وقت ندارم پست طولانی بگذارم . اول قم ، چهار روز ! بعد مشهد دو روز ! جشن تولدم را هم در خدمت آقا امام رضا می گیرم . نیم ساعت دیگه عازمم .
دعام کنید ، دعاتون می کنم .
یا علی
خدانگهدار
وقت ندارم پست طولانی بگذارم . اول قم ، چهار روز ! بعد مشهد دو روز ! جشن تولدم را هم در خدمت آقا امام رضا می گیرم . نیم ساعت دیگه عازمم .
دعام کنید ، دعاتون می کنم .
یا علی
خدانگهدار
قسمت هایی از نامه شهیدحسین علم الهدی به خواهرش در سال 56 را این جا آوردم ، نامه ای که خیلی تفکر برانگیزه اگه دوست داشتید کل نامه از اینجا بخونید :

شاندل Shandel متفکر بزرگ اروپای قرن بیستم در مورد چگونگی زندگی انسان در قرن بیستم میگوید :
«انسان این عصر زندگی را وقف تهیه وسایل زندگی میکند»
ما زندگی را در رنج میگذرانیم تا راحتی و آرامش ایجاد کنیم، تمامی عمر میرویم به این امید که لحظاتی بنشینیم، تمام عمر زحمت میکشیم تا استراحت کنیم و البته عمر میگذرد و راحتی و آسایش و نشستن و آرامش را لمس نمیکنیم و نمییابیم. زیرا مرتباً از طریق اجتماع به ما نیازهای جدید تلقین میشود.
نیازهای کاذب و مصنوعی که دائماً در آدم بوجود میآورند بوسیله تبلیغات است تلویزیون را روشن میکنید و بعد از دو ساعت خاموش میکنید به خودتان نگاه میکنید، میبینید هفت هشت احتیاج خرید تازه بوجود آمده که قبلاً لازم نداشتید، قبلاً مثلاً با خاکستر دیگ را میشستید امروز حتماً باید پودر... بخرید.
بوردا میخرید زن روز میخرید نگاه میکنید در فکر تهیه لباسها و مدلهای آن میافتید استعمار فرهنگی و فرهنگ زدایی از طریق تقلید تشبه رقابت مصرفهای مصنوعی و سمبلیک و جلب توجه است و اینجاست که به سخن عمیق محمد(ص) که من یتشبه یقوم فهو منه که از کلمه شبیه استفاده شده (پی میبریم) اگر زندگیمان مثل اروپاییها شد اگر وضع لباسهامان مثل مدلهای ارائه داده شده زن روز و بوردا و خانم... شد خود نیز از نظر خصوصیات انسانی و درک و انتخاب راه به سوی او شدن میل کردهایم.
ما میبینیم (همراه با درد) که تمام فلسفهها و مذهبها و ایدهآلها و عشقها و خواستهها و... خلاصه شده در این : اصالت مال زندگی مادی است بنابراین وقتی زندگی مادی اصالت دارد هدف رفاه است پس برای چه باید کار کرد؟ برای ساختن وسایل آسایش زندگی
آیا قربانی شدن آسایش زندگی برای چه؟ برای تکامل؟ برای تعالی؟ برای رفتن به حقیقت؟
برای رسیدن به ایدهآلهای مقدس انسانی؟ برای تقرب و نزدیکی به بهترین دوست و یار، او (الله)؟ نه برای بدست آوردن وسایل آسایش زندگی. زیستن برای مصرف، مصرف برای زیستن
درست همانگونه میاندیشیم و همانگونه انتخاب میکنیم که فرهنگ مادی بورژوازی غرب به ما تحمیل کرده و معیار ارزشهامان بستهبندی شده از غرب میآید، اما خود نمیدانیم و نمیفهمیم و خیال میکنیم که اندیشه و فکرمان اسلامی است در صورتیکه اندیشهای که قرآن به ما میخواهد بدهد درست عکس آن است و با آن در تضاد کامل است.
خواهش میکنم این جمله را با دقت بخوان و فکر کن تا عظمت آن را درک کنی الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا (مردم خوابند وقتی که مردند متنبه میشوند، بیدار میشوند
مردم خوابند
۱. خواب معمولاً در شب است و از خصوصیات شب تاریکی و سیاهی و ظلمات است.
۲. کسی که خواب است از وقایعی که در اطرافش اتفاق میافتد بی خبر است.
۳. کسی که خواب است از خود نیز بی خبر است.
۴. اگر دشمنی داشته باشد به سادگی میتواند او را از بین ببرد یا در دام بیندازد.
۵. هنگامی که خورشید که مظهر نور است و روشنایی، طلوع کرد انسان از خواب بیدار میشود.
۶. کلمه ناس بکار رفته به معنای توده مردم.
۷. چه کسی متنبه میشود، بیزار میشود، پشیمان میشود، بعد از آنکه بیدار شد؟ کسی که میفهمد استعدادها و نیروهای بسیار در وجود داشته سرمایههای عظیمی خدا به او عطا کرده و آنها را راکد در عالم خواب و ناآگاهی قرار داده همانند آب راکدی که میگندد و بوی بد میدهد.
و در ثانی کار از کار گذشته و مرگ فرا رسیده و راه بازگشتی نیست.
زین للذین کفروا الحیوه الدنیا و یسخرون من الذین آمنوا والذین اتقوا فوقهم یوم القیامه.
کسانیکه کفر ورزیدند و حیات دنیا برای آنان زینت داده شده، ایمان آورندگان را مسخره میکنند. ولی کسانیکه تقوی پیشه کردند روز قیامت و حیات اخروی برایشان بسیار برتر و مهمتر است.
دروغ بد است اما دروغ حاکمان بسیار بد است، فریبکاری بد است و فریبکاری حاکمان بسیار بد است، نباید به مردم دروغ گفت و ریاکاری کرد، نباید گزافه گویی کرد و حتی اگر موقعیت به گونهای بود که مسئولی به خاطر مصالح کشور نمیشد راست بگوید، باز هم نباید به مردم دروغ بگوید و متاسفم از اینکه بداخلاقیها در جمهوری اسلامی در حال رواج است و حتی برخی بداخلاقی امروز به عنوان یک کار ارزشی به حساب میآید.
و :افتخار انرژی هستهای متعلق به دولت اصلاحات است هر چند در دولت آقای هاشمی نیز فعالیتهایی در این خصوص انجام شده بود ولی در خصوص پرونده هستهای در دولت اصلاحات پرونده به شورای امنیت نرفته بود و فقط تحریم آمریکا مطرح بود. ولی اکنون تحریمهای دیگر هم صورت پذیرفته و پرونده به شورای امنیت رفته است. هدف ما این بود که ایران با صلابت صاحب تکنولوژی صلحآمیز هستهای شود.!!!!!!!
http://akrane.persianblog.ir/
بهتر نیست کارهای دیگران را به نام خودمان ننویسیم ؟ مساله هسته ای و نیروگاه بوشهر از پروژه های شاه بوده است و با حساب آقای خاتمی افتخارش به شاه بیشتر برمی گرده ! اما ایشان بهتر نبود می گفتند افتخار تعلیق انرژی هسته ای متعلق به ایشانه ؟
عاشقی به سبک زلیخا
زلیخا می گفت : بالاخره میاد ، ماه که همیشه پشت ابر نمی مونه و چه خوب عاشقی بود زلیخا و چه خوب منتظری بود زلیخا
"الی متی احار فیک یا مولای " ، این شب ها زلیخا درس عاشقی می ده به منتظرهای دروغین آقا ! این شب ها زلیخا چه خوب نشان می ده منتظر حقیقی را و چه بد منتظرهایی هستیم ما !

امشب شب تاج گذاری و امامت آقا امام زمانه این عید بر همه کسانی که در دلشون محبت آقا را دارند و دوست دارند منتظر آقا باشند مبارک باد.

می گوید : مگر دانشگاه قبرستان است ؟
می گویم : مگر جای شهدا قبرستان است ؟ مگر بناست شهدا را در قبرستان ها به خاک بسپاریم و فراموششان کنیم ؟ مگر شهید مرده است که به قبرستان ببریمش و به فراموشی بسپاریمش ؟ چه عیب دارد کسی که جانش را در راه اسلام و کشورش داده بدنش نیز در جامعه بماند و یادآور ارزش های گاها به فراموشی سپرده باشد ؟ چه عیب دارد که در این محیط پر از مظاهر فساد جایی باشد که مظهر خوبی باشد و پاکی و دانشجویی اگر دلش گرفت از این همه بی بند و باری به آنجا پناه برد و دلتنگی خویش را با شهدا تقسیم کند و آرامش را از آنان به ودیعه گیرد و دوباره یادش بیاید برای چه بود که دیروز تحقیر شد و مسخره ؟ برای چه آرمانی بود که دوستش او را از خود راند ؟
می گوید : به نظر من این تحمیل است و هر چه زوری باشد با خود عکس العمل منفی دارد ؟ نمی شه شهدا و ارزش هاشون را اینجوری به مردم تحمیل کرد !!!
می گویم : کدام تحمیل ؟ چه ارزشی را خواستیم تحمیل کنیم ؟ آیا چهار متر خاک دانشگاه را اشغال کردن جای کسی را تنگ کرده است ؟ آیا کسی مجبور است به سر این قبرها بیاید ؟ آیا کسی را مجبور کردیم که به شهدا احترام بگذارد ؟ برای اون شخصی که مهم نیست این جا هم مثل تمام خاک های دیگر دانشگاه است ! فرضا کسانی بخواهند به شهدا احترام بگذارند و بر سر مزارشان حاضر شوند و دعا بخوانند . آیا هیچ چیزی بر دیگرانی که نمی خواهند تحمیل شده است ؟
می گوید : این قرآن بر سر نیزه کردن است . از ارزش ها و مقدسات استفاده ابزاری کردن است و ...
می گویم : کدام استفاده ابزاری ؟ از چه مقدساتی برای چه منفعتی استفاده کردیم ؟
می گوید : این که قبل از انتخابات شهدا را میارید دانشگاه دفن کنید یعنی چه ؟
می گویم : اولا این حرکت کاملا دانشجویی بوده است و تمام کار از طرف بچه های ستاد یادواره دنبال شده است و ربطی به هیچ مرجعی نه در دانشگاه و نه در خارج دانشگاه ندارد . دوما فرض کنیم خواسته باشیم از خون شهدا استفاده کنیم . شهدا برای چه شهید شدند ؟ مگر نه اینکه جانشون را در راه دفاع از انقلاب و آرمانهای انقلاب دادند ؟ مگر نه اینکه خونشون در راه دفاع از ایران در مقابل دشمنان ریخته شد ؟ خوب الان هم اگه استفاده ای هم شده باشه یادآوری اینه که یادتون باشه این ها واسه چی جنگیدن و واسه چی شهید شدن ؟ اگه این ها جونشون را در راه همین انقلاب دادند آیا یادآوری این موضوع که رای دادن یا ندادن می تونه خون همین شهدا را حفظ کنه یا نکنه استفاده ابزاریه؟
ظاهرا که قانع شده . بهم می گه به حرفهام فکر می کنه . منم امیدوارم به حرف هام فکر کنه و امیدوارم حرف هام را جوری زده باشم که نتیجه فکر کردنش به جای خوبی منجر بشه .
هر کس بر حسن گريه کند، چشمش روزي که ديدهها کور مي شوند (روزقيامت)، کور نمي شود و هرکس در مصيبت او اندوهگين شود، روزي که همه دلها اندوهگين است، غم و اندوهي ندارد. زيارت حسن مايهي استواري قدمها در قيامت است.
Convert در لغت به معنای تبدیل شدن است و اصطلاحا به کسی که دینش را تغییر داده نیز گفته می شود و به صورت خاص به تازه مسلمان ها نیز اطلاق می شود.
مواجه شدن با ویدئوهایی که برخی از این Convert ها در دفاع از اسلام روی youtube می گذارند من را تحت تاثیر قرار داد ! شاید به خاطر این که انتظار می ره کسی که تمام عمرش را مسلمان بوده اطلاعات بیشتر و عمیق تری و ایمان قوی تری داشته باشه اما اطلاعات زیاد و تفکر عمیق این افراد من را به شگفتی انداخت .
امام صادق علیه السلام به بشیر دهـّان (روغن فروش) فرمود: « از دوستان ما كسى كه در دین خود اندیشه و تفقه نكند ارزش ندارد. اى بشیر! اگر یكى از دوستان ما در دین خود تفقه نكند و به مسائل و احكام آن آشنا نباشد، به دیگران (مخالفین ما) محتاج مىشود، هر گاه به آنها نیاز پیدا كرد آنان او را در خط انحراف و گمراهى قرار مىدهند در حالى كه خودش نمىداند.»
و همچنین در جای دیگر می فرمایند « اگر به جوانى از جوانان شیعه برخورد نمایم كه در دین تفقه نمىكند او را تأدیب خواهم كرد.»