وقتی عقیل عدالت علی(ع) را تاب نیاورد به دامان معاویه پناه برد، بماند که پشیمان شد اما دامان معاویه پناهگاه همه آنهایی بود که عدل(ع)علی را تاب نیاوردند.نه طلحه از فضیلت چیزی کم داشت و نه زبیر، سیف الاسلام بودند و طلحة الخیر! اما عدالت علی(ع) را تاب آوردن سخت است برای کسانی که ساده زیستی را فراموش کرده اند، و این است که عدالت سخت می شود!
انتخابات 84 وقتی احمدی نژاد شعار عدالت می داد از کسی که از تهران اومده دانشگاه شیراز تا براش تبلیغ کنه پرسیدم که علی(ع) شهید راه عدالت شد و به خاطر عدالتش جانش را از دست داد، آیا آقای احمدی نژاد که ادعای عدالت دارند حاضرند تا پای جانشان تو این راه بایستند؟ اون بنده خدا جواب داد که من که جای ایشان نیستم اما تجربه ایشان توی شهرداری نشان داده که ایشان می توانند.
این چهار سال نشان داد که احمدی نژاد عدالت علی(ع) را خشک و با صلابت به اجرا نگذاشت، اما همون قدر که به این آرمان نزدیک شد به همون نسبت صدای دشمنان و دوستان قدیم بلند شد و امروز تمام دنیا، رادیو آمریکا و اسرائیل و بی بی سی و مجاهدین خلق و مجاهدین انقلاب اسلامی و مشارکت و نهضت آزادی و کارگزاران سازندگی و ... همه و همه علیه احمدی نژاد اتحاد کرده اند و مارقین و قاسطین و ناکسین همه و همه در یک جبهه می جنگند.
تو این میان فقط مونده حمایت های رهبری از احمدی نژاد و تفسیر بعضی ها از ولی، که ولایت را دوستی معنا می کنند!
اینم یه عکس کاملا بی ربط !!!

به این نتیجه رسیده ام که همه دعواها سر عدالته ! حتی اصلاح طلب ها هم عدالت خواهند !
یعنی چه ؟ برای روشن شدن این موضوع باید به تعریف عدالت برگردیم .
تعریف عدالت از دیدگاه امام علی : "العدل اعطاء كل ذي حق حقه" عدالت، آن است که حق هر صاحب حقی، داده شود.
عدالت به این معنا بسیار عام بوده و مختص حوزه خاصی مانند حوزه اقتصادی نمی شود . عدالت می تونه شامل عدالت سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و ... بشه و هر مدعی ای در هر زمینه ای در واقع خواستار حقی است که برای خود قائل است . بر این اساس همه عدالت خواهند !
به نظر میاد دارم مزخرف می گم ، مگه نه ؟ اما اون چه مساله را بهتر مشخص می کنه اینه : "ذی حق " به هر "صاحب حقی " حقش را بدیم . خوب ، مساله اینه که صاحب حق کیست ؟
صاحب حق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ... کیست ؟ آیا این که آقایی خودش را محق پست و مقام و جاه و جلال می داند و فریاد انارجل سر می دهد آیا سوابق او در انقلاب برای اعطای این خواسته به او کافی است ؟ آیا سابقه سیاسی حق ایجاد می کند ؟ آیا برتری اقتصادی حق ایجاد می کند ؟ آیا فلان و بسان حق ایجاد می کند ؟ عملکرد پیغمبر و امام علی در یک کلمه پاسخ را نهایی می کند : خیر ! نه طلحة الخیر برتری دارد بر دیگران و نه سیف الاسلام ! سهم غلام و ارباب یکی است و ثروتمندان صاحب جلال هیچ برتری ای بر پابرهنگان ندارند. وقتی که امام علی می خواهد پست ها را مشخص کند، تنها ملاک برتری " تقوا " است و بس !
دعوا بر سر عدالته ! و همه مشکل ها هم از وقتی شروع می شه که کسی به حق خودش قانع نمی شه ! یکی سال ها از بیت المال خورده و وقتی علی (ع) داد می زنه که حتی اگه " آنچه از بيتالمال به صورت امتياز بردهايد حتي اگر مهريه زنانتان كرده باشيد به بيتالمال باز ميگردانم" نمی تونه تحمل کنه ، خوب حق داره که خودش را صاحب حق بدونه !!! یکی سال ها وزیر و وکیل و نماینده مجلس و رئیس ... بوده خوب حق داره نتونه مثل آدم های عادی زندگی کنه ، حق نداره ؟ خوب پس عدالت کجا رفته !!!
مثلا همین آزادی !!! خوب مگه دعوا سر چیه ؟ یکی می گه آزادی صاحب حقه و شما حقش را بهش نمی دین ! بهش می گیم : خوب ، حق آزادی چیه ؟
می گه : حتی علیه خدا هم می توان تظاهرات کرد ...!(اصغرزاده) می گه : باید ما جوری دين را ببينيم كه با آزادي سازگار باشد. ، شما به تاريخ بشر مراجعه كنيد ببینید هر چه که با آزادي مقابل شده است لطمه ديده است؛ حتی فضیلت های انسانی ! حتی فضیلت های انسانی ! دین اگر در مقابل آزادی قرار گرفته است ،دین لطمه خورده است. عدالت اگر در مقابل آزادی قرار گرفته است، عدالت ضربه خرده است ؛(خاتمی)
این آقا دنباله عدالته ! می خواد حق آزادی را بگیره ! این آقا عدالت خواهه ! خوب اما حق آزادی را نشناخته و به حقش قانع نمی شه! همینه که فریاد وا اسلاماش بالا می ره برای دفاع از خط امام!
یا نه ! مثلا همین دوستانی که خودشون را السابقون می دونند و فریاد انا رجلشون بلنده، همون هایی که وقتی علی به سنت خلفای پیشین عمل نکرد نتونستند تحملش کنند و علیه ش جنگ مطبوعاتی راه انداختند، همون هایی که ... مگه چی می خوان ؟ می خوان حقشون را بگیرن دیگه ! فقط موضوع اینه که علی می گه معیار تقواست اون ها سوابقشون را ردیف می کنند !
به عنوان يك سياست، ما مسئلهى صرفهجوئى را
در خطوط اساسى برنامهريزىهايمان در سطوح مختلف اعمال كنيم. مردم عزيزمان توجه
داشته باشند كه صرفهجوئى به معناى مصرف نكردن نيست؛ صرفهجوئى به معناى
درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است.نام گذاری سال جدید به سال اصلاح الگوی مصرف من را به این فکر انداخت که متن حاضر را برای اصلاح الگوی مصرف کامپیوتر بنگارم ، اصلاح الگوی مصرف منجر به افزایش عمر و افزایش بازدهی و کاهش مصرف برق می شود .اصلاح الگوی مصرف کامپیوتر می تونه شامل استفاده بهینه از کامپیوتر، افزایش کارآیی، افزایش بهداشت کار با کامپیوتر و کاهش مصرف برق کامپیوتر باشه اون چه به ذهنم می رسید در متن حاضر نوشته ام و از نکات دوستان برای تکمیل این نوشته استقبال می کنم.برای داون لود کردن این مطلب از لینک های زیر استفاده کنید:


