نامه میرحسین موسوی به شورای نگهبان که
در طی آن خواستار ابطال انتخابات شده است حاوی نکات جالبی بود که می خواهم به آن
بپردازم .
میر حسین موسوی و همسرش که بسیار مدعی
تقلب های گسترده در طول انتخابات شده اند در واقع آن چه به شورای نگهبان ارائه
کرده اند جز مجموعه ای که هیچ ربطی به تقلب در انتخابات ندارد، نبوده و نیست.
مورد اول : «در ایام تبلیغات خصوصاً در مناظره آقای احمدی
نژاد، اتهامات بزرگی علیه بعضی از شخصیتهای حقیقی ازجمله آیت الله هاشمی
رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز آقای ناطق
نوری عضو محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس بازرسی ویژه مقام معظم رهبری، در
رسانه ملی مطرح شد كه بنا به اظهار صریح ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم
كل كشور مصادیق روشن عمل مجرمانه بوده است. این اتهامات خوراك اصلی تبلیغات
انتخاباتی آقای احمدی نژاد علیه سایر نامزدها، خصوصاً اینجانب قرار گرفت.»
پاسخ : اولین چیزی که باید در نظر بگیریم
این است که بر خلاف ادعای آقای میرحسین موسوی اتهامات نه بر علیه شخصیتی حقوقی
بلکه بر علیه شخصیتی حقیقی بوده است و این ادعا جهت پیوند زدن آبروی این اشخاص به
آبروی نظام می باشد حال آن که آبروی نظام وابسته به اشخاص نبوده و نیست. مسئله
دیگر آن که آن چه در مورد اشخاصی چون آقای هاشمی و آقای ناطق بیان شد انتقاد از
عملکردها بوده است و نه اتهام و البته اتهاماتی نسبت به خانواده های این افراد
مطرح شد اما در مورد خود این اشخاص تنها مسئله عملکردها مطرح شد. مسئله دیگر این
است که پیوند آقای موسوی به این اشخاص و حمایت خاص ایشان از جریان قبلی مدیریتی
کشور چیزی پنهان نبوده است که تازه آشکار شود بلکه ایشان بارها از کنار گذاشته شدن
مدیران قبلی گلایه کرده اند و در واقع ایشان به عنوان مدافع جریان مدیران گذشته به
صحنه آمده اند بدیهی است آن چه در مورد آنان بیان می شود به ایشان بی ربط نیست .
آقای میرحسین موسوی را ارجاع می دهیم به پرونده کرسنت و جناب آقای زنگنه نماینده
ایشان و عضو حلقه اصلی حمایتی ایشان
مورد دوم : «ایشان در مناظرههای
انتخاباتی اقدام به بیان مطالب خلاف امنیت ملی نمود كه نتیجه آن زیر سؤال بردن
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی سلام الله علیه بود. به علاوه عمل
ایشان در افشای بعضی از موضوعات محرمانه و سری با تلفیق موارد نادرست، ازجمله متهم
كردن دولت جمهوری اسلامی و وزارت كشور به سازماندهی اوباش برای حمله به جوانان و
مردم و بریدن كراواتها و تراشیدن موی سر جوانان اتهاماتی واهی است كه در هیچ مرجع
قضایی مورد رسیدگی قرار نگرفته و بدیهی است كه عملی مجرمانه محسوب میشود.»
پاسخ : یکی از بزرگترین حربه های میرحسین
موسوی چسباندن خود به حضرت امام و پیوند دادن آبروی خود و آبروی حضرت امام بوده
است. زیر سوال بردن شخص آقای میرحسین و جریانی که روزی ایشان نماینده آن بوده است
نه تنها هیچ ربطی به حضرت امام نبوده است بلکه مورد تائید حضرت امام می باشد و
چگونه فراموش کرده اند که فرمان هشت ماده ای خطاب به ایشان بوده است ؟ آیا عدم
پیگیری این مسائل از سوی مراجع قضائی نشان دهنده بی گناهی ایشان است ؟
آقای میرحسین موسوی اقدام به آشوبگری و
تحریک مردم و تامین خوراک بیگانگان اقدام علیه امنیت ملی نیست ؟
مورد سوم :« كارشكنیهای عدیده مسئولانه
وزارت كشور و بسیاری از فرمانداریها، ازجمله فرمانداری تهران در ارائه كارتهای
نمایندگان جناب حجت الاسلام والمسلمین كروبی و اینجانب منجر به عدم امكان حضور
تعداد قابل توجهی از نمایندگان ما دو نفر در محل شعب اخذ رأی و محلهای شمارش و
تجمیع آرا گردید و نمایندگان نامزدها هیچگونه نظارتی بر انتخابات نداشتهاند.»
پاسخ : آقای میرحسین موسوی شمایی که بوی
صداقت می دهید نمی بایست مطالب خلاف واقع عنوان کنید آیا حضور نمایندگان خود در
بیش از نود و پنج درصد از حوزه های شمارش آرا را نفی می کنید ؟ آیا جز این است که
نمایندگان شخص شما بیش از نمایندگان آقای احمدی نژاد بوده اند ؟ آقای میرحسین
موسوی آن چه تخلف نامیده می شود جعل فرم بیست و دو توسط نمایندگان کمیته صیانت از
آرای شما در قم است اندکی صداقت لطفا !
مورد چهارم : «برخلاف اعلام كتبی قبلی
مبنی بر اینكه شمارش آرا و تجمیع آن دستی خواهد بود، ستاد انتخابات كشور در حالی
كه هنوز تعدادی از شعب در حال شمارش آرای مردم بودند اقدام به اعلام نتایج در حجم
انبوه نمود. این در حالی بود كه هنوز صورت جلسههای موسوم به فرمهای 22 و 28 از
هیاتهای اجرایی دریافت نشده و تنها ملاك ارائه آمار ارقام موجود در سیستمهای
رایانهای بود كه هیچگونه وجاهت قانونی ندارد و موجب التهاب اجتماعی و نگرانی در
جامعه براساس آمارهای فاقد مبنای قانونی میشود.»
پاسخ : آقای موسوی آیا جز این است که شخص
شما در حالی که هنوز رای گیری در حال اجرا بود در جمع خبرنگاران خود را رئیس جمهور
خواندید و اعلام بیش از سی میلیون رای نمودید ؟ آیا جز این است که در حالی که هنوز
هیچ رایی اعلام نشده بود شما اعلام کردید که فردا به عنوان رئیس جمهور سخنرانی
خواهید کرد ؟ آیا جز این است که در حالی که هیچ رایی اعلام نشده بود آقای خاتمی به
شما تبریک گفتند ؟ و آیا مدارک این تخلفات و موجبات التهاب و نگرانی را در جامعه
به وجود آوردن در سایت کلمه وجود ندارد ؟
مورد پنجم : «صدها شعبه اخذ رأی در مناطق
مختلف كشور ازجمله شیراز، تبریز، تهران و... در ساعات قبل و بعد از ظهر دچار كمبود
تعرفه اخذ رأی شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رأی گیری در آنها گردید. با
توجه به اینكه تعداد تعرفههای چاپ شده با فرض بالاترین تعداد متصوره شركتكنندگان
به گونهای بوده است كه بیش از 17 میلیون تعرفه اضافی میتوانست در اختیار وزارت
كشور باشد تعلل شدیدی كه در جریان توزیع تعرفههای انتخاباتی به چشم میخورد
كاملاً ابهام برانگیز بود و نشان میداد كه این تعلل و نیز اعلام توقف زمان رأیگیری،
در حالی كه هنوز تعداد قابل توجهی از مردم خواستار شركت در انتخابات بودند از سر
نگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای ماخوذه از مرز 100 درصد افراد واجد شرایط بوده
است. طبیعی است كه چنین اموری شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود تعداد
بیشمار آرای تقلبی در صندوقها را تحكیم میكند.»
پاسخ : در این مورد با شما موافقم که
وزارت کشور ضعیف عمل کرده است اما آیا جز این است که کمبود تعرفه باعث کاهش مشارکت
خواهد شد و نه افزایش آن ؟ اگر مدرکی دارید که تخلف شده است ارائه دهید اگر نه به
علت ایراد اتهامات اثبات نشده و تشویش اذهان عمومی طبق همان مورد اول خودتان
محکومید.
مورد ششم : «علاوه بر موارد فوق تخلفات
فراوان صورت گرفته در روز و زمان اخذ رأی طی بیش از 80 مورد نامه خطاب به آقای
كدخدایی سخنگوی محترم شورای نگهبان توسط رابط اینجانب به آن شورا تقدیم شده است.»
پاسخ : بسیار کلی است ، اگر چیزی بوده
حتما روی وب سایتتان می گذاشتید و ادعای بی مورد نمی کردید ، در غیر این صورت به
خاطر حضور در شعبه های اخذ رای در کرج و تبلیغ برای خودتان تخلف کرده اید و باید
رای شما ابطال شود.
مورد هفتم : «آقای احمدی نژاد در وقت
تبلیغات اضافی كه سازمان صدا و سیما به صورت غیرقانونی به ایشان اهدا كرد وقوع
اقدامات ضد امنیتی را پیشبینی كرد و به طور ضمنی موفقیت خود را مسلم دانست و رقبا
را متهم به توطئه چینی نمود، كه تمامی اینها حاكی از برنامهریزیهای پشت پرده
برای دستكاری نتایج انتخابات است. به همین ترتیب تیتر خبر پیروزی آقای احمدی نژاد
در سایت رجانیوز، فارس و ایرنا كه چند ساعت قبل از پایان اخذ رأی رویداد و نیز
تعیین تیتر روزنامه كیهان با همین عنوان طراحی قبلی اعلام چنین نتیجهای را مشخص
میسازد.»
پاسخ : این قدر یک مساله را تکرار می
کنید که خودتان هم باور می کنید ، آیا جز این است که بارها در این مورد به شما
اخطار داده شد و پاسخ شما جز پرخاشگریو
قانون گریزی نبود ؟ آیا وقت ایشان غیرقانونی بود یا اتهامات بی اساس شما ؟
آیا جز این است که از مدت ها پیش
نمایندگان و طرفداران شما در انتخابات تشکیک کردند ؟ آیا جز این است که شعار
دوستان شما این بود که : "اگه تقلب نشه ، احمدی پنجم می شه " ؟ آیا جز
این بود که همسر آقای هاشمی در هنگام رای دادن اعلام کرد که اگر شما رئیس جمهور
نشوید تقلب شده است و مردم به خیابان بریزند ؟ چه کسی برنامه اغتشاش داشت جز تیم
شما ؟
در مورد تیتر پیروزی در آن سایت ها قبلا
جواب شما را داده ام .
مورد هشتم : «نقص ماده 40 قانون جرائم
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و مداخله نظامیان و بسیج در انتخابات و شركت در میتینگهای
تبلیغاتی آقای احمدینژاد و استفاده گسترده از امكانات دولتی و نقض ماده 68 قانون
انتخابات ازجمله تورگردی وزرا در استانها و شهرستانها (تا جایی كه پس از سخنرانی
معاون اول ریاست جمهوری در گیلان به ستاد اینجانب حمله شد) و حضور آقای وزیر خارجه
در شهرهای مختلف ایلام، كرمانشاه، سمنان، گیلان و... در جلسات تبلیغاتی و استفاده
آقای احمدینژاد از هواپیمای اختصاصی دولت برای حضور در میتینگهای تبریز و ارومیه
و اصفهان و... نمونههای دیگری از تخلفات از فصول مختلف قانون مذكور به ویژه فصل
هفتم آن بوده است.»
در این مورد اطلاعی ندارم .
نتیجه گیری شما : «نظر به موارد فوق
انتظار دارم درخواست اینجانب در مورد ابطال انتخابات 22 خرداد ماه مورد رسیدگی و
اقدام قرار گیرد.»
اگر شما واقعا مستنداتی دارید که تقلبی
صورت گرفته است که شورای نگهبان بررسی خواهد کرد اما در غیر این صورت :
نتیجه گیری امام :
1.«نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون
را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از
مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول
نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون
تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي
دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من
شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول
ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد
به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي
اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف
اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم. »
2.« اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك
گروهي در خيابانها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي
ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام قدم به قدم پيش ميرود، اين همان ديكتاتوري است كه
به هيتلر مبدل ميشود انسان،اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل
ميكند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند
اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و امثال
اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما طرفدار قوانين هستيم
، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين
كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر
بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد. »
پی نوشت : قابل ذکر است که همان جور که تائید و حمایت از شخص میرحسین موسوی به معنای آشوبگر بودن و حمایت از اراذل و اوباش خیابان ها نیست حمایت من نیز از آقای ذکتر احمدی نژاد به معنای حمایت از رفتار ناشایست نیروی انتظامی در برخورد با بی گناهان نبوده و نیست .
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت
17:55 |
با عذرخواهی از دوستان فهیمی که موافقت و یا مخالفت خود را با ادب و منطق به اطلاع می رسانند، متاسفانه در حال حاضر شاهد حضور برخی در این وبلاگ هستیم که هویت خود را با فحش و ناسزا معنی کرده اند و به خوبی نشان داده اند که از درون کوزه چه چیزی برون می تراود. طبق قولی که به برخی دوستان داده بودم نظرات سانسور نمی شده و تنها در صورتی که از کلمات رکیک استفاده می شد و یا توهین بدی می شد کامنت ها را ویرایش و یا پاک می کردم اما با توجه به حضور این افراد که جنبه آزادی بیان را ندارند از این به بعد کامنت ها تنها با تائید اینجانب نمایش داده می شوند . بدیهی است پس از این نیز با همان روال سابق سعی در گذاشتن حداکثر کامنت ها خواهم کرد و علقه های شخصی را در پذیرش کامنت ها تاثیر نخواهم داد و تنها به حذف نظرات افراد بی جنبه اقدام می کنم .
در نهایت در جواب آنان که ناسزا می گویند و تهدید می کنند باید به آنان سلام بکنم.
و الامر الی الله
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت
12:2 |
با قطعی شدن رای دکتر احمدی نژاد مدیران سایت های کلمه و قلم نیوز خود اقدام به بستن سایت خود کردند . نکته قابل ذکر این است که هر دو این خطاها توسط مدیر سایت به وجود آمده است پاک شدن نام dns در dns server یا توسط مدیر سایت صورت می گیرد یا توسط مدیر سرور و البته خود اذعان دارید که پیغام به روز رسانی نرم افزار سایت قلم نیوز آن هم در شب اعلام نتایج چقدر مسخره است .
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت
2:49 |
هاشمی رفسنجانی را برخی به سوابق انقلابی
اش می شناسند و برخی به شایعاتی که سال هاست در مورد او و خانواده اش وجود دارد.
برخی به سوابق او و جملات امام و رهبری در مورد او استناد می کنند و برخی ...
به راستی هاشمی رفسنجانی کیست ؟
اول برگردیم به وصیت نامه امام و جمله
مشهور : "معیار حال فعلی افراد است "
پس سوابق آقایان را به گوشه ای بگذاریم و
درست بنگریم :
ثروت رفسنجانی از کجا آمده است ؟
هاشمی رفسنجانی با ثروتی ارثی که مبلغ
هنگفتی نیز بوده و هست پیش از انقلاب نیز قدرت اقتصادی بزرگی بوده است او که از
موسسین مدرسه رفاه بوده است به قدری ثروت داشته است که هنگامی که قرار بر بازگشت
امام به وطن می شود و فرانسه به علت خطرات احتمالی حاضر نمی شود هواپیمائی را در
اختیار حضرت امام بگذارد تا به وطن برگردند آقای هاشمی با پرداخت پول کل هواپیما (خرید
کامل هواپیما ) مشکل سفر امام را حل می کنند. روشن و واضح است که شخصی که چنین
ثروتی را پیش از انقلاب داشته است اکنون به راحتی میلیاردری بزرگ می باشد.
پس مشکل هاشمی کجاست ؟
تفکر مدیریتی هاشمی : هاشمی رفسنجانی با
این تفکر که مدیران دولتی در صورت تامین نشدن رو به مشاغل دولتی می آورند رو به
تسامح و تساهلی در سطح مدیریتی آورد تا مدیران خوب خود را حفظ کند. رواج این تفکر
به تدریج نوعی فساد مدیریتی و اداری را رواج داده و عادی سازی کرد. تساهل و تسامح
مدیریتی هاشمی کسانی را بر مساند قدرت و مدیریت نشاند که مردم را از انقلاب دلسرد
کردند و این تفکر که با انقلاب تنها افراد عوض شده اند در بین مردم رایج شد.
اشرافی گری هاشمی : هاشمی که به وضع
کشورهای اروپایی غبطه می خورد در آرزوی روزی است که ایران نیز به چنان وضعی برسد
این تفکر هاشمی و مدیرانش را به این نتیجه می رساند که بر سر راه توسعه قربانی شدن
عده ای عادی و لازم است. تفکر تجمل گرایی ای که در این دوره رواج می یابد انتظارات
مردم را بسیار بالا می برد و زندگی ها را سخت می کند و انقلاب را از آرمانهایی چون
ساده زیستی و صرفه جویی دور کرده به سمت مصرف گرایی و تجمل گرایی می برد. آرمان
های هاشمی اگرچه زیبا و چشم نوازند اما تبعاتی جبران ناپذیر برای انقلاب دارند
دلزدگی نسبی عوام و قشر ضعیف جامعه از انقلاب از این تبعات می باشد.
حمایت های بدون دلیل !: هاشمی رفسنجانی
با قدرت و نفوذ سیاسی بسیاری که در کشور داشته و دارد در برخی امور حتی کار را بر
رهبری نیز تنگ کرده است و حمایت های او از برخی اشخاص به نوعی نظام قانونی و سیاسی
را فلج کرده است . حمایت او از دانشگاه آزاد و شخص جاسبی نمونه بارزی از این مسئله
می باشد. در حالی که شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالی ترین مرجع تصمیم گیری
در مورد نظام آموزشی کشور وارد مسئله دانشگاه آزاد شده و اقدام به تصحیح اساسنامه
این دانشگاه می کند شخص هاشمی رفسنجانی با تلفون به مقام معظم رهبری این مسئله را
خارج از صلاحیت شورای عالی انقلاب فرهنگی می داند و مساله را متوقف می کند و در
حالی که جاسبی چندین و چند پرونده سنگین تخلف در دادگاه دارد هاشمی رفسنجانی
مخالفان را حسودان معاند خطاب می کند!
نوع تعامل با رهبری: هاشمی رفسنجانی که
سوابق انقلابی او را هیچ کس نتوانسته و نمی تواند منکر شود در مقاطعی از انقلاب
بسیار فعال تر از شخص رهبری بوده اند و در بسیاری از مقاطع نیز دوشادوش رهبری
ایستاده و بر علیه دشمنان جنگیده اند. جمله مشهور رهبری در مورد ایشان که هیچ کس
برای من هاشمی نمی شود به خوبی نشان گر رابطه عاطفی و دوستی عمیق مابین ایشان می
باشد. اما به نظر می رسد همین رابطه عمیق و سوابق زیاد است که موجب اشکالاتی در
رفتار هاشمی رفسنجانی شده است به گونه ای که هنگامی که از ایشان در مورد رهبری می
پرسند رابطه خویش را با ایشان از نوع دوستی بیان می کنند و به جنبه ولایت رهبری بر
ایشان تاکیدی نمی کنند و به عبارتی ولایت را به دوستی تعبیر می کنند و امسال در
حالی که رهبری به صراحت از عملکرد دولت دفاع کرد ایشان در نمازجمعه حمایت رهبری را
مصلحتی توصیف کرد! و بدین گونه به راحتی سخنان مقام معظم رهبری را تحریف کرد! موضع
هاشمی رفسنجانی در قبال طرح دولت اسلامی از جانب رهبری (در دولت گذشته ) و عنوان
کردن این که این حرف تحت تاثیر حرف های دشمان است از دیگر مظاهر مخالفت رسمی ایشان
با مواضع رهبری می باشد.
پ ن . وقتی دیدم سایت وبلاگ نویسان ارزشی را هک کردن و اون را ریداریکت کردن به سایت قلم نیوز اول خیلی عصبانی شدم و خواستم برم سراغ قلم نیوز و یه حالی بهش بدم اما امتحان ها چنین اجازه ای را به من نمی دن . در ضمن فکر نمی کنم این بی اخلاقی چه از جانب ما چه از "جانب زنده باد مخالف من" ها تاثیر مثبتی داشته باشه. بگذار نشون بدن چقدر پایبند اخلاق هستند و چه قدر تحمل حرف مخالف را دارن.
پ ن . پس از انتشار این نوشته خبر نامه آقای هاشمی به مقام معظم رهبری منتشر شد که به خوبی مورد آخری را که عنوان کرده بودم را تائید و تبیین کرد.
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت
15:59 |
خیلی
با خودم کلنجار رفتم تا بالاخره این متن را نوشتم. سال ها بود که بغض فروخرده ای
قلب همه بچه هایی که قلبشون واسه ایران اسلامی می تپه را می فشرد دردی که سال ها
به خاطرش سرکوفت و فحش خوردیم و حقارت کشیدیم و دم بر نیاوردیم و این درد چیزی
نبود جز شخصی به نام هاشمی رفسنجانی ، سال ها هر چه گفتیم رفسنجانی را چماقی کردند
و بر سرمان کوبیدند و ما در اندیشه که انشالله که "بادمجان است" و
احتمالا دروغ است و اگر راست است با چه مدرکی می گویند ؟ و نکند رفسنجانی نیز چون
بهشتی مطلوم خلق باشد و من حتی تا دو سه سال پیش تردید داشتم که نکند چیزی بگویم
که در برابرش مسئول باشم؟
این
میان مبهم ترین قسمت قضیه حمایت های شخص رهبری از آقای رفسنجانی بود و من که نه می
توانستم این حمایت را بپذیرم و نه ...
گاهی
اوقات که با دوستان صحبت می کردیم می گفتند مصلحت است، من اما در دل منکر می شدم
که علی با معاویه صلح نکرد حتی وقتی به او گفتند مصلحت است !
با
روی کار آمدن دولت نهم خیلی چیزها عوض شد از جمله انکارهای رفسنجانی و اثبات های
رهبری در برابر عملکرد دولت نهم . کم کم جبهه ها را شناختم و مدعیان ولایت مداری
را نیز. به قول حجة الاسلام ثقفی اونایی که عملشون کمتره برای این که جبران کنند
صداشون را بالاتر می برند !
با
روی کار آمدن دولت نهم خیلی چیزها مشخص شد وقتی که هاشمی با 150 نفر بلند شد و رفت
عراق به خوبی پرده از چهره خود و همراهانش برداشت. همون موقع ها بود که دیگه بر من
یقین شد که امروز نه زمان علی (ع) که زمان حسن(ع) است .امروز حسن صلح کرده است اما
تنها سربازش را در میدان رقیب در کنار چادر معاویه نگاه داشته است دیروز مالک اشتر
به عمود خیمه معاویه نزدیک شد به نظرتان امروز نیز خوارج شمشیر بر علی می کشند و
مالک را برمی گردانند ؟
اما
مسئله دیگری به ذهنم خطور کرد مرتضی آقاتهرانی گفته بود که نظام صاحب دارد و به
اشخاص وابسته نیست واشاره ای هم به عزل آن آقای نجف آبادی کرده بود سوال این جاست
با معاویه صلح کنیم یا منتظری دیگری بیافرینیم ؟ هنوز جواب را نیافته ام .
پ
ن . از دوستان باادب و اخلاق مدار اصلاح طلب که جز همین فحش هایی که در نظرات
موجود هست انتظاری نمی رود و البته من نیز از این فحش ها تا جایی که کلمات رکیک
استفاده نشده باشد استقبال می کنم به هر حال "از کوزه همان برون تراود که
دراوست" و این دوستان بهتر می تونند خودشان را نشان دهند ، اما از دوستان دیگر
خواهشمندم نظر خودشان را در این مورد بنگارند.
پ
ن . اگه هاشمی رفسنجانی توی تلویزیون از خودش دفاع کنه و جواب این همه سال که جواب
حرف های مردم را با بی اعتنایی نداده است را بده، اگه هاشمی رفسنجانی جواب بده چرا
برخی منتقدینش تبعید شدند و چرا طلبه ای که سوال داشت کتک خورد، اگه هاشمی
رفسنجانی جواب بده که چرا همه مفسدین اقتصادی این سرزمین از دل دولت او برآمدند و
تحت حمایت او قرار گرفتند، اگه هاشمی رفسنجانی واسه تجمل گرایی ای که رواج داد و
مردم را از آرمان های انقلاب دور کرد جوابی داشته باشه من هم از تمام آن چه درباره
او گفته ام توبه خواهم کرد. (برای رعایت انصاف باید بگویم آقای رفسنجانی قبل از
انقلاب نیز بسیار پول دار بوده اند و تهمت دزدی به شخص ایشان (نه نزدیکان ایشان)
نمی چسبد. )
پ ن. چند نفر توی کامنت های پست قبلی از دروغ های دولت نهم گفته بودند این که هر آماری را دروغ بخوانیم و هر چه به سود طرف مقابل است را دروغ بپنداریم بی اخلاقی ترین کار دوستان اصلاح طلبمان است که متاسفانه برخی دوستان بی طرفمان نیز باور کرده اند . در مورد فاطمه رجبی در پستی جداگانه خواهم نوشت و در مورد مناظره موسوی و احمدی نژاد هم باید بگویم رو کردن پرونده خانم رهنورد کار درست و اخلاقی ای نبود و هم بهانه دست رقیب داد و هم کار ما را سخت کرد اما موسوی جز فحاشی و تهمت و ناسزا هیچ حرفی برای گفتن نداشته و ندارد .
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت
3:12 |
گرچه بنا بود در مورد جلسه مهندس
نورالدین موسی و صحبت های او در مورد قراردادهای بیع متقابل و قرارداد کرسنت
بنویسم اما فضایی را که امروز بر دنیای رسانه ای اعم از پیامک و وبلاگ و سایت و
... سایه افکنده من را بر آن داشت تا مطلب خودم را به گونه ای دیگر بنگارم.
رسیدن پیامک هایی از جنس بازیگر بودن و
نبودن جوان فیلم احمدی نژاد یا زن فیلم موسوی ، یا جملاتی از مرحوم آیت الله بهجت
یا پست هایی با مضامین مشابه در وبلاگ ها و سایت ها و ... شاید این شبهه را به ذهن
بیافکند که تمام مشکل یک طیف بازیگر بودن یا نبودن کسی است یا مثلا پیدا کردن جمله
ای برای نفی و اثبات شخص و گروه و جریانی
یه سوزن به خودمون:
اول از همه می خواهم همه اون هایی که می
شه اونها را به عنوان برادر دینی خودم خطاب کنم مخاطب قرار بدهم و از اون ها خواهش
نه، بلکه التماس کنم که رعایت اخلاق انتخاباتی به کنار، این حدیث را سرلوحه زندگی
روزمره خود قرار دهیم که "در
دروغگو بودن یک نفر، همین
بس که هر چیزی را میشنود بازگو کند"
و اما جوالدوز به دیگران :
فیلمی که از شخص میرحسین موسوی پخش شد و
صحبت های او حرف های درست و واقعی ای داشت دغدغه هایی از جنس دغدغه های احمدی
نژادی : "عدالت" و "فقر" و "بیکاری" و
"اعتیاد"
و چرا من خوشحال نباشم که امروز همه به
دنبال رفع مشکلاتند نه حمله به خطوط اعتقادی و فرهنگی مسلمانان و چرا نباید از
میرحسین موسوی به خاطر این که به جای این که فیلم دختران بی حجاب طرفدارش را نشان
دهد ، به جای این که از اشخاصی چون بهزاد نبوی و تاج زاده در فیلمش استفاده کند از
جانباز استفاده می کند و از امامی که می خواستند به موزه بسپارندش صحبت می کند ،
چرا نباید از این فرد تشکر کنم ؟
اما چگونه باور کنم او را ؟ میرحسین
چگونه می تواند مشاور ارشد رفسنجانی باشد و از فقر و تبعیض بگوید ؟
آیا جز این بوده است که رفسنجانی با رواج
تجمل گرایی موجبات دور شدن از آرمان های امام را فراهم کرد ؟ آیا جز این بوده که
رفسنجانی با رواج فرهنگ تساحل و تسامح وجود مدیرانی را رواج داد که با رشوه خواری
و رانت خواری از بیت المال بر گرده مردم سوار شدند و آن ها را هر لحظه از انقلاب
دلسردتر کردند ؟ و آیا جز این بود که تمام این اختلاف طبقاتی حاصل سرمایه دارپروری
رفسنجانی بود ؟
و آقای میرحسین با من چگونه از صداقت می
گویی در حالی که به حمایت رفسنجانی از خود حمایت می کنی و با افتخار می گویی که
مشاورش بوده ای ؟
چگونه از امام می گویی و حمایت آنانی را
که می خواستند امام را به موزه ها بسپارند و از انقلاب توبه کنند را داری و به آن
افتخار می کنی ؟ چگونه از ارزش ها می گویی و ارزش حجاب و حیا را فدای چند رای می
کنی ؟
خوشحالم که میرحسین موسوی نیامد چون
کروبی حجاب را زیر سوال ببرد و چون کرباسچی برای شهیدانی گریه کنند که اینان می
خواهند ثمره خونشان را به حراج بگذارند و به این خاطر از میرحسین تشکر می کنم، اما
متاسفم که در او نشانی از صداقت نمی یابم تا باورش کنم .
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت
2:7 |
دیروز ار برنامه تلویزیونی "منطقه آزاد" اومده بودند دانشگاه شیراز، راستش را بخواین تا قبل از این اسمش را هم نشنیده بودم آخه توی خوابگاه تلویزیون دیدن چندان هم راحت نیست!(احساس بی کاری به آدم دست می ده !)
به هر حال برنامه بنا بود صبح برگذار بشه که ظاهرا مجوز نگرفته بودند و برنامه به ساعت دو بعد از ظهر موکول شد. وقتی که رفتم اون جا با جماعتی از دوستان به اصطلاح اصلاح طلب (افساد طلب) روبه رو شدم که با تجمع و هیاهو و وحشی بازی مانع برگزاری شده بودند. مدعیان آزادی بیان در حالی مانع برگزاری برنامه شده بودند که استدلال می کردند که حرف های ما را سانسور می کنند و ما نمی خواهیم این برنامه برگزار شود و در جواب کسی که می گفت من می خواهم حرف بزنم به او می گفتند برو توی اتاقت در را ببند حرف بزن !!!
با جلوگیری افسادطلبان از اجرا شدن برنامه و فحش هایی که به مذهبی ها دادند تشنج هایی هم به وجود آمد ولیکن با هوشیاری بچه مذهبی ها این مساله فیصله یافت (وقتی یکی شون به من فحش داد نزدیک بود درگیر بشم !!!! )
بعد از این که خبرنگاران محل را ترک کردند مناظره هایی بین دانشجویان حامی موسوی، کروبی و احمدی نژاد در قالب گروه های سه چهارنفره صورت گرفت.
خبر بعدی : "در خدمت و خیانت روشنفکران " بررسی برنامه های نفتی دوران سازندگی و اصلاحات از زبان مهندس نورالدین موسی
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت
20:49 |
یه چند روزیه ننوشتم هم به خاطر درگیری های درسی هم به خاطر درگیری ها انتخاباتی. جلسه پرفسور مولانا توی تالار حافظ و بعدش هم جلسه توی علوم پزشکی که البته من هم فیلم بردار قضیه بودم ! حالا اگه شد و وقتی بود و حوصله ای فیلم هاشو آپلود می کنم تا دوستان هم مستفیض بشن.
امروز هم با یه چند تا از بر و بچ راه افتادیم رفتیم دور و بر شاه چراغ واسه احمدی نژاد تبلیغ کنیم بد نبود اونایی که مخالف بودن خیلی کمتر از اونایی بود که جبهه گیری نداشتن یا طرفدار بودن .
فعلا خسته ام فقط یه جمله از پرفسور مولانا :
امروز جهان سیاست بدون احمدی نژاد لطفی ندارد.
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه هشتم خرداد 1388 و ساعت
0:58 |