تبليغاتX
خرابه

امشب مهمانی بودم . تعدادی از اقوامم دور هم نشسته بودند و اعتقادات من را مسخره می کردند و من هم تظاهر می کردم که هم عقیده اون ها هستم و باهاشون می خندیدم ! جای بحث کردن نبود و مشخصا با بحث من چیزی عوض نمی شد و فقط اعصاب خودم و دیگران خرد می شد به همین خاطر هم هیچی نگفتم.

اما از این که بگذریم حرف های اون ها خیلی قابل تامل بود . انتقاداتی که می کردند و حرف هایی که می زدند .

بین اون هایی که منتسب به اسلام و نظام و حکومتند تفاوت های خیلی اساسی ای وجود داره که باعث می شه این افراد متفاوت بشوند . این تفاوت ها ، همون تفاوت هایی است که بین علی و عثمان وجود داره . همون تفاوت هایی که باعث می شه دو حاکم که هر دو از نظر عوام منتسب به خلیفه رسول خدایند دو عملکرد متفاوت داشته باشند . همون چیزی که باعث می شه عثمان بیت المال را بین معاویه ها و اشعث ها و ... تقسیم کنه و علی به خاطر این که عدالت خواه است شهید شه . این تفاوت ها کم نیست  .اما حماقت برخی وقتی آشکار می شه که حساب این دو گروه را یکی می کنند .

امشب این دوستانمون از گندهایی که عثمانیان توی این مملکت زده اند و می زنند تعریف می کردند و طرفداران علی را تقبیح می کردند !!!

و از همه جالب تر اینه که این دوستان اگه بخواهند بین علی و عثمان یکی را انتخاب کنند عثمان را ترجیح می دهند !!! به قول خودشان بین بد و بدتر بد را انتخاب می کنند ! این دوستان گندهای عثمانیان را به پای علی دوستان می گذارند و علی را تقبیح می کنند و عثمان را ترجیح می دهند !!!

وقتی فکر می کنم مگه می شه این دوستان این قدر ساده باشند ؟ این قدر سطحی نگر ؟ این قدر ...

راستش به این نتیجه می رسم که حقیقت اینه که این آقایان چشمشان را بسته اند و از حقیقت روی برگردانده اند .



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 2:44 |

علی در عرش بالا بی نظیر است        علی بر آدم و عالم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم           چه عیدی بهتر از عید غدیر است

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 11:20 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 و ساعت 21:19 |
در پی توهین های اخیر عده ای از دانشجویان دانشگاه شیراز به مقدسات در هجدهم آذر ماه ، اعتکاف عقیدتی- سیاسی دانشجویان ارزشی دانشگاه های شیراز در محل مسجد جامع این دانشگاه آغاز گردید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 و ساعت 8:45 |
سلام بر آنان که نفس خویش را قربانی کرده اند و از تمام پلیی ها برائت جسته اند سلام بر شهیدان. عیدتان مبارک !


+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 10:8 |

توی روزگاری که ما از روی هم خجالت می کشیم واسه این که امر به معروف و نهی از منکر کنیم باید به یاد آوریم قوم شعیب و سرنوشتشان را :
قالَ (علیه السلام): إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحى إلى شُعَیْب النَّبی(صلى الله علیه وآله وسلم): إنّى مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ ألْف، أرْبَعینَ ألْفاً مِنْ شِرارِهِمْ وَ سِتّینَ ألْفاً من خِیارِهِمْ.

فقال: یارَبِّ هؤُلاءِ الاْشْرار فَما بالُ الاْخْیار؟ فَأوحىَ اللهُ إلَیْهِ: إنَّهُمْ داهَنُوا أهْلَ الْمَعاصى وَ لَمْ یَغْضِبُوا لِغَضَبی.([20])

فرمود: همانا خداوند متعال، براى حضرت شعیب (علیه السلام)وحى فرستاد: من از قوم تو یكصد هزار نفر را عذاب و هلاك مى نمایم كه شصت هزار نفر ایشان، اشرار و چهل هزار نفر دیگرشان از خوبان و عبادت كنندگان خواهند بود.

حضرت شعیب (علیه السلام) سؤال نمود: اشرار كه مستحقّ عذاب هستند ولى خوبان را چرا عذاب مى نمائى؟

خداوند وحى نمود: به جهت آن كه این افراد، نسبت به گناهكاران بى تفاوت بوده و با ایشان سازش مى كردند.

 

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 0:17 |
در ادامه پست قبل حکایتی را از دعای امام باقر می نویسم .
امام جعفر صادق عليه السلام حكايت فرمود:
من هر شب رختخواب پدرم حضرت امام محمّد باقر عليه السلام را آماده و پهن مى كردم و منتظر مى ماندم تا آن حضرت تشريف بياورد و استراحت نمايد؛ و پس از آن در رختخواب خود مى رفتم و استراحت مى كردم .
در يكى از شب ها، پدرم تاءخير نمود و به موقع هميشه به منزل نيامد، من در فكر فرو رفتم و ناراحت شدم كه چه شده است ، و چرا آن حضرت در وقت هميشگى نيامد؟
پس به سوى مسجد حركت كردم تا پدرم امام باقر عليه السلام را پيدا كنم ؛ و از جريان آكاه گردم .
همين كه وارد مسجد شدم ، پدرم را تك و تنها در گوشه اى از مسجد مشاهده كردم .
و در حالتى كه تمامى ماءمومين و مردم به منازل خود رفته بودند، پدرم تنها در مسجد با خداى خويش خلوت كرده و سر تواضع و فروتنى بر سجده نهاده بود و به درگاه بارى تعالى اين دعا را در حال گريه و زارى مى خواند:
((سُبْحانَكَ اللّهمّ أ نْتَ رَبّى حَقّا حقّا، سَجَدْتُ لَكَ يا رَبِّ تَعَبُّدا وَ رِقّا، الّلهمّ إ نَّ عَمَلى ضَعيفٌ، فَضاعِفْهُ لى ، الّلهمّ قِنى عَذابَكَ يَوْمَ يُبْعَثُ عِبادُكَ، وَتُبْ عَلَىَّ إ نَّكَ أ نْتَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ))
اى خدائى كه پاك و منزّه هستى ! توئى پروردگار حقّ و حقيقت .
اى خداوندا! از روى عبوديّت و بندگى و فروتنى ، در مقابل تو سجده كرده ام .
اى خداوندا! اعمال نيك من ، ناچيز و ناقابل است ، پس خودت بر اعمال من فزونى بده .
خداوندا! مرا در قيامت از عذاب دردناك خويش مصون دار، و مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بده ، زيرا تنها توبه پذير بخشنده و مهربان ، تو هستى .

پی نوشت : به این حدیث دقت کنید :

إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فیكَ خَیْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِكَ فَإنْ كانَ یُحِبُّ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ یُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفیكَ خَیْرٌ; وَاللّهُ یُحِبُّك، وَ إذا كانَ یُبْغِضُ أهْلَ طاعَةِ اللّهِ وَ یُحِبّ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فیكَ خَیْرٌ; وَ اللّهُ یُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.([1])

حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: اگر خواستى بدانى كه در وجودت خیر و خوشبختى هست یا نه، به درون خود دقّت كن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصیت و گناه ناخوشایندى، پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد.

ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشى و به اهل معصیت عشق و علاقه ورزیدى، پس خیر و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد.

و هر انسانى با هر كسى كه به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد.

چی شد که این را نوشتم ؟ با یه رفیق شفیقی در مورد ازدواج و معیار انتخاب همسر صحبت می کردم . راستی چقدر در نظر می گیریم که این آدمی که می خواهیم باهاش زندگی کنیم حاضریم توی قیامت باهاش محشور بشیم و همنشین بشیم یا نه ؟
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 23:55 |
امشب شب شهادت آقا امام باقره . خواستم در مورد امام باقر(ع) مطلبی بنویسم چرا که ما معمولا جز در مورد امام علی(ع) اطلاعاتمون در مورد امام ها خیلی کمه و حتی امام حسین (ع ) را نیز فقط در محدوده عاشورا و کربلا می شناسیم . سعی کردم در مورد امام(ع) جستجویی کنم و چیزهایی را در مورد ایشان در این جا بنگارم . اما در جستجو به مطالبی از "امام باقر و علوم غریبه " برخورد کردم . وقتی در حال مطالعه این مطالب بودم دیدم عقلم بعضی چیزها را راحت نمی پذیره . نه این که اون مطالب عقلانی نباشه اما این نشانه این بود که ایمان من ضعیفه که نمی تونم به راحتی وضوح این مساله را ببینم .
خدایا ایمان مرا افزون گردان و مرا از پیروی شیطان باز دار.
آمین
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 23:6 |


آدم بر زمین هبوط کرد تا عشق بیاموزد و شیطان را نیز خداوند آفریده بود تا عشق آدم به ظهور برسد. نه آن که شیطان عاشقی بداند . او از اهل عشق نبود. چرا که تا با امری خلاف عقل خویش مواجه شد، گردن از اطاعت معشوق پیچید و حکم عقل گرای خویش را گردن نهاد، و پیروان شیطان نیز همه چنین اند .
سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 10:0 |
همیشه توی زندگی اصل اینه که چی اصله ؟
نمی دونم برای شما چی اصله ؟ راستش حتی نمی دونم واسه خودم چی اصله ؟!!! اما مهم اینه که چی اصله ؟
دیشب توی راه تهران - شیراز به حرف های رفیقم فکر می کردم که از "احمدی نژاد " انتقاد می کرد و این که " احمدی نژاد چی داره که تو ازش دفاع می کنی ؟ "
و البته مهم اینه که چی اصله ؟
دیشب به رفیقی فکر می کردم که همه به خاطر ساده و صاف بودنش دست می اندازنش ، حتی گاهی خود من هم !
و البته مهم اینه که چی اصله ؟
به خاتمی فکر کردم که می گفت : " اگر دین در مقابل آزادی قرار گرفت دین ضربه خورد " و این که دین اصله یا آزادی ؟
به خودم فکر کردم که بعضی اوقات مثل رفیقم ساده لوح و ... خطاب می شم و می مونم بین هزاران دوز و کلک و صداقت یکی را انتخاب کنم .
و البته مهم اینه که چی اصله ؟
باز به احمدی نژاد فکر می کنم و اصولی که رعایتشون برای ما اصله و برای برخی فرع .
به عدالت فکر می کنم و آزادی ، به اصول اسلام فکر می کنم و حفظ روابط خارجی
به این که برخی می گویند باید حسن وار صلح کرد و برخی حسین وارانه می خواهند شهید راه حق شوند و این که بالاخره اصل چیست ؟
اصول گرا یعنی چه ؟ و آیا من اصول گرایم ؟
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 23:54 |