تبليغاتX
خرابه

بهم گفته بودند با یه تازه مسلمان انگلیسی مواجه میشم که رفته قم طلبه بشه ، اما وقتی دیدمش فهمیدم اشتباه کرده اند ، سید محسن نه تنها مسلمان بوده و هست بلکه از خاندان پیغمبر هم بوده است . حالا این که چی شده از انگلیس سردرآورده و بعدش هم از ایران و قم قصه اش مفصله .

What do you study ?                                                                                          

-          Chemical engineering

-          Mechanical Engineering

-          Computer Engineering

به به ! that is my field

از سه نفر که زودتر اومده بودیم پرسید چی می خونیم و ... چی شد ؟ !!! بابا گفته بودند طلبه ، نگفته بودند مهندس کامپیوتر !

مهندس کامپیوتر بود و توی انگلیس شرکت نرم افزاری داشت و برنامه ای را هم برای بانک های انگلیس نوشته بود اما از قم سردرآورده بود و حالا اومده بود شیراز تا برای ما از این بگه که انقلابمون چه تاثیری توی دنیا داشته و چه جوری باعث رشد اسلام شده ؟

سخنرانی اش را دکتر نیلی برای بچه ها ترجمه می کرد و البته کلمات خودش خیلی گویاتر بود !

معتقد بود که مسلمان غربی چون تو فشاره و دیوار خوبی و بدی خیلی واضحه ، چون می خواد خوب باشه و هر لحظه واسه این خوبی باید حواسش به خودش باشه مسلمان خالصیه یا به قول خودش pure هست و باز به قول خودش it's not hard to be a muslim in qum سخت نیست وقتی مسلمان زاده شدی و همه مسلمانند مسلمان باشی اما سخته مسلمان خوبی باشی

ازش پرسیدم چرا کامپیوتر را ول کرده و اومده حوزه درس حوزوی بخونه و اون گفت که ریاضی اش خوب بوده و علوم مهندسی و تکنولوژی را خوب خونده بوده و می فهمیده اما اومده که اسلام را هم به همون خوبی بخونه و بفهمه

معتقد بود که درسته که به نظر میاد هیچ رابطه ای بین آی تی و اسلام وجود نداره ، اما اسلام خیلی جامعه و واسه همه چیز پاسخی داره و این وظیفه ماست که این رابطه را کشف کنیم . اومده بود که این رابطه را کشف کنه !

خیلی باهاش صحبت کردم البته انگلیسی ام اون قدر خوب نبود که بتونم خوب تمام حرفهاش را بفهمم یا خوب منظورم را  بهش بفهمونم اما این قدر خوب بود که وقتی می گه امام زمان میاد و بنانیست همه کارها را خودش بکنه و نیرو نیاز داره بفهمم چی می گه . او یک مسلمان بود !

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 19:54 |

امشب داشتم قسمتی از مستندات انقلاب را می دیدم که قسمتی از مقاله "خدمت و خیانت روشنفکران" مرحوم جلال آل احمد را بازخوانی کرد. همیشه بزرگترین دشمن ما جهل ماست و بزرگترین حربه دشمن در بی خبر نگه داشتن ما ، بی خبر نگه داشتن نسبت به اشتباهات تاریخی ما ، اشتباهاتی که اگه ازشون درس نگیریم ، بازم تکرار می کنیم . تاریخ را به همین خاطر باید خوند و البته نه اون تاریخ مزخرفی که توی مدرسه ها توی مغز ما می کردند تا یادمون بره کی هستیم ، تاریخی که خوندنش فقط به درد حفظ کردن چهار تا "تاریخ " می خوره و هیچ درسی نداره ؛ تاریخی که صد بار از ساسانیان و هخامنشیان می گه و هیچی از انقلاب نمی گه ، خوندن این تاریخ خیانته به انقلابه !

" اصلا من نمی دانم در آن دوره بیست ساله پیش از شهریور بیست ، چه به روزگار روشنفکر ایرانی آوردند که بازار روشنفکری چنین بی رمق شد .به گمان من شاید به این دلیل که روشنفکران آن دوره بیست ساله رضاخانی به هر آن چه در آن مدت گذشته بود، رضایت داده بودند؛  شاید هم به این علت که بزرگترین سنت مبارزه روشنفکری برای ایشان نهضت نیم مشروطه ای بود که دیدیم چه بر سرش آوردند شاید هم به این امید بودند که نظم فرنگی به دست قوم قزاق در ایران محقق بشود . برای این که رمق آن ها گرفته بشود چه بازی هایی در آوردند از زرتشتی بازی بگیر تا فردوسی بازی و کسروی بازی و تا بهائی بازی

این ها خبر نداشتند که شور به ایران باستان ، شوق به کوروش و داریوش و زرتشت و ایمان به گذشته پیش از اسلام ایران چه بازی هایی بود که بر سرشان آوردند و با همین حرف ها رابطه جوانان را با تمام دوره اسلامی بریدند ، توجه کنید که تنها از این راه بود فضا را برای هجوم غرب زدگی آماده ساخت . کشف حجاب ، کلاه فرنگی ، منع تظاهرات مذهبی ، کشتن تعزیه ، سخت گیری به روحانیت و و و  . این ها همه وسائل اعمال چنین سیاستی است . "

و البته این جای سوال دارد که چرا پس از سی سال از انقلاب اسلامی هنوز هم تاریخی که درس داده می شه هیچی از تاریخ انقلاب من نداره ؟ و چرا ...

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 2:5 |
دهه فجره . این روزها یه خرده می خوام بیشتر از انقلاب بخونم و احتمالا بنویسم .

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت 1:11 |

 خاتمی :

" و من برادران و خواهران به صراحت اين اعتقاد خودم را بگويم كه سرنوشت  وجهه اجتماعي دين در امروز و فردا در گرو اين است كه جوری ما دين را  ببينيم كه با آزادي سازگار باشد، شما  به تاريخ بشر مراجعه كنيد ببینید هر چه  که با آزادي مقابل شده است لطمه ديده است؛ حتی فضیلت های انسانی ! حتی فضیلت های انسانی ! دین اگر در مقابل آزادی قرار گرفته است ،دین لطمه خورده است. عدالت اگر در مقابل آزادی قرار گرفته است، عدالت ضربه خرده است ؛ ساختن و توسعه اگر در مقابل آزادی قرار گرفته است، سازندگی لطمه خرده است. "

نمی دانم چی شده که آقای خاتمی  سردار اسلام و محافظ دین شده اند و فکر می کنند برای حفظ دین باید  اون را جوری دید که با  هوا و هوس های شیطانی برخی به نام " آزادی" تضادی نداشته باشه ؛ اما " آزادی " پرستیدنی نیست آقای خاتمی پس " لا اعبد ما تعبدون " و انتظاری هم از "آزادی پرستان " ندارم پس " و لا انتم عابدون ما اعبد " و در نهایت " لکم دینکم و لی دین " ( اینم یه تضاد جالب کلمه ای به هر حال آزادی پرستی هم دینه ! )


پاسخ شهید مطهری :

انقلاب ما آنوقت پیروز خواهد شد که ما مکتب و ایدئولوژی خودمان را که همان اسلام خالص و بدون شائبه است،بدنیا معرفی کنیم.اما اگر قرار شود به اسم اسلام یک مکتب التقاطی درست شود و روشمان این باشد که از هر جایی چیزی اخذ کنیم.یک چیزی از مارکسیسم بگیریم و چیز دیگر از سوسیالیسم بگیریم،یک چیز از اگزیستانسیالیسم بگیریم و چیز دیگر از سوسیالیسم بگیریم و از اسلام هم چیزهایی داخل کنیم و از مجموع اینها معجونی درست کنیم و بگوئیم اینست اسلام، ممکن است مردم در ابتدا این امر را بپذیرند، زیرا که در کوتاه مدت شاید بشودحقیقت را پنهان کرد ،ولی این امر برای همیشه مکتوم نمی ماند، افرادی پیدا می شوند اهل فکر و تحقیق که حقیقت را می فهمند و بعد شروع می کنند به خرده گیری که آقا فلان حرفی که شما بنام اسلام می زنید مشخص است که مال اسلام نیست.با مقایسه روشن می شودکه این حرفها را شما مثلا ازمارکسیسم گرفته اید و بعد یک روکش اسلامی روی آن کشیده اید.

نتیجه این می شود که همین اشخاصی که با شوق به اسلام روی آورده بودند و همان افکار التقاطی را به نام اسلام پذیرفته بودند بعد از معلوم شدن حقیقت، با شدت و سرعت از اسلام گریزان   می شوند .انقلاب ما اگر می خواهد پیروزمندانه راه خودش را ادامه دهد، باید خود را از همه این پیرایه ها پاک کند و در راه احیای ارزشهای اسلامی راستین حرکت کند.

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 و ساعت 21:31 |

سال ها از زمانی که آتاتورک در ترکیه جدایی دین از سیاست را رقم زد و دین را به پستوی خانه ها فرستاد تا سال ها ترکیه شاهد حکومتی لائیک باشد می گذرد و امروز پس از سال ها شاهد انقلابی دیگر در ترکیه هستیم . امروز رجب طیب اردوغان با اقدام خویش در مقابله با شیمون پرز انقلابی را در تاریخ ترکیه رقم زد که می توان آن را پایان دوران حکومت تفکر آتاتورک دانست .

"پاي كشتار كه وسط بيايد، شما خوب بلديد بكشيد. من خوب مي‌دانم كه شما در سواحل چطور بچه‌ها را هدف مي‌گيريد و مي‌كشيد."

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در شنبه دوازدهم بهمن 1387 و ساعت 1:48 |
 خدایا من طاقت جهنمتو ندارم . اگه بناست عذابم کنی همه عذاب هات را بگذار همین دنیا و البته اگر ببخشی از کرم تو دور نیست .

امشب یه نفر خواست شوخی بی جایی کنه و چایی ای که فکر می کرد سرد شده را روم پاشید و سر و صورت و سینه ام سوخت. وقتی داشتم می سوختم و اشکم سرازیر بود اولین چیزی که به ذهنم رسید یاد جهنم خدایا من طاقت آتیشتو ندارم . منو بیامرز!

پی نوشت : خدا دوستم داره دیگه ! الحمد لله جای سوختگی نموند و صورتم سالم موند .

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 21:45 |
سوتی جدید ابطحی :خاتمی اومانیست است !

تعریف اومانیسم در ویکی پدیا چنین آمده است :

" انسان‌گرایی (اومانیسم) به انگلیسی: (Humanism) مکتبی‌ست فکری که بر اساس آن انسان قادر به انجام هر کاری است و اصل و ریشه هر چیزی به انسان بر می‌گردد.
اومانیسم انسان را مالک همه هستی می‌داند و منشأ و غایت همه چیز معرفی می‌گردد.
در برخی از موارد اومانیسم در مقابل خداگرایی قرار داده شده است.
در اعتقاد اومانیسم ماده اول و آخر جهان از ماده ساخته شده و هیچ دنیای ماوارای طبیعی وجود ندارد. در اومانیسم اعتقاد بر این است که روح وجود ندارد.عده‌ای اومانیسم را محصول توسعه نظام سرمایه‌داری می‌دانند"

اومانیسم طبق تعریف بالا در تعارض مستقیم با خدامحوری قرار دارد . انسان محوری اصالت را به انسان ، ارزش ها و باورهای انسانی و خواسته های او می دهد . در حالی که خدامحوری اصالت را بر پایه دین و وحی و آموزه های دینی قرار می دهد که البته چنین مفاهیمی اگرچه از انسانیت به دور نیستند اما خداوند خالق انسان و انسانیت را اصالت می دهند و نه ذهنیات هر مخلوق این خداوند را !

اما آن چه جالب است سوتی جدید معاون آقای خاتمی در پویش دعوت از خاتمی است :
" من در مُمارست زیادی که با آقای خاتمی داشتم یک نکته بسیار تحت تأثیر قرار داده منو همیشه و اون این که آقای خاتمی باور درونی به انسان محوری داره . انسان در ذهن آقای خاتمی ابزار نیست ، انسان در ذهن آقای خاتمی تنها موجود تعیین کننده سرنوشت خودشه . این نکته را هم من بارها در سخنانش که – حالا شاید در سخنانش همه شنیدیم – در رفتار و باورش شخصی اش و عمق باور شخصی اش هم دیدم . این دومین دلیل منه که این جامعه به یک رئیس انسان محور نیاز داره نه به کسی که انسان را ابزار فکر می کنه "

جدا از این که واقعا آقای خاتمی اومانیست است یا نه ؟ و این که بالاخره خواهد آمد یا نه ؟ اما به نظر من ایشان با این دوستانشون به دشمن نیاز ندارند !  و این که نخیر آقای ابطحی جامعه به یک رئیس کافر نیاز نداره شما هم بهتره اون لباستون را دربیارید و بعد از اومانیسم دفاع کنید . باور کنید جامعه به روحانی کافر نیاز نداره !

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه چهارم بهمن 1387 و ساعت 1:14 |
متن استفتا :

بسمه تعالی
1. پردازنده های کامپیوتر (Cpu) از دو رده Intel و AMD تشکیل شده اند که رده اینتل قسمت زیادی از بازار ایران را به خویش اختصاص داده است . ولی در مورد اینتل با توجه به وجود شعبه این شرکت در زمین های غصبی فلسطین اشغالی حکم خرید سی پی یوهای این شرکت و لپ تاپ ها و کامپیوترهای حاوی این تراشه چیست و آیا کسی می تواند خرید محصولات این شرکت را از باب اضطرار مجاز بداند ؟
2. در مورد شرکت AMD مطلبی دال بر کمک کردن یا کمک نکردن این شرکت به اسرائیل موجود نیست ولی پردازنده های AMD ساخت آمریکا می باشد که بنا به فتوای آقایان خرید آنها مشکل شرعی دارد ، با توجه به این که تنها دوگزینه برای خرید موجود می باشد ؛ خرید بر مبنای حکم اضطرار چه حکمی دارد ؟

پاسخ دفتر مقام معظم رهبری:


"سلام عليکم و رحمة الله و برکاته

بسمه تعالى
ج1و2) خريد و فروش هرگونه كالاى وارداتى از دولت غاصب اسرائيل حرام است و همچنين خريد و فروش هرگونه كالايى از شركتهاى صهيونيستى و يا شركتهايى كه از سود حاصله كمك به دولت غاصب اسرائيل مى‌كنند حرام است و در صورتى كه احراز نشود منافع آن عايد صهيونيستها مى‌شود، اشكال ندارد.
موفق و مؤيد باشيد."

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 2:16 |