آمد برخی عنوان می کنند و می کردند که در صورتی که به طرفداران موسوی اجازه راهپیمائی قانونی داده می شد خود آنها انتظامات و برقراری امنیت را تضمین می کردند و شاهد چنین مسائلی نبودیم در حالی که با فراهم نشدن راهکارهای قانونی مردم اعتراض خود را به روش های قانون شکنانه و غیر قابل کنترل نشان دادند ، از این جهت این دوستان وزارت کشور و ارگان های انتظامی را مسئول بروز این حوادث جلوه می دهند .

در پاسخ به این دوستان باید پرسید که هدف از برگزاری راهپیمائی چه بوده است؟ آیا جز این است که دوستان و طرفداران هوادار موسوی با آمدن به خیابان می خواهند عده خویش را به رخ بکشند ؟ خوب شما که به خیابان آمدید ناچار طرفداران احمدی نژاد نیز به خیابان می آیند تا نشان دهند که آنان در اکثریت هستند و باز هم شما می آئید و باز هم آنها !!! آن چه اتفاق می افتد چیزی جز "لشکرکشی خیابانی" است ؟  در چنین شرایطی دعوا و آشوب و زد و خرد رخ نمی دهد ؟ آیا در چنین مملکتی می توان زندگی کرد ؟

از یکی از دوستان که از حامیان میرحسین و دارای تفکری مطابق آن چه در ابتدا عنوان شد بود همین سوالات را پرسیدم ، پاسخی که داد بسیار شنیدنی بود می گفت که :"آقای خامنه ای به بسیجی ها و طرفداران احمدی نژاد می گفت بیرون نیایند ! "

کلاهتان را قاضی کنید، آیا این پاسخی مناسب است ؟ آیا این همان دیکتاتوری نیست ؟

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 23:32 |

اظهارات مهدوی عضو شورای مرکزی مجاهدین از وقایعی بود که توی چند روز اخیر جنجال رسانه ای راه انداخت، مهدوی که از اعضای اصلی این حزب بوده به ناگهان تبر برمیدارد و به قامت این حزب تبر می زند !!!

این تغییر موضع اون قدر جالب و در عین حال بهت آور بود که بلافاصله سایت اصلاح طلب خبری مبتنی بر بازداشت بودن مهدوی را منتشر کردند تا این اظهارات را ناشی از تهدید و تطمیع بدانند و آنها را از اعتبار بیاندازند و باز هم مهدوی به میدان آمد تا بگوید که حتی لحظه ای بازداشت نبوده است .

اما آن چه مهدوی کرد را من می خواهم از دید خودم تحلیل کنم ، در واقع مهدوی در زمانی که تشخیص داد که سازمان دارد از بازی خارج می شود و با عدم رعایت قوانین بازی در حال کارت قرمز گرفتن است برای حفظ حیات سیاسی خود راهی دیگر را پیش گرفت و آن چیزی نبود جز پشت کردن به سازمان و حتی خنجر زدن از پشت به سازمان برای حفظ حیات خود .

مهدوی می دانست و می دید که سازمان به راهی می رود که همراهی با آن در نهایت منجر به مرگ سیاسی می شود و با این تصمیم سعی کرد پایه سازمانی جدید را بگذارد تا حیات خود را در قالب جدید ادامه دهد .

شاید این همان کاری بود که گروه امت واحده سال ها پیش پس از اعلام مارکسیست بودن سازمان مجاهدین خلق انجام داد تا حیات سیاسی خویش را ادامه دهد ، بالاخره مهدوی در مکتب بهزاد نبوی رشد کرده است !

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 4:20 |