تبليغاتX
خرابه

پس از پایان جنگ و پذیرش قطع نامه فاز جدیدی از جنگ رقم خورد، جنگی به نام جنگ نرم !

خداوند مقرر کرده است که همیشه ظالم و مظلوم و بدی و خوبی در جنگ باشند: " اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ "

انقلاب اسلامی آرمانی برای همه مظلومان عالم و همه مسلمانان بود و با شعار دفاع از مظلومان عالم پا به عرصه بین الملل گذاشته بود و این یعنی دشمنی ذاتی مابین هر قدرت ظالمی با جمهوری اسلامی ، جنگ پایان نگرفته بود اما شکلی جدید به خود گرفته بود. ایران در سال های جنگ نشان داده بود قهرمانانی دارد که در مقابل هیچ قدرتی زانو نمی زنند، مردانی که تا پای جان برای اسلام و آرمان های اسلام می جنگیدند و شهید می شدند تا همیشه زنده بمانند. جنگیدن با چنین مردانی برای آنان که حتی خدا را به جسم تصور می کنند و دنیا برایشان در همین دو روز خلاصه می شود البته که غیرقابل تصور بود و هست.

سوال این جا بود: چگونه می توان با چنین مردانی جنگید؟ و راه حلی جز جنگی با روشی دیگر وجود نداشت. می بایست شیران می خوابیدند و رام می شدند که شیر خواب و رام شده را خطری نیست!

حمله شروع شد: فیلم ها و عکس ها و کتاب ها و صدور نظریات مختلف و ...

اما وقتی دشمن هوشیار است حتی کوچکترین حرکت را رصد می کند، چه باید کرد؟

افسران جنگ نرم دشمن در جبهه خودی دست به کار شدند، می بایست شیرها خواب می رفتند و رام می شدند، چه کنیم؟ وقتی که خیال شیر راحت بشه راحت می خوابه ! وقتی دشمنی وجود نداره چرا بیدار بمونه ؟

"سروش" و "زیبا کلام" البته این نقش را به خوبی انجام دادند، نظریه "توهم توطئه" همان چیزی بود که برای خواب کردن شیران نیاز بود و این که تمام این هوشیاری ها و بیداری ها و آگاهی ها حاصل یک توهم است! توهمی که برای خود ساخته اید تا کمبودها و کم کاری ها را جبران کنید!

شیرها کم کم به خواب رفتند آخر خبری از دشمن نبود، دشمن پشت سرشان بود! برخی نیز رام شدند: "تا کی دشمنی ؟ سی سال پیش انقلاب شد، تموم شد رفت تا کی باید تاوان پس دهیم و زندگی سختی داشته باشیم؟ نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!"

و چه مظلوم بود رهبری که سال ها داد می زد که ای مردم حواستان باشد، دشمن جایی نرفته، صلح هم نکرده، همین نزدیکی است! اما دریغ از گوش شنوا !

شیرها یا رام دشمن شده بودند و نعره ای هم اگر می کشیدند به سمت رهبری و خودی ها بود یا در خواب ناز بودند!

و چه مظلوم بود رهبری که می دید فتنه را که نزدیک می شود و آگاهی می داد اما دریغ از یک گوش شنوا :

"دارم می بینم صحنه را، می بینم تجهیز را، می بینم صف آرائی ها را، می بینم دهان های با حقد و غضب گشوده شده و دندان های با غیظ به هم فشرده شده را علیه انقلاب  و علیه امام و علیه همه این آرمان ها و همه اون کسانی که به این حرکت دلبسته اند، چه بکنم اگه کسی نمی بینه ..."

و بالاخره فتنه آغاز شد و شیرهای رام شده به سمت شیرهای خواب حمله آوردند و تازه شیرها از خواب بیدار شدند و تازه یادشان آمد جنگی بود و دشمنی!

ای کاش شیرها دوباره نخوابند!

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 1:40 |

یادداشتی که در سایت تابناک دامنه com در رابطه با سفرهای استانی گذاشته شده بود بهانه ای شد واسه این که مطلبی را در مورد سفرهای استانی بنویسم.

چند هفته پیش با یکی از اساتید بخش کامپیوتر که رفاقتی با هم داریم در مورد انتخابات و حوادث بعد از اون و به طور کلی برخی سیاست های دولت و صدا و سیما و ... صحبت می کردیم، ایشان که در انتخابات به محسن رضایی رای داده بود صحبت جالبی را کرد که آفت بزرگی برای سیاست مداران اینه که رابطه شون با مردم در حد دور و بری های خودشون باشه به قول خودش " تو و علی خیلی پسرهای خوب و کار درستی اما اگه من حوادث بخش را تنها از شما دوتا بشنوم و رابطه ام با دانشجویان منحصر به این بشه یعنی این که دارم از دید شما قضیه را می بینم و این اصلا خوب نیست"

به هر حال آقای استاد معتقد بود که این اتفاق تا حد زیادی در سطوح بالای کشور رخ داده است. اما من با تصدیق قسمت اول حرف ایشان نظر دیگری داشتم چند سال پیش توی دوره اصلاحات شهر ما نماینده ای داشت که به دلیل این که فوت کرده اسمش را نمی آورم، این آقای نماینده که اتفاقا قائم مقام حزب مشارکت هم بود علی رغم این که منزل پدری اش سر کوچه ما بود هیچ وقت نتونستیم برخی گلایه ها را بهش منتقل کنیم و در تنها ملاقاتمون هم ده دوازده نفر بادمجون دور قاب چین باهاش بودند که مانع از صحبت شدند.

توی سفر استانی احمدی نژاد به شیراز تشکل ها جلسه ای با برخی معاونان وزیر علوم داشتند، در ابتدای جلسه برخی مدیران فرهنگی شروع به خواندن ارقام و آمار کردند که ما چنین کردیم و چنان کردیم که باعث عصبانیت شدید من شد که دریغ از اندکی کیفیت در این همه کمیت ، همین هم باعث شد که بسیج و انجمن اسلامی(اتحادیه مستقل) و جامعه اسلامی اساسا آمار بنده خدا را زیر سوال ببرند و به عبارتی امور فرهنگی دانشگاه را شسته و به کناری بگذارند و به عبارتی هر چه می خواهد دل تنگت بگو !  نکته ای که می خوام بهش تاکید کنم همین دیدن کشور از دید آمار و کمیت هاست و تفاوت فاحشی که با واقعیت ها داره .

توی چند هفته گذشته با "صفارهرندی" و "باقری لنکرانی" هم دیدارها و صحبت هایی داشتیم که اگه عمری بود و فرصتی یه چیزایی ازشون می نویسم.

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 1:3 |

درطول مدتی که گذشت برخی از اصول گرایان اشتباهاتی داشته اند که حتی رهبر معظم انقلاب را وادار به واکنش کرده است، این اشتباهات اگرچه در برابر کارهای خلاف عقل و منطق و شرع برخی از اصلاح طلبان به چشم نمی آید اما توجه به این نکته که از نظر عرف کارهای این گروه به پای تمام جریان اصول گرا گذاشته می شود باعث می شود که لزوم برخورد درون گفتمانی با این گروه مشخص شود و همین امر نیز به سخنان اخیر رهبری انجامید .


     1.جلوتر از رهبری حرکت نکنید
یکی از نکات جالبی که رهبری در خطبه اول بر آن تاکید کردند این بود که اختلاف سلیقه وجود دارد و برخی سلیقه ای را می پسندند و برخی سلیقه ای دیگر را (فرقة علی هذا و فرقة علی ذاک ) و این که تشخیص مصداق ها را برای برخورد به عهده رهبری بگذاریم و جلوتر از رهبری حرکت نکنیم .

2.    2. اصرار به برخورد نکنید .
سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی رهبری که در قالب داستانی از جنگ صفین بیان شد ناظر به این نکته بود که اصرار به برخورد با برخی عناصر منجر به دفع کامل ایشان می شود و تا لحظه ای که اندک امیدی برای برگشتن این افراد به دامن حکومت اسلامی است نمی بایست با ایشان برخورد شود .

3.    3. آنکس طلب حق می کند و اشتباه می کند مانند کسی نیست که باطل می جوید و به آن می رسد.
اگرچه بسیاری از مخالفان و معاندان نظام  مشکلات اساسی با دین و حکومت دینی دارند اما در این میان هستند کسانی که مسلمانانی معتقد و با عمل هستند گروه موسوم به انجمن حجتیه شاید از این قبیل باشند و گروه های دیگری که نمی توان با آنها مانند افرادی بی دین و ایمان برخورد کرد که می شناسم برخی از آنان را که به راستی در برخی از مسائل باید مدت ها شاگردی آنان را بکنم حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه هایشان با نقل جریانی از خوارج به زیبائی نوع برخورد با این گروه را تشریح کردند . امام علی (ع ) : قال الأمام علي ع: ليس من طلب الباطل فأدركه كمن طلب الحق فاخطئه

این نکات به زیبایی خطاب به طیف اصول گرا بیان شد تا از برخی تندروی ها و برخوردهای نادرست جلوگیری کند که امیدواریم این چنین نیز بشود.

اما نکته آخری که این روزها فضای وب و فضای جامعه را پر کرده است مربوط به صحبت های جورج سوروس در رابطه با ارتباط با خاتمی می باشد گرچه به شخصه دل خوشی از خاتمی ندارم و آن چه بیان شده است با سابقه ای که از خاتمی در مورد تقابل دین و مردم داریم استبعادی ندارد اما یادمان نرود که : " اذ جائکم فاسق بنباءٍ فتبینوا "

نه حرف روزنامه صهیونیستی در مورد احمدی نژاد قابل استناد است برای کروبی و نه حرف جورج سوروس درباره خاتمی قابل استناد استناد است برای ما .

در آخر یادمان باشد که : "المتقدم لهم مارق والمتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق" نه جلوتر از رهبری حرکت کنیم و نه از رهبری عقب بیافتیم ، ملازم و همراه رهبری باشیم تا از اهل نجات باشیم

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 18:22 |
یکی از مهمترین کلماتی که در ادبیات عامه و ادبیات سیاسی ما به کار می رود واژه تحجر است و جالب اینجاست که همه نیز از با نسبت دادن آن به دیگران از آن اظهار برائت می کنند . این امر از بحث های عادی روزمره تا بحث های کلان سیاسی توی کشور ما رایجه و جالب این که هیچ کس هم خود را در مظان اتهام قرار نمی دهد و دیگران را به اون متهم می کند !

سوالی که باید اینجا جواب داده بشه تفاوت بین اعتقاد و تحجر است که نکته مهم و اساسی ای است که باید به آن پرداخته شود . لاابالی گران معتقدین را متهم به تحجر می کنند و متحجرین نیز معتدلین را متهم به لاابالی گری می کنند وقتی کسی حرفی دور از عقل و دین می زند و نمی پذیری متهم به تحجر می شوی، وقتی از محافل گناه دوری می کنی متهم به تحجر می شوی و وقتی هم مثل برخی تندروی هایی نمی کنی متهم به بی غیرتی می شوی !

تحجر در لغت به معنای تصلب و جمود فکری است . اما تعریف تحجر این است : متحجران کسانی هستند که اولا قدرت تعمق در دین و استنباط و فهم احکام شریعت را نداشته اند و ثانیا همواره اسیر قالبهای حوادث می باشند و نمی توانند از صورت ظاهری حوادث بگذرند و به مبانی و خمیر مایه های رخدادهای اجتماعی برسند .

تحجر یعنی این که از دین و احکامش قاعده ای را بگیریم و بچسبیم و بقیه قواعد و ظوابطش را رها کنیم و هزاران شرط و آیه و حدیث را که آن را به گونه ای تشریح می کنند نبینیم .

این تحجر روزی در لباس خوارج علی (ع) را شهید کرد چرا که خوارج آیه ای از قرآن را دیدند و قرآن ناطق بودن علی (ع) را ندیدند ، روزی باز هم در لباس خوارج  بر علیه امام رضا (ع) توطئه گری کرد، روزی در لباس گروه فرقان استاد مطهری را شهید کرد و آیت الله خامنه ای را مجروح .

و امروز هم در هر دو جریان سیاسی و فکری کشور شاهد تحجر هستیم . تحجری که برخی علما را علیه جمهوری اسلامی می شوراند و تحجری که برخی را به رقم زدن حوادثی چون کوی دانشگاه و کهریزک وامی دارد. هر دوی این ها نتیجه تحجر هستند .

در همین زمینه توصیه می شود :

ويژگي ها و پيامدهاي تحجر گرايي از ديدگاه امام خميني (ره(

روحانيّت و تحجّر

انقلاب اسلامی تحجر و سنت - علی ذوعلم

تحجر و تجدد از منظر استاد شهيد مطهري

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 15:27 |
در چند روز گذشته اظهارات آقای صانعی از جنجالی ترین خبرها بود و محکوم کردن ها و تکذیب ها و ... جز بیشترین خبرها بود. اما ظلمی که رجانیوز و سایت های مشابه در حق این مطلب کردند این بود که با مسئله خیلی سطحی برخورد کردند ! عبارتی که صانعی در ارتباط با رئیس جمهور به کار برده بود چه طبق اظهار خودشان مربوط به آن داستان باشد و چه مربوط به احمدی نژاد در مقابل مابقی حرف هایی که آقای صانعی به تمامیت نظام نسبت داد و تحریف هایی که در سخنانش بود هیچ نبود و البته دوستان ما با انتشار آنها لطف بزرگی در حق آقای صانعی کردند تا صدایش را به گوش تمام مغرضان و معاندان برساند و اعتباری کسب کند !

به علت امتحانات نتونستم زودتر مطلبی را در این مورد بنویسم اما امروز فرصتی دست داد تا در مورد افاضات حضرت آیت الله !!! چند سطری را بنگارم .

"يكي از مسئولين كه در درجه اول واسطه بود از يك جايي آمده بود خودش رده دوم و سوم بود گفتم ابطال كنيد انتخابات را، آسمان كه به زمين نمي آيد گره اي را كه مي شود با دست باز كرد، خيلي راحت ابطال كنيد دوباره انتخابات را شروع كنيد با يك شرايط خاصي. او گفت نه تقلب نبوده است. گفتم تقلب نبوده كه يك كسي گفت من هفتاد دليل مي آورم كه در حوض آب نيست يكي ديگه گفت من يك دليل مي آورم كه در حوض آب هست بغلش كرد پرتش كرد در حوض. گفت حالا آب هست يا نيست."

خوب آقای صانعی می شه ما را هم در آب بیاندازید تا این آب را ببینیم یا حداقل خودتون چشمتون را باز کنید ببینید که توی سرابید ؟

"حكومت اسلامي حداقل بايد با آنهايي كه زحمت كشيدند، خوب رفتار كند اين كلاس اول سياست است. منتهي چه كنيم خدا عقلشان را گرفته است. الحمدالله الذي جعل اعدائنا من الحمقا، كلاس اول سياست است. احترام اطرافيانتان را نگه داريد اينهايي كه 30 سال در نظام زحمت كشيدند، نگهشان داريد."

آقای صانعی، ما که کمتر از اونیم که بخوایم درس یاد شما بدیم اما چند دقیقه قبل از همین شما داشتین از امیرالمومنین می گفتید آیا امام علی طلحه و زبیر را که خیلی هم واسه اسلام زحمت کشیده بودند به هر قیمتی نگاه داشتند ؟ یه دقیقه پیشش هم از امام (ره ) می گفتین ، بازرگان کم واسه انقلاب زحمت کشیده بود ؟ آقای صانعی کلاس اول دینداری اینه که هیچ حقیقتی را فدای هیچ مصلحتی نکنیم. اگه به این حکومت انتقادی وارده توی مصلحت سنجی هاشه نه توی به راه حقیقت رفتنش

"محال است اسلام بگويد 60 ميليون يك جور بگويند يك نفر جور ديگر بگويد آن را عمل كنيد. اينكه خلاف عقل است خلاف همه چيز است. 50 ميلوين يك جور بگويند 20 ميليون جور ديگر شما 20 ميليون را عملي كنيد. اينكه ترجيح راجع بر مرجوع است. و شاورهم في الامر پيغمبر مشورت مي كرده است. در امور مشورت مي كردند و امرهم شوري بينهم ريشه يابي كنيد."

واقعا از آقای صانعی که تاکیدشان روی ریشه یابی این حرف بعیده ! به خدا نمی خواد فقیه باشی تا بفهمی این حرف غلطه با یه دو دوتا چهارتای ساده مشخصه البته اگر آقایان حوض را ببینند ! آقای صانعی تمام عربستان بت می پرستیدند پیغمبر و امام علی و حضرت خدیجه خدا را می پرستیدند کدوم درست بود ؟ آقای صانعی تمام قوم نوح کافر بودند اندکی خداپرست بودند کدوم درست بود ؟ آقای صانعی چند میلیارد مسیحی و یهودی و ... داریم یه میلیارد مسلمان ، کدوم درست می گن ؟ آقای صانعی امت پیامبر هفتاد و اندی فرقه هستند یکیشون اهل هدایته . آقای صانعی قرآن که خوندین؟ اکثرهم لا یعقلون را ندیدین ؟

آقای صانعی هم فرضتون غلطه هم نتیجه تون ! اول فرض کردین که تعداد شما و همفکراتون بیشتره که چشماتون را بستین ! دوم نتیجه گرفتین حق با شماست که بازم به ترکستان رفتین !

"چون بنده معتقدم بزرگان ما در شرايطي نبودند چه علماي اهل سنت چه شيعه كه ريشه يابي كنند. من يك وقتي عده اي از اهل سنت و مسيحي ها از امريكا آمده بودند 6 سال پيش به وسيله يكي از رفقا آمده بودند منزل ما عرض كردم تمام آيات قرآن راجع به نداشتن حق براي كفار است، كافر حق ندارد چنين كند و چنان كند نه غيرمسلم و كافر غير غيرمسلم است، كافر يعني كسي كه مي داند اسلام حق است و عليه او تبليغ مي كند. تمام حقوقي كه شما در رساله عمليه داريد، ارث نمي برد، دختر نمي شود به او داد و... همه اش مال كفار است و خلاف عقل هم نيست."

به به ! آقای صانعی شیطان اولین گناهش غرور بود. می دونین که ؟ وقتی غرور گرفتش از آستان الهی رانده شد. می شه بفرمائید تمام بزرگان و علمای شیعه سنی توی چه شرایطی بودند که نتونستند ریشه یابی کنند و شما تونسته اید ریشه یابی کنید؟ آقای صانعی خدا توبه پذیره توبه کنید از این غرور . برگردید خدا رحمان و رحیمه

"لحمدالله جوري شديم كه در يك ذره از گناهان اين آقايان شريك نيستيم. سپاس مر خدا را حمد مر خدا را."

تمام حرف های شما از شروع تا پایان تهمت بود خدا را شکر که شما توی این ها شریک نیستید بالاخره هرکسی توفیق نداره !

"اين گناهان آدمكشي و شكنجه كه يكي‌اش كافي است كه آدم را خالد در جهنم كند و من قتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدين فيها قتل يك نفر غير از قتل يك جريان است. اين آيه را تفسير كردند به قتل جريان شما يك جريان را مي كشيد يك جريان ديگر را احترام مي كنيد اين جزائش جهنم است خالدين فيها. بنده الحمدالله هيچ نيستم ما را مخالف مي دانند با اين حرفها شكر مي كنند خدا را."

آقای آیت الله ! می شه بگین این تفسیر را از کجا آوردین ؟ تهمت که می زنید به کنار نوش جانتون . اما این تفسیر را از کجا آوردید ؟ خوارج جریان نبودند ؟ اونهایی که علی را می پرستیدند (به اصطلاح علی الله ای ها ) جریان نبودند ؟ معاویه جریان نبود ؟ قتل جریان جزایش خالدین فیهاست ؟ می دونید جزای اون ها که آیه را از محل خودش خارج کردند چیست ؟

این که بقیه حرف هاتون را نقد نکردم به این معنا نیست که بقیه حرف هاتون درسته که اگه بخوایم جواب بدیم کتابی می طلبد در جواب این همه دروغ و افترا . آقای آیت الله این دروغ های شما کفاره دارد گناه است .توبه کنید . فرق نمی کنه به احمدی نژاد تهمت و افترا زده باشید یا نه که به قول معروف انشاالله که بادمجان است . اما توبه کنید .خدا توبه پذیر است . این شب ها فرصت خوبیه واسه این که به خودتون بیاین و توبه کنید این فرصت را از دست ندهید.

 

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 2:3 |
دوره بعد از انتخابات دوره سختی برای اصول گراها بود در حالی که اصول گراها با پیروزی در انتخابات انتظار دوران خوبی را داشتند اما آن چه اتفاق افتاد آن چیزی نبود که می بایست اتفاق می افتاد. با نزدیک شدن دوران انتخابات جریان های اصلاح طلب تلاش زیادی را برای به انزوا کشاندن جریان اصول گرا انجام دادند؛ تبلیغات زیاد و راه اندازی جنگ روانی و تهدید و تحقیر اصول گراها از جمله این کارها بود آن چه آنان به دنبالش بودند به انزوا کشاندن اصول گراها بود، در این صورت اصلاح طلبان بیشتر به چشم می آمدند و حتی در صورت پیروزی اصول گراها در انتخابات مساله تقلب را پیش می کشیدند، این همان کاری بود که شروع کردند و ادامه دادند و در این میان جریان های اصول گرا که این مساله را درک کرده بودند با تلاش بسیار در مقابل این قضیه ایستادند ، همین این وظیفه را برای من و امثال من ایجاب کرد که وارد جریانهای تبلیغی شویم .

اما بعد از انتخابات در لحظه ای که می بایست شیرینی پیروزی بعد از تلاشی طاقت فرسا زیرزبانمان مزه می کرد آشوبگری طرفداران جریان مقابل و سواستفاده گران از موقعیت شیرینی این وضعیت را در کام ما تلخ کرد( و البته این همان چیزی بود که آنان می خواستند) در این میان اشتباهاتی که برخی نیروهای نیروی انتظامی و صدا و سیما کردند به این تلخی دامن زد و وضعیت را برای ما پیچیده تر کرد.

اما در این میان محمود احمدی نژاد ناراحتی ما را بسیار بیشتر کرد و بسیاری از دوستان را در ناراحتی و سرخوردگی قرار داد، انتصاب اسفندیار رحیم مشائی ، تعلل در امر رهبری ، کنار گذاشتن وزرا در دقیقه نود دولت ، برکناری وزرای اصول گرایی چون دکتر باقر لنکرانی و انتصاب وزاری زن اشتباهاتی بود که این حس را منتقل می کند که احمدی نژاد دولت را با اشتباه شروع کرده است و با اشتباه ادامه خواهد داد ؟!!!

شاید آیت الله علم الهدی خیلی خوب منظور من را در مورد انتخاب وزیر زن بیان می کنند :

آيت‌الله علم‌الهدي با بيان اينكه در عالم وجود، زني مقتدرتر، عالم‌تر، با استعدادتر و مديرتر از حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله عليها وجود ندارد، گفت: اما در شرايطي كه پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آله و حضرت علي عليه‌السلام در مدينه حضور نداشتند و بايد شهر مدينه را در غيبت پيامبر كسي اداره مي‌كرد، هرگز مديريت را به ايشان نسپردند اما در جايي كه وظيفه حضرت زهرا سلام الله عليها ايجاب مي‌كرد، براي مقابله با ارتجاع پس از انقلاب نبي مكرم اسلام يكه و تنها به ميدان آمده و ايستاد و مقابله كرد و محصول آن امروز 300 ميليون گوينده اشهد ان علي ولي الله است و اين نتيجه قهرماني حضرت زهرا بود و ثمره تقسيم مسئوليت‌ها در اسلام است.

وی ادامه داد: پايبندي به ارزش‌هاي اسلام و انقلاب و استكبارستيزي خصوصيت برجسته‌اي در رييس‌جمهور است كه باعث شد متدينين ما با اكثريت آرا او را انتخاب كنند بنابراين بايد در رأس مطالبات و توقعات مردمي مطالبات ديني و توقعات ديني آن‌ها قرار گيرد و شكل كار ما نبايد به گونه‌اي باشد كه يك عده فمينيست ملحد بي‌ديني كه خدا را قبول ندارند، در دنيا خوششان بيايد.

امام جمعه مشهد مقدس با اشاره به سخن امام راحل كه فرمودند "اگر كاري كرديم و جريان‌هاي غربي از ما خوش‌اشان آمد، بايد در كار خود ترديد كنيم(قابل توجه آقای مشائی) گفت: اينكه چند وزير زن معرفي شوند و جريان‌هاي فمينيستي داخل و خارج شاد شده و كف بزنند، همان سخن امام رحمة الله عليه را بازگو مي‌كند.

* پی نوشت » ایام امتحانات هست و خیلی هم وقت ندارم اما واقعا ناراحت بودم که دست به قلم بردم احمدی نژاد برای ما اصل نیست و این را بارها گفته ایم و تاکید کرده ایم اما فعلا نماینده ماست و اشتباهاتش برای ما گران است .



+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 0:30 |
اگه فعلا مطلب سیاسی نمی نویسم فقط واسه اینه که فعلا احساس تکلیف نمی کنم اما یه چیزی می خواستم بگم این که من هزارتا پست هم در مورد مهدویت بگذارم ، این که من ده هزار تا پست هم آیه و حدیث این جا بگذارم به هیچ کس برنمی خوره ، نه از فحش خبریه نه کسی اهانتی می کنه ، نه ...

منظورم اینه که این نوع دینداری که فقط آیه و حدیث بخونی و اونا را وارد زندگی نکنی ، این نوع دینداری که دین را واسه آخرت می دونه و فکر می کنه دین برنامه ای واسه دنیا نداره ، این همون اسلام آمریکائی هست که به تریش قبای هیچ کسی بر نمی خوره ، توی این نوع دینداری تو بچه خوبی هستی که سرش را می اندازه پائین و می ره مسجد نماز می خونه و می ره خونه می شینه کاری هم به عالم و آدم نداره

تمام دعواها هم سر همینه از اول انقلابم همین بوده اعلام قیام علیه حکم قصاص عزت الله سحابی هم از همین جنس بود ، این جریانات اخیر هم از همین جنس بود .

شاید فعلا چیزی ننویسم اما اعلام برائت می کنم از این نوع دینداری و از این جور دیندارها

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 22:45 |
توي اين ايام و نزديكاي پانزده شعبان داشتم به امام و آقايي كه منتظرش هستيم و خيلي سنگش را به سينه ميزنيم فكر مي كرديم، وعده اي كه يرونه بعيدا و نراه قريبا http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/hablolmatin3/doa.jpg

داستان يهوديان مدينه را شنيده ايد ؟ همون هايي كه به عشق پيغمبر آخرالزمان به حجاز آمدند و بعدش هم يثرب را كه سرزمين متروكي بود را براي اقامت اختيار كردند چرا كه مي دانستند آن جا محل حكومت پيغمبر آخرالزمانه

وقتي كه پادشاهي كه از آن جا رد مي شد خواست آن جا ساكن شود به او گفتند كه اين جا محل حكومت پيغمبر آخرالزمانه و او را از ماندن در آنجا منع كردند اما اون پادشاه دو گروه از سربازانش را به اين عنوان كه به پيغمبر آخرالزمان كمك كنند در ان جا گذاشت و اين دو گروه كساني نبودند جز قبيله اوس و خزرج

اعراب قبيله اوس و خزرج به اذيت يهوديان پرداختند و آنها وعده انتقام جويي پس از آمدن پيامبرشان را مي دادند ، اما پيامبر آمد، پيامبري كه آنان بهتر از فرزاندنشان او را مي شناختند اما او را برنتافتند و بر او شمشير كشيدند.

داشتم به تعبير يهوديان امت فكر مي كردم و اين كه چقدر آماده ايم واسه اوني كه مياد يه روزي و اميدواريم اون روز نزديك باشه 

* پي نوشت : دوست داشتم اين چند روز را حسابي از آقا مي نوشتم چه كنم كه خراب شدن شارژر لپ تاپم فعلا اين فرصت را ازم گرفته


+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 1:46 |

در حوادث اخیر و آشوب هایی که توسط طرفدارنماهای موسوی در سطح شهرهایی چون شیراز و تهران به وجود آمد برخی عنوان می کنند و می کردند که در صورتی که به طرفداران موسوی اجازه راهپیمائی قانونی داده می شد خود آنها انتظامات و برقراری امنیت را تضمین می کردند و شاهد چنین مسائلی نبودیم در حالی که با فراهم نشدن راهکارهای قانونی مردم اعتراض خود را به روش های قانون شکنانه و غیر قابل کنترل نشان دادند ، از این جهت این دوستان وزارت کشور و ارگان های انتظامی را مسئول بروز این حوادث جلوه می دهند .

در پاسخ به این دوستان باید پرسید که هدف از برگزاری راهپیمائی چه بوده است؟ آیا جز این است که دوستان و طرفداران هوادار موسوی با آمدن به خیابان می خواهند عده خویش را به رخ بکشند ؟ خوب شما که به خیابان آمدید ناچار طرفداران احمدی نژاد نیز به خیابان می آیند تا نشان دهند که آنان در اکثریت هستند و باز هم شما می آئید و باز هم آنها !!! آن چه اتفاق می افتد چیزی جز "لشکرکشی خیابانی" است ؟  در چنین شرایطی دعوا و آشوب و زد و خرد رخ نمی دهد ؟ آیا در چنین مملکتی می توان زندگی کرد ؟

از یکی از دوستان که از حامیان میرحسین و دارای تفکری مطابق آن چه در ابتدا عنوان شد بود همین سوالات را پرسیدم ، پاسخی که داد بسیار شنیدنی بود می گفت که :"آقای خامنه ای به بسیجی ها و طرفداران احمدی نژاد می گفت بیرون نیایند ! "

کلاهتان را قاضی کنید، آیا این پاسخی مناسب است ؟ آیا این همان دیکتاتوری نیست ؟

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 23:32 |

اظهارات مهدوی عضو شورای مرکزی مجاهدین از وقایعی بود که توی چند روز اخیر جنجال رسانه ای راه انداخت، مهدوی که از اعضای اصلی این حزب بوده به ناگهان تبر برمیدارد و به قامت این حزب تبر می زند !!!

این تغییر موضع اون قدر جالب و در عین حال بهت آور بود که بلافاصله سایت اصلاح طلب خبری مبتنی بر بازداشت بودن مهدوی را منتشر کردند تا این اظهارات را ناشی از تهدید و تطمیع بدانند و آنها را از اعتبار بیاندازند و باز هم مهدوی به میدان آمد تا بگوید که حتی لحظه ای بازداشت نبوده است .

اما آن چه مهدوی کرد را من می خواهم از دید خودم تحلیل کنم ، در واقع مهدوی در زمانی که تشخیص داد که سازمان دارد از بازی خارج می شود و با عدم رعایت قوانین بازی در حال کارت قرمز گرفتن است برای حفظ حیات سیاسی خود راهی دیگر را پیش گرفت و آن چیزی نبود جز پشت کردن به سازمان و حتی خنجر زدن از پشت به سازمان برای حفظ حیات خود .

مهدوی می دانست و می دید که سازمان به راهی می رود که همراهی با آن در نهایت منجر به مرگ سیاسی می شود و با این تصمیم سعی کرد پایه سازمانی جدید را بگذارد تا حیات خود را در قالب جدید ادامه دهد .

شاید این همان کاری بود که گروه امت واحده سال ها پیش پس از اعلام مارکسیست بودن سازمان مجاهدین خلق انجام داد تا حیات سیاسی خویش را ادامه دهد ، بالاخره مهدوی در مکتب بهزاد نبوی رشد کرده است !

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 4:20 |
این بار فقط چند لینک می گذارم

پاسخ به 8 شبهه انتخاباتي

چه کسانی از حادثه کوی دانشگاه سود بردند؟

مقام معظم رهبري ، آيت الله مصباح ، دكتر احمدي نژاد

پاسخ رئيس ستاد انتخابات كشور به شبهه‌هاي اخير

چه کسی مرجع مبارزه با مفاسد اقتصادی است ؟

پنجمين شكست پي‌در‌پي "خاتمي " از "مردم "

نگاهی به نقش متهمان یک پرونده همچنان مفتوح در غائله اخیر

امروز همه اعتصاب‌ها، راهپیمایی‌ها خلاف مسیر ملت ماست/ مشت اينها باز شد كه چه آزادى مى‏خواهند؛ آزادى انفجار!

میرحسین کم کم داره هویت خودش را آشکار می کنه تا نشان بده که این حرف را که گفته اند هر کسی را با اطرافیانش بشناس چقدر حقیقت دارد.
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 13:10 |

نگاهی به نامه میرحسین موسوی به شورای نگهبان

نامه میرحسین موسوی به شورای نگهبان که در طی آن خواستار ابطال انتخابات شده است حاوی نکات جالبی بود که می خواهم به آن بپردازم .

میر حسین موسوی و همسرش که بسیار مدعی تقلب های گسترده در طول انتخابات شده اند در واقع آن چه به شورای نگهبان ارائه کرده اند جز مجموعه ای که هیچ ربطی به تقلب در انتخابات ندارد، نبوده و نیست.

مورد اول : « در ایام تبلیغات خصوصاً در مناظره آقای احمدی نژاد، اتهامات بزرگی علیه بعضی از شخصیت‌های حقیقی ازجمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز آقای ناطق نوری عضو محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس بازرسی ویژه مقام معظم رهبری، در رسانه ملی مطرح شد كه بنا به اظهار صریح ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم كل كشور مصادیق روشن عمل مجرمانه بوده است. این اتهامات خوراك اصلی تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد علیه سایر نامزدها، خصوصاً اینجانب قرار گرفت.»

پاسخ : اولین چیزی که باید در نظر بگیریم این است که بر خلاف ادعای آقای میرحسین موسوی اتهامات نه بر علیه شخصیتی حقوقی بلکه بر علیه شخصیتی حقیقی بوده است و این ادعا جهت پیوند زدن آبروی این اشخاص به آبروی نظام می باشد حال آن که آبروی نظام وابسته به اشخاص نبوده و نیست. مسئله دیگر آن که آن چه در مورد اشخاصی چون آقای هاشمی و آقای ناطق بیان شد انتقاد از عملکردها بوده است و نه اتهام و البته اتهاماتی نسبت به خانواده های این افراد مطرح شد اما در مورد خود این اشخاص تنها مسئله عملکردها مطرح شد. مسئله دیگر این است که پیوند آقای موسوی به این اشخاص و حمایت خاص ایشان از جریان قبلی مدیریتی کشور چیزی پنهان نبوده است که تازه آشکار شود بلکه ایشان بارها از کنار گذاشته شدن مدیران قبلی گلایه کرده اند و در واقع ایشان به عنوان مدافع جریان مدیران گذشته به صحنه آمده اند بدیهی است آن چه در مورد آنان بیان می شود به ایشان بی ربط نیست . آقای میرحسین موسوی را ارجاع می دهیم به پرونده کرسنت و جناب آقای زنگنه نماینده ایشان و عضو حلقه اصلی حمایتی ایشان

مورد دوم : «ایشان در مناظره‌های انتخاباتی اقدام به بیان مطالب خلاف امنیت ملی نمود كه نتیجه آن زیر سؤال بردن بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی سلام الله علیه بود. به علاوه عمل ایشان در افشای بعضی از موضوعات محرمانه و سری با تلفیق موارد نادرست، ازجمله متهم كردن دولت جمهوری اسلامی و وزارت كشور به سازماندهی اوباش برای حمله به جوانان و مردم و بریدن كراوات‌ها و تراشیدن موی سر جوانان اتهاماتی واهی است كه در هیچ مرجع قضایی مورد رسیدگی قرار نگرفته و بدیهی است كه عملی مجرمانه محسوب می‌شود.»

پاسخ : یکی از بزرگترین حربه های میرحسین موسوی چسباندن خود به حضرت امام و پیوند دادن آبروی خود و آبروی حضرت امام بوده است. زیر سوال بردن شخص آقای میرحسین و جریانی که روزی ایشان نماینده آن بوده است نه تنها هیچ ربطی به حضرت امام نبوده است بلکه مورد تائید حضرت امام می باشد و چگونه فراموش کرده اند که فرمان هشت ماده ای خطاب به ایشان بوده است ؟ آیا عدم پیگیری این مسائل از سوی مراجع قضائی نشان دهنده بی گناهی ایشان است ؟

آقای میرحسین موسوی اقدام به آشوبگری و تحریک مردم و تامین خوراک بیگانگان اقدام علیه امنیت ملی نیست ؟

مورد سوم :« كارشكنی‌های عدیده مسئولانه وزارت كشور و بسیاری از فرمانداری‌ها، ازجمله فرمانداری تهران در ارائه كارت‌های نمایندگان جناب حجت الاسلام والمسلمین كروبی و اینجانب منجر به عدم امكان حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان ما دو نفر در محل شعب اخذ رأی و محل‌های شمارش و تجمیع آرا گردید و نمایندگان نامزدها هیچگونه نظارتی بر انتخابات نداشته‌اند.»

پاسخ : آقای میرحسین موسوی شمایی که بوی صداقت می دهید نمی بایست مطالب خلاف واقع عنوان کنید آیا حضور نمایندگان خود در بیش از نود و پنج درصد از حوزه های شمارش آرا را نفی می کنید ؟ آیا جز این است که نمایندگان شخص شما بیش از نمایندگان آقای احمدی نژاد بوده اند ؟ آقای میرحسین موسوی آن چه تخلف نامیده می شود جعل فرم بیست و دو توسط نمایندگان کمیته صیانت از آرای شما در قم است اندکی صداقت لطفا !

مورد چهارم : «برخلاف اعلام كتبی قبلی مبنی بر اینكه شمارش آرا و تجمیع آن دستی خواهد بود، ستاد انتخابات كشور در حالی كه هنوز تعدادی از شعب در حال شمارش آرای مردم بودند اقدام به اعلام نتایج در حجم انبوه نمود. این در حالی بود كه هنوز صورت جلسه‌های موسوم به فرم‌های 22 و 28 از هیات‌های اجرایی دریافت نشده و تنها ملاك ارائه آمار ارقام موجود در سیستم‌های رایانه‌ای بود كه هیچگونه وجاهت قانونی ندارد و موجب التهاب اجتماعی و نگرانی در جامعه براساس آمارهای فاقد مبنای قانونی می‌شود.»

پاسخ : آقای موسوی آیا جز این است که شخص شما در حالی که هنوز رای گیری در حال اجرا بود در جمع خبرنگاران خود را رئیس جمهور خواندید و اعلام بیش از سی میلیون رای نمودید ؟ آیا جز این است که در حالی که هنوز هیچ رایی اعلام نشده بود شما اعلام کردید که فردا به عنوان رئیس جمهور سخنرانی خواهید کرد ؟ آیا جز این است که در حالی که هیچ رایی اعلام نشده بود آقای خاتمی به شما تبریک گفتند ؟ و آیا مدارک این تخلفات و موجبات التهاب و نگرانی را در جامعه به وجود آوردن در سایت کلمه وجود ندارد ؟

مورد پنجم : «صدها شعبه اخذ رأی در مناطق مختلف كشور ازجمله شیراز، تبریز، تهران و... در ساعات قبل و بعد از ظهر دچار كمبود تعرفه اخذ رأی شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رأی گیری در آنها گردید. با توجه به اینكه تعداد تعرفه‌های چاپ شده با فرض بالاترین تعداد متصوره شركت‌كنندگان به گونه‌ای بوده است كه بیش از 17 میلیون تعرفه اضافی می‌توانست در اختیار وزارت كشور باشد تعلل شدیدی كه در جریان توزیع تعرفه‌های انتخاباتی به چشم می‌خورد كاملاً ابهام برانگیز بود و نشان می‌داد كه این تعلل و نیز اعلام توقف زمان رأی‌گیری، در حالی كه هنوز تعداد قابل توجهی از مردم خواستار شركت در انتخابات بودند از سر نگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای ماخوذه از مرز 100 درصد افراد واجد شرایط بوده است. طبیعی است كه چنین اموری شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود تعداد بی‌شمار آرای تقلبی در صندوق‌ها را تحكیم می‌كند.»

پاسخ : در این مورد با شما موافقم که وزارت کشور ضعیف عمل کرده است اما آیا جز این است که کمبود تعرفه باعث کاهش مشارکت خواهد شد و نه افزایش آن ؟ اگر مدرکی دارید که تخلف شده است ارائه دهید اگر نه به علت ایراد اتهامات اثبات نشده و تشویش اذهان عمومی طبق همان مورد اول خودتان محکومید.

مورد ششم : «علاوه بر موارد فوق تخلفات فراوان صورت گرفته در روز و زمان اخذ رأی طی بیش از 80 مورد نامه خطاب به آقای كدخدایی سخنگوی محترم شورای نگهبان توسط رابط اینجانب به آن شورا تقدیم شده است.»

پاسخ : بسیار کلی است ، اگر چیزی بوده حتما روی وب سایتتان می گذاشتید و ادعای بی مورد نمی کردید ، در غیر این صورت به خاطر حضور در شعبه های اخذ رای در کرج و تبلیغ برای خودتان تخلف کرده اید و باید رای شما ابطال شود.

مورد هفتم : «آقای احمدی نژاد در وقت تبلیغات اضافی كه سازمان صدا و سیما به صورت غیرقانونی به ایشان اهدا كرد وقوع اقدامات ضد امنیتی را پیش‌بینی كرد و به طور ضمنی موفقیت خود را مسلم دانست و رقبا را متهم به توطئه چینی نمود، كه تمامی اینها حاكی از برنامه‌ریزی‌های پشت پرده برای دستكاری نتایج انتخابات است. به همین ترتیب تیتر خبر پیروزی آقای احمدی نژاد در سایت رجانیوز، فارس و ایرنا كه چند ساعت قبل از پایان اخذ رأی رویداد و نیز تعیین تیتر روزنامه كیهان با همین عنوان طراحی قبلی اعلام چنین نتیجه‌ای را مشخص می‌سازد.»

پاسخ : این قدر یک مساله را تکرار می کنید که خودتان هم باور می کنید ، آیا جز این است که بارها در این مورد به شما اخطار داده شد و پاسخ شما جز پرخاشگری  و قانون گریزی نبود ؟ آیا وقت ایشان غیرقانونی بود یا اتهامات بی اساس شما ؟

آیا جز این است که از مدت ها پیش نمایندگان و طرفداران شما در انتخابات تشکیک کردند ؟ آیا جز این است که شعار دوستان شما این بود که : "اگه تقلب نشه ، احمدی پنجم می شه " ؟ آیا جز این بود که همسر آقای هاشمی در هنگام رای دادن اعلام کرد که اگر شما رئیس جمهور نشوید تقلب شده است و مردم به خیابان بریزند ؟ چه کسی برنامه اغتشاش داشت جز تیم شما ؟

در مورد تیتر پیروزی در آن سایت ها قبلا جواب شما را داده ام .

مورد هشتم : «نقص ماده 40 قانون جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و مداخله نظامیان و بسیج در انتخابات و شركت در میتینگ‌های تبلیغاتی آقای احمدی‌نژاد و استفاده گسترده از امكانات دولتی و نقض ماده 68 قانون انتخابات ازجمله تورگردی وزرا در استان‌ها و شهرستان‌ها (تا جایی كه پس از سخنرانی معاون اول ریاست جمهوری در گیلان به ستاد اینجانب حمله شد) و حضور آقای وزیر خارجه در شهرهای مختلف ایلام، كرمانشاه، سمنان، گیلان و... در جلسات تبلیغاتی و استفاده آقای احمدی‌نژاد از هواپیمای اختصاصی دولت برای حضور در میتینگ‌های تبریز و ارومیه و اصفهان و... نمونه‌های دیگری از تخلفات از فصول مختلف قانون مذكور به ویژه فصل هفتم آن بوده است.»

در این مورد اطلاعی ندارم .

نتیجه گیری شما : «نظر به موارد فوق انتظار دارم درخواست اینجانب در مورد ابطال انتخابات 22 خرداد ماه مورد رسیدگی و اقدام قرار گیرد.»

اگر شما واقعا مستنداتی دارید که تقلبی صورت گرفته است که شورای نگهبان بررسی خواهد کرد اما در غیر این صورت :

نتیجه گیری امام :

1.     «نمي‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط مي‌كني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي‌تواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند مي‌شود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسي را قبول ندارم ،‌من مجلس را قبول ندارم ، من رئيس‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ،‌ ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اين‌كه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم. »

2.     « اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابان‌ها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند،‌ اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفته‌ام قدم به قدم پيش مي‌رود،‌ اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل مي‌شود انسان،‌اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل مي‌كند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه مي‌خواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمده‌اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را مي‌كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اين‌ها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،ديگر دعوايي پيش نمي‌آيد؛ هياهو پيش نمي‌آيد. »

پی نوشت : قابل ذکر است که همان جور که تائید و حمایت از شخص میرحسین موسوی به معنای آشوبگر بودن و حمایت از اراذل و اوباش خیابان ها نیست حمایت من نیز از آقای ذکتر احمدی نژاد به معنای حمایت از رفتار ناشایست نیروی انتظامی در برخورد با بی گناهان نبوده و نیست .

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 17:55 |
سلام

با عذرخواهی از دوستان فهیمی که موافقت و یا مخالفت خود را با ادب و منطق به اطلاع می رسانند، متاسفانه در حال حاضر شاهد حضور برخی در این وبلاگ هستیم که هویت خود را با فحش و ناسزا معنی کرده اند و به خوبی نشان داده اند که از درون کوزه چه چیزی برون می تراود. طبق قولی که به برخی دوستان داده بودم نظرات سانسور نمی شده و تنها در صورتی که از کلمات رکیک استفاده می شد و یا توهین بدی می شد کامنت ها را ویرایش و یا پاک می کردم اما با توجه به حضور  این افراد که جنبه آزادی بیان را ندارند از این به بعد کامنت ها تنها با تائید اینجانب نمایش داده می شوند . بدیهی است پس از این نیز با همان روال سابق سعی در گذاشتن حداکثر کامنت ها خواهم کرد و علقه های شخصی را در پذیرش کامنت ها تاثیر نخواهم داد و تنها به حذف نظرات افراد بی جنبه اقدام می کنم .

در نهایت در جواب آنان که ناسزا می گویند و تهدید می کنند باید به آنان سلام بکنم.

و الامر الی الله

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 12:2 |

با قطعی شدن رای دکتر احمدی نژاد مدیران سایت های کلمه و قلم نیوز خود اقدام به بستن سایت خود کردند . نکته قابل ذکر این است که هر دو این خطاها توسط مدیر سایت به وجود آمده است پاک شدن نام dns در dns server یا توسط مدیر سایت صورت می گیرد یا توسط مدیر سرور و البته خود اذعان دارید که پیغام به روز رسانی نرم افزار سایت قلم نیوز آن هم در شب اعلام نتایج چقدر مسخره است .


+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 2:49 |
ان الارض یرثها عبادی الصالحون و العاقبة للمتقین

پیروزی قطعی دکتر احمدی نژاد را به ملت ایران و به تمامی مظلومین عالم تبریک می گویم

رييس جمهور در اولين دقايق آغاز رأي گيري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و ميان دوره اي مجلس خبرگان رهبري با حضور در مسجد جامع افسريه، آراء خود را به صندوق انداخت.

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 1:36 |

گذری بر هاشمی رفسنجانی tasvir12.jpg

هاشمی رفسنجانی را برخی به سوابق انقلابی اش می شناسند و برخی به شایعاتی که سال هاست در مورد او و خانواده اش وجود دارد. برخی به سوابق او و جملات امام و رهبری در مورد او استناد می کنند و برخی ...

به راستی هاشمی رفسنجانی کیست ؟

اول برگردیم به وصیت نامه امام و جمله مشهور : "معیار حال فعلی افراد است "

پس سوابق آقایان را به گوشه ای بگذاریم و درست بنگریم :

ثروت رفسنجانی از کجا آمده است ؟

هاشمی رفسنجانی با ثروتی ارثی که مبلغ هنگفتی نیز بوده و هست پیش از انقلاب نیز قدرت اقتصادی بزرگی بوده است او که از موسسین مدرسه رفاه بوده است به قدری ثروت داشته است که هنگامی که قرار بر بازگشت امام به وطن می شود و فرانسه به علت خطرات احتمالی حاضر نمی شود هواپیمائی را در اختیار حضرت امام بگذارد تا به وطن برگردند آقای هاشمی با پرداخت پول کل هواپیما (خرید کامل هواپیما ) مشکل سفر امام را حل می کنند. روشن و واضح است که شخصی که چنین ثروتی را پیش از انقلاب داشته است اکنون به راحتی میلیاردری بزرگ می باشد.

پس مشکل هاشمی کجاست ؟

تفکر مدیریتی هاشمی : هاشمی رفسنجانی با این تفکر که مدیران دولتی در صورت تامین نشدن رو به مشاغل دولتی می آورند رو به تسامح و تساهلی در سطح مدیریتی آورد تا مدیران خوب خود را حفظ کند. رواج این تفکر به تدریج نوعی فساد مدیریتی و اداری را رواج داده و عادی سازی کرد. تساهل و تسامح مدیریتی هاشمی کسانی را بر مساند قدرت و مدیریت نشاند که مردم را از انقلاب دلسرد کردند و این تفکر که با انقلاب تنها افراد عوض شده اند در بین مردم رایج شد.

اشرافی گری هاشمی : هاشمی که به وضع کشورهای اروپایی غبطه می خورد در آرزوی روزی است که ایران نیز به چنان وضعی برسد این تفکر هاشمی و مدیرانش را به این نتیجه می رساند که بر سر راه توسعه قربانی شدن عده ای عادی و لازم است. تفکر تجمل گرایی ای که در این دوره رواج می یابد انتظارات مردم را بسیار بالا می برد و زندگی ها را سخت می کند و انقلاب را از آرمانهایی چون ساده زیستی و صرفه جویی دور کرده به سمت مصرف گرایی و تجمل گرایی می برد. آرمان های هاشمی اگرچه زیبا و چشم نوازند اما تبعاتی جبران ناپذیر برای انقلاب دارند دلزدگی نسبی عوام و قشر ضعیف جامعه از انقلاب از این تبعات می باشد.

حمایت های بدون دلیل !: هاشمی رفسنجانی با قدرت و نفوذ سیاسی بسیاری که در کشور داشته و دارد در برخی امور حتی کار را بر رهبری نیز تنگ کرده است و حمایت های او از برخی اشخاص به نوعی نظام قانونی و سیاسی را فلج کرده است . حمایت او از دانشگاه آزاد و شخص جاسبی نمونه بارزی از این مسئله می باشد. در حالی که شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالی ترین مرجع تصمیم گیری در مورد نظام آموزشی کشور وارد مسئله دانشگاه آزاد شده و اقدام به تصحیح اساسنامه این دانشگاه می کند شخص هاشمی رفسنجانی با تلفون به مقام معظم رهبری این مسئله را خارج از صلاحیت شورای عالی انقلاب فرهنگی می داند و مساله را متوقف می کند و در حالی که جاسبی چندین و چند پرونده سنگین تخلف در دادگاه دارد هاشمی رفسنجانی مخالفان را حسودان معاند خطاب می کند!

نوع تعامل با رهبری: هاشمی رفسنجانی که سوابق انقلابی او را هیچ کس نتوانسته و نمی تواند منکر شود در مقاطعی از انقلاب بسیار فعال تر از شخص رهبری بوده اند و در بسیاری از مقاطع نیز دوشادوش رهبری ایستاده و بر علیه دشمنان جنگیده اند. جمله مشهور رهبری در مورد ایشان که هیچ کس برای من هاشمی نمی شود به خوبی نشان گر رابطه عاطفی و دوستی عمیق مابین ایشان می باشد. اما به نظر می رسد همین رابطه عمیق و سوابق زیاد است که موجب اشکالاتی در رفتار هاشمی رفسنجانی شده است به گونه ای که هنگامی که از ایشان در مورد رهبری می پرسند رابطه خویش را با ایشان از نوع دوستی بیان می کنند و به جنبه ولایت رهبری بر ایشان تاکیدی نمی کنند و به عبارتی ولایت را به دوستی تعبیر می کنند و امسال در حالی که رهبری به صراحت از عملکرد دولت دفاع کرد ایشان در نمازجمعه حمایت رهبری را مصلحتی توصیف کرد! و بدین گونه به راحتی سخنان مقام معظم رهبری را تحریف کرد! موضع هاشمی رفسنجانی در قبال طرح دولت اسلامی از جانب رهبری (در دولت گذشته ) و عنوان کردن این که این حرف تحت تاثیر حرف های دشمان است از دیگر مظاهر مخالفت رسمی ایشان با مواضع رهبری می باشد.

پ ن . وقتی دیدم سایت وبلاگ نویسان ارزشی را هک کردن و اون را ریداریکت کردن به سایت قلم نیوز اول خیلی عصبانی شدم و خواستم برم سراغ قلم نیوز و یه حالی بهش بدم اما امتحان ها چنین اجازه ای را به من نمی دن . در ضمن فکر نمی کنم این بی اخلاقی چه از جانب ما چه از "جانب زنده باد مخالف من" ها تاثیر مثبتی داشته باشه. بگذار نشون بدن چقدر پایبند اخلاق هستند و چه قدر تحمل حرف مخالف را دارن.

پ ن . پس از انتشار این نوشته خبر نامه آقای هاشمی به مقام معظم رهبری منتشر شد که به خوبی مورد آخری را که عنوان کرده بودم را تائید و تبیین کرد.

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 15:59 |
خیلی با خودم کلنجار رفتم تا بالاخره این متن را نوشتم. سال ها بود که بغض فروخرده ای قلب همه بچه هایی که قلبشون واسه ایران اسلامی می تپه را می فشرد دردی که سال ها به خاطرش سرکوفت و فحش خوردیم و حقارت کشیدیم و دم بر نیاوردیم و این درد چیزی نبود جز شخصی به نام هاشمی رفسنجانی ، سال ها هر چه گفتیم رفسنجانی را چماقی کردند و بر سرمان کوبیدند و ما در اندیشه که انشالله که "بادمجان است" و احتمالا دروغ است و اگر راست است با چه مدرکی می گویند ؟ و نکند رفسنجانی نیز چون بهشتی مطلوم خلق باشد و من حتی تا دو سه سال پیش تردید داشتم که نکند چیزی بگویم که در برابرش مسئول باشم  ؟ 

این میان مبهم ترین قسمت قضیه حمایت های شخص رهبری از آقای رفسنجانی بود و من که نه می توانستم این حمایت را بپذیرم و نه ...

گاهی اوقات که با دوستان صحبت می کردیم می گفتند مصلحت است، من اما در دل منکر می شدم که علی با معاویه صلح نکرد حتی وقتی به او گفتند مصلحت است !

با روی کار آمدن دولت نهم خیلی چیزها عوض شد از جمله انکارهای رفسنجانی و اثبات های رهبری در برابر عملکرد دولت نهم . کم کم جبهه ها را شناختم و مدعیان ولایت مداری را نیز. به قول حجة الاسلام ثقفی اونایی که عملشون کمتره برای این که جبران کنند صداشون را بالاتر می برند !

با روی کار آمدن دولت نهم خیلی چیزها مشخص شد وقتی که هاشمی با 150 نفر بلند شد و رفت عراق به خوبی پرده از چهره خود و همراهانش برداشت. همون موقع ها بود که دیگه بر من یقین شد که امروز نه زمان علی (ع) که زمان حسن(ع) است .امروز حسن صلح کرده است اما تنها سربازش را در میدان رقیب در کنار چادر معاویه نگاه داشته است دیروز مالک اشتر به عمود خیمه معاویه نزدیک شد به نظرتان امروز نیز خوارج شمشیر بر علی می کشند و مالک را برمی گردانند ؟

اما مسئله دیگری به ذهنم خطور کرد مرتضی آقاتهرانی گفته بود که نظام صاحب دارد و به اشخاص وابسته نیست واشاره ای هم به عزل آن آقای نجف آبادی کرده بود سوال این جاست با معاویه صلح کنیم یا منتظری دیگری بیافرینیم ؟ هنوز جواب را نیافته ام .

پ ن . از دوستان باادب و اخلاق مدار اصلاح طلب که جز همین فحش هایی که در نظرات موجود هست انتظاری نمی رود و البته من نیز از این فحش ها تا جایی که کلمات رکیک استفاده نشده باشد استقبال می کنم به هر حال "از کوزه همان برون تراود که دراوست" و این دوستان بهتر می تونند خودشان را نشان دهند ، اما از دوستان دیگر خواهشمندم نظر خودشان را در این مورد بنگارند.

پ ن . اگه هاشمی رفسنجانی توی تلویزیون از خودش دفاع کنه و جواب این همه سال که جواب حرف های مردم را با بی اعتنایی نداده است را بده، اگه هاشمی رفسنجانی جواب بده چرا برخی منتقدینش تبعید شدند و چرا طلبه ای که سوال داشت کتک خورد، اگه هاشمی رفسنجانی جواب بده که چرا همه مفسدین اقتصادی این سرزمین از دل دولت او برآمدند و تحت حمایت او قرار گرفتند، اگه هاشمی رفسنجانی واسه تجمل گرایی ای که رواج داد و مردم را از آرمان های انقلاب دور کرد جوابی داشته باشه من هم از تمام آن چه درباره او گفته ام توبه خواهم کرد. (برای رعایت انصاف باید بگویم آقای رفسنجانی قبل از انقلاب نیز بسیار پول دار بوده اند و تهمت دزدی به شخص ایشان (نه نزدیکان ایشان) نمی چسبد. )

پ ن. چند نفر توی کامنت های پست قبلی از دروغ های دولت نهم گفته بودند این که هر آماری را دروغ بخوانیم و هر چه به سود طرف مقابل است را دروغ بپنداریم بی اخلاقی ترین کار دوستان اصلاح طلبمان است که متاسفانه برخی دوستان بی طرفمان نیز باور کرده اند . در مورد فاطمه رجبی در پستی جداگانه خواهم نوشت و در مورد مناظره موسوی و احمدی نژاد هم باید بگویم رو کردن پرونده خانم رهنورد کار درست و اخلاقی ای نبود و هم بهانه دست رقیب داد و هم کار ما را سخت کرد اما موسوی جز فحاشی و تهمت و ناسزا هیچ حرفی برای گفتن نداشته و ندارد .

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 3:12 |

گرچه بنا بود در مورد جلسه مهندس نورالدین موسی و صحبت های او در مورد قراردادهای بیع متقابل و قرارداد کرسنت بنویسم اما فضایی را که امروز بر دنیای رسانه ای اعم از پیامک و وبلاگ و سایت و ... سایه افکنده من را بر آن داشت تا مطلب خودم را به گونه ای دیگر بنگارم.

رسیدن پیامک هایی از جنس بازیگر بودن و نبودن جوان فیلم احمدی نژاد یا زن فیلم موسوی ، یا جملاتی از مرحوم آیت الله بهجت یا پست هایی با مضامین مشابه در وبلاگ ها و سایت ها و ... شاید این شبهه را به ذهن بیافکند که تمام مشکل یک طیف بازیگر بودن یا نبودن کسی است یا مثلا پیدا کردن جمله ای برای نفی و اثبات شخص و گروه و جریانی

یه سوزن به خودمون:

اول از همه می خواهم همه اون هایی که می شه اونها را به عنوان برادر دینی خودم خطاب کنم مخاطب قرار بدهم و از اون ها خواهش نه، بلکه التماس کنم که رعایت اخلاق انتخاباتی به کنار، این حدیث را سرلوحه زندگی روزمره خود قرار دهیم که "در دروغگو بودن یک نفر، همین بس که هر چیزی را میشنود بازگو کند"

و اما جوالدوز به دیگران :

فیلمی که از شخص میرحسین موسوی پخش شد و صحبت های او حرف های درست و واقعی ای داشت دغدغه هایی از جنس دغدغه های احمدی نژادی : "عدالت" و "فقر" و "بیکاری" و "اعتیاد"

و چرا من خوشحال نباشم که امروز همه به دنبال رفع مشکلاتند نه حمله به خطوط اعتقادی و فرهنگی مسلمانان و چرا نباید از میرحسین موسوی به خاطر این که به جای این که فیلم دختران بی حجاب طرفدارش را نشان دهد ، به جای این که از اشخاصی چون بهزاد نبوی و تاج زاده در فیلمش استفاده کند از جانباز استفاده می کند و از امامی که می خواستند به موزه بسپارندش صحبت می کند ، چرا نباید از این فرد تشکر کنم ؟

اما چگونه باور کنم او را ؟ میرحسین چگونه می تواند مشاور ارشد رفسنجانی باشد و از فقر و تبعیض بگوید ؟

آیا جز این بوده است که رفسنجانی با رواج تجمل گرایی موجبات دور شدن از آرمان های امام را فراهم کرد ؟ آیا جز این بوده که رفسنجانی با رواج فرهنگ تساحل و تسامح وجود مدیرانی را رواج داد که با رشوه خواری و رانت خواری از بیت المال بر گرده مردم سوار شدند و آن ها را هر لحظه از انقلاب دلسردتر کردند ؟ و آیا جز این بود که تمام این اختلاف طبقاتی حاصل سرمایه دارپروری رفسنجانی بود ؟

و آقای میرحسین با من چگونه از صداقت می گویی در حالی که به حمایت رفسنجانی از خود حمایت می کنی و با افتخار می گویی که مشاورش بوده ای ؟

چگونه از امام می گویی و حمایت آنانی را که می خواستند امام را به موزه ها بسپارند و از انقلاب توبه کنند را داری و به آن افتخار می کنی ؟ چگونه از ارزش ها می گویی و ارزش حجاب و حیا را فدای چند رای می کنی ؟

خوشحالم که میرحسین موسوی نیامد چون کروبی حجاب را زیر سوال ببرد و چون کرباسچی برای شهیدانی گریه کنند که اینان می خواهند ثمره خونشان را به حراج بگذارند و به این خاطر از میرحسین تشکر می کنم، اما متاسفم که در او نشانی از صداقت نمی یابم تا باورش کنم .

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 2:7 |
دیروز ار برنامه تلویزیونی "منطقه آزاد" اومده بودند دانشگاه شیراز، راستش را بخواین تا قبل از این اسمش را هم نشنیده بودم آخه توی خوابگاه تلویزیون دیدن چندان هم راحت نیست!(احساس بی کاری به آدم دست می ده !)

به هر حال برنامه بنا بود صبح برگذار بشه که ظاهرا  مجوز نگرفته بودند و برنامه به ساعت دو بعد از ظهر موکول شد. وقتی که رفتم اون جا با جماعتی از دوستان به اصطلاح اصلاح طلب (افساد طلب) روبه رو شدم که با تجمع و هیاهو و وحشی بازی مانع برگزاری شده بودند. مدعیان آزادی بیان در حالی مانع برگزاری برنامه شده بودند که استدلال می کردند که حرف های ما را سانسور می کنند و ما نمی خواهیم این برنامه برگزار شود و در جواب کسی که می گفت من می خواهم حرف بزنم به او می گفتند برو توی اتاقت در را ببند حرف بزن !!!

با جلوگیری افسادطلبان از اجرا شدن برنامه و فحش هایی که به مذهبی ها دادند تشنج هایی هم به وجود آمد ولیکن با هوشیاری بچه مذهبی ها این مساله فیصله یافت (وقتی یکی شون به من فحش داد نزدیک بود درگیر بشم !!!! )

بعد از این که خبرنگاران محل را ترک کردند مناظره هایی بین دانشجویان حامی موسوی، کروبی و احمدی نژاد در قالب گروه های سه چهارنفره صورت گرفت. 

خبر بعدی : "در خدمت و خیانت روشنفکران " بررسی برنامه های نفتی دوران سازندگی و اصلاحات از زبان مهندس نورالدین موسی

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 20:49 |
سلام

یه چند روزیه ننوشتم هم به خاطر درگیری های درسی هم به خاطر درگیری ها انتخاباتی. جلسه پرفسور مولانا توی تالار حافظ و بعدش هم جلسه توی علوم پزشکی که البته من هم فیلم بردار قضیه بودم ! حالا اگه شد و وقتی بود و حوصله ای فیلم هاشو آپلود می کنم تا دوستان هم مستفیض بشن.

امروز هم با یه چند تا از بر و بچ راه افتادیم رفتیم دور و بر شاه چراغ واسه احمدی نژاد تبلیغ کنیم بد نبود اونایی که مخالف بودن خیلی کمتر از اونایی بود که جبهه گیری نداشتن یا طرفدار بودن .

فعلا خسته ام فقط یه جمله از پرفسور مولانا :

امروز جهان سیاست بدون احمدی نژاد لطفی ندارد.

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در جمعه هشتم خرداد 1388 و ساعت 0:58 |

یکی از متداول ترین تخریب هایی که علیه احمدی نژاد انجام می شود تحقیر و تخریب حامیان اوست به گونه ای که برخی در جامعه جوری القا می کنند که حامیان احمدی نژاد افرادی با سطح فکر پائین و خیلی عامی هستند ، این مسئله را البته به سیاست خارجی احمدی نژاد نیز نسبت می دهند که چرا مثلا به جای برقراری روابط با اروپا و آمریکا با کشورهای آفریقا و آمریکای جنوبی روابط حسنه برقرار می کند.

این مسئله من را به یاد تاریخ صدراسلام می اندازه زمانی که دور و بر و حامیان پیامبر را بردگان و فقیران پر کرده بودند و کفار پیامبر را مسخره می کردند که حامیانش تعدادی فقیر بیچاره هستند . زمانی که تعدادی آمدند پیش پیامبر که ما خجالت می کشیم با تو باشیم و اگر می خواهی ما مسلمان شویم باید این ها را از خود دور کنی و البته این حرف ها را به تمام پیامبران زدند

"قالوا انومن لک واتبعک الارذلون "

و البته جواب پیامبران چنین بود :

"و ما انا بطارد الّذين آمنوا"

من کسانی را که ایمان آورده اند از خود دور نمی کنم.

احمدی نژاد امروز صدای انقلاب ایران را که صدای اسلام است به گوش جهانیان می رساند و البته توقعی نیست که ابوجهل ها و ابولهب ها مشتاق چنین صدایی باشند و چه جای تعجب است اگر مشتری های این صدا بلال حبشی و یاسر و عمار باشند ؟

توی سازمانی که به صورت پاره وقت کار می کنم همه حتی منشی ها هم احساس شخصیت کاذبی واسه خودشون می کنند و خوب من یه جور وصله ناچسبم واسه اون جا ! چند روز پیش با همکارم که فرزند رئیس سازمان هم هست که صحبت می کردم وقتی صحبت از سیاست شد و متوجه شد که من از احمدی نژاد حمایت می کنم بهم گفت که فکر می کرده کسانی از احمدی نژاد حمایت می کنند که توی سفرهای استانی یه پولی چیزی گیرشون اومده اما از کسی با سطح فکر من توقع نداشته !!!

شاید همین باعث شد این مطلب را بنویسم پیامبر شاید سال ها واسه تبلیغ دینش کتک خورد، خاکستر روش ریختن ، تحریم اقتصادی اش کردن ، باهاش جنگیدن و علیه اش توطئه کردن ، شاید حامیانش فقرا و پابرهنه ها بودند اما گفتمانش امروز در دنیا حرف اول را می زند و گفتمان احمدی نژاد نیز چون از جنس گفتمان پیامبر است با همان ویژگی ها هم باید مسخره شود هم باید علیه ش قطع نامه صادر شود هم باید به محاصره اقتصادی برود و ...

ان الارض یرثها عبادی الصالحون

و العاقبة للمتقین

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 3:58 |

اندر حواشی میرحسین !

میرحسین عصر دانشگاه شیراز بود به هر حال قانون شکنی فقط وقتی که سخن از احمدی نژاد به میان میاد بده وگرنه سفرانتخاباتی قبل از موعد انتخابات که جرم نیست !

وقتی حدود ساعت پنج و ربع به پشت در تالار فجر رسیدم پشت در پر بود و ملت داشتن داد و قال می کردند و برخی توی فشار له می شدند ! و وقتی که به زور در تالار را شکوندند من نیز با جمعیت همراه شدم تا توی سیل جمعیت وارد سالن بشم اما وقتی که وارد سالن شدیم با منظره عجیبی برخورد کردیم ! با وجود این که من حداکثر نفر بیستمی بود که وارد شدم وقتی وارد شدم با سالنی مواجه شدم که همه صندلی هاش پر بود و پرچم سبز و لباس سبز اون جلویی ها شاید گویای همه چیز بود. داشتن کلیپ پخش می کردن و اون وسط هم یه عده دختر و پسر همسرایی می کردند.

روی صندلی ها جا نبود به همین خاطر هم گوشه ای وایسادم که البته بعدا چند نفر دیگه هم به من پیوستند، کسانی که حادثه ساز شدند ! (توضیح می دم ) یه سری کلیپ و هم خوانی و تکون دادن پرچم های سبز و سالنی که این قدر پر بود که نمی شد توش نفس کشید و مایی که توی گرما برای این که هوا بهمون برسه رفته بودیم رو صندلی ایستاده بودیم حواشی بی اهمیتی بود که البته تنها پیراهن خیس از عرقش واسه ما موند !

می گفتن راه ورود میرحسین سد شده اما نفهمیدم یه دفعه چه جوری از پشت سن وارد شد به هر حال جلسه شروع شد و هنوز میرحسین داشت مقدمه چینی می کرد که رفقای ما حادثه ساز شدند ! یکی از بچه ها روی کاغذ نوشته بود که بیست سال سکوت و یه علامت سوال بزرگ کنارش گذاشته بود و این کاغذ را یکی از حامیان میرحسین که خیلی اعتقاد به آزادی بیان داشت گرفت و پاره کرد ! و البته مقوایی بود به این مضمون " شادی روح حضرت روح الله ، اصلاحات ، فاتحه مع الصلوات " که توسط بچه های ما بالا نگاه داشته بود و این آقای آزادی بیان هم یه عکس میرحسین گرفته بود جلوی این مقوای ما که مقوای ما دیده نشود که رفیق ما هم در تلافی کار او عکس را از دستش قاپید و پاره کرد و بدین گونه دعوا شد و کاغذ بود که به سمت ما حواله می شد! فکر می کنم به زودی عکس هاش توی سایت ها بیاد. بالاخره آزادی بیانه و ما هم ناقض اونیم دیگه !

نوبت به پرسش و پاسخ شد اولین پاسخ کننده یه خانم بود. اسمش را که اعلام کردن کارت انتظامات را باز کرد تا پشت بلندگو بره و میرحسین را به نام آقای رئیس جمهور صدا بزنه ! و شروع کنه به تعریف و تمجید از میرحسین ! خوب سوالش چی بود ؟ " من اگه بخوام با شما همراهی کنم باید به کدام نقطه حمله کنم ؟! "

نفر بعدی از بچه های ما بود که از لحظه ای که بلند شد بره به سمت میکروفون تا برسه به میکروفون برو بچ اهل گفتمان و صلح توی تونل وحشت حسابی ازش پذیرایی کردن ! منطق یکی شون این بود : " بیست سال اون ها ما را زدن حالا ما اون ها را می زنیم " .

و دو نفر بعدی هم دو نفر از بچه های سیاسی چپ مشهور دانشگاه بودن که اون ها سوال های تند و تیزی از میرحسین پرسیدند.

اما جواب میرحسین :

راستش را بخواین همه را پیچوند ! یعنی نه پاسخ بچه های ما را درست داد و نه پاسخ مخالفان ما را ! نمی دونم خودش فهمید چی گفت یا نه ؟ من که نمی تونم بنویسم فلان حرف را زد که فردا آقایان مدعی نشند شما تحریف کردین ، فقط بگم که به نظر من نه پاسخ روشنی به سوالات ما داد و نه پاسخ روشنی به مخالفان ما ، شاید به همون روش خاتمی .

پ ن 1. وقتی از جلسه اومدیم بیرون خیس عرق بودیم و باد هم باعث شد سردرد شدیدی بگیرم

پ ن 2. یه حرف هایی هم رهنورد زد که توی پست جداگانه ای بهش خواهیم پرداخت .
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 4:21 |

هویتی که با احمدی نژاد معنا شد  

قبل از دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد خودم هم نمی دونستم کدوم وری ام ! توی جمع چپی ها منتقد بودم و توی جمع راستی ها هم منتقد بودم شاید به همین خاطر بود که میثم که از بچه های فعال دانشگاه بود به من می گفت تو فقط می خوای مخالفت کنی و البته چه کنم که نه این را می توانستم بپذیرم و نه آن را 

سال هشتاد و چهار نزدیک انتخابات که شد جو دانشگاه هم سیاسی شد اولین سخنرانی انتخاباتی ای که رفتم از حامیان هاشمی بود روزنامه ای را دادن دستمون که یه چیزهایی از صدای پای طالبان نوشته بود !  و سخنرانی های انتخاباتی متفاوت و البته من که هنوز هویتم در مخالفت با همه معنا می شد !

تا این که بالاخره توی جلسه حامیان احمدی نژاد بود که حرف دلم را شنیدم حرفی که نه این وری بود و نه اون وری. شاید گفتمان احمدی نژاد هم در مخالفت معنا می شد در مخالفت با همه بازی های سیاسی و نه گفتن به همه قواعد بازی ، در نه گفتن به تجمل و اشرافی گری و در ساده زیستی و سادگی و صداقت

و بالاخره احمدی نژاد اومد تا به ما هویت ببخشد، هویتی که نه اصول نما بود و نه افساد طلب ، هویتی عدالت خواه و حق طلب ،البته نمی خوام بگم احمدی نژاد اشتباه نداشته و نداره اما گفتمان احمدی نژاد گفتمانی بود که نه بر مبنای اسلام آمریکایی بود و نه بر مبنای اسلام عثمانی گفتمان احمدی نژادی گفتمان اسلام خواهی بود و البته از اسلام خواهی تا اسلامی راهی طولانی است.
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 3:48 |
ظاهرا بعد از آقای موسوی الان نوبت محسن رضایی است که با وعده های دروغ به هر قیمتی رای جمع کند .

پس از این که میرحسین موسوی سخن از جمع آوری طرح امنیت اجتماعی را به میان آورد حتی برخی از اصلاح طلبان چون ابطحی نیز به او اعتراض کردند که چرا آن چه را که در حیطه اختیارات رئیس جمهور نیست وعده می دهی و انگار نه انگار که همین ها بودند که چهارسال با منسوب کردن طرح امنیت اجتماعی به احمدی نژاد آن را بر  سر احمدی نژاد و طرفدارانش می کوبیدند.

و امروز نیز محسن رضایی سخن از کاهش دوره سربازی به یک سال می گوید و انگار نمی داند که سربازی و مدت آن هیچ دخلی به ریاست جمهوری ندارد !

و چگونه می توان باور کرد که میرحسین که هشت سال نخست وزیر بوده است و سال ها در تشخیص مصلحت و مشاور ارشد خاتمی و هاشمی نداند که اختیارات رئیس جمهور چیست ؟ و چگونه می توان باور کرد که دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نداند که سربازی را دخلی به ریاست جمهوری نیست ؟

و این ها اگر دروغ نیست ، پس چیست ؟ و چه زیباست سخن از اخلاق گرایی ؟!!!  آقایان موسوی و رضایی رای به چه قیمتی ؟

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 4:23 |

یک شب با ...

گفتن جلسه با معاون وزیره ، گفتن از هر تشکلی پنج نفر بیان ، تو هم بیا بریم . و من هم رفتم . کسی که اومده بود معاون پژوهشی وزیر علوم بود ، دکتر کبکانیان . نفر اول نماینده بسیج دانشجویی بود که خیلی خوب صحبت کرد اما بعد از حرف های طولانی او جلسه به خاطر نماز تعطیل شد و رفتیم مسجد نماز بخونیم . بعد از نماز هم برگشتیم و جلسه را ادامه دادیم و البته دکتر اسلامی هم به جلسه پیوست، معاون خوش تیپ و خوش اخلاق وزیر علوم  . این که چه شد و چه ها گفته شد بماند اما خلاصه این که جلسه تا یازده شب طول کشید و در حالی تموم شد که دکتر اسلامی می خواست خودش را به جلسه دیگه ای برسونه . اومدیم بریم خوابگاه ، اما خبری از سرویس نبود و ظاهرا باید پیاده تا خوابگاه می رفتیم . شاید به همین دلیل بود که وقتی یه عده از بچه ها گفتن بیاین بریم جهاد دانشگاهی با دکتر اسلامی شام بخوریم ، ما هم باهاشون همراه شدیم ! اما وقتی به اونجا رسیدیم دکتر اسلامی وارد جلسه شد و ما را تنها گذاشت ، جلسه در واقع جلسه ی وزیر با اساتید دانشگاه بود و ما را در آن راهی نبود ، با بچه ها پول ریختیم رو هم و یه نفر را فرستادیم تا با ساندویچ های ششصد و پناه تومانی و دوغ دلی از عزا دربیاریم و بعد هم مثل علاف ها پشت در منتظر بمونیم تا ساعت یک و نیم بامداد ! http://www.irane-farda.com/Home_pictures/zahedi-vazire%20oloom.jpg

و البته ساعت یک و نیم بود که جلسه تمام شد و آقای وزیر و اساتید تشریف آوردن بیرون ، رفتیم پیش وزیر و بهشون گفتیم ما چند دقیقه کارتون داریم و با وجود اصرار دورو بری هاشون که اول برن شام بخورن بعد بیان به حرف های ما گوش بدن با ما به سالن جلسه برگشت تا حرف های ما را بشنود ، و البته در حال صحبت با ما نرمشی هم کرد ! به خاطر آرتروز کمر !

وزیر هم مثل دکتر اسلامی خوش اخلاق و خوش برخورد بود، می گفت : شما واقعا منت گذاشتین که این موقع شب اومدین اینجا تا دو دقیقه با وزیر دیدار کنید .

رفت شام بخوره ، چون بعدشم یه جلسه دیگه داشت !


+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 و ساعت 2:20 |

به واسطه ایام امتحاناتم خیلی کوتاه می نویسم :

1.حادثه تروریستی انفجار و شهادت زائران حسین انتقامی بود که صهیونیست ها و وهابیون بدتر از صهیونیست ها به خاطر پیروزی در دوربان از ایران و شیعیان گرفتند. این حادثه را به بازمانده های این شهدا و به امت اسلامی تسلیت می گویم . چیزی که دشمنان هیچ وقت درک نمی کنند اینه که این خون ها آبی است برای درخت اعتقادی این مردم

2. بعد از صحبت های رهبری در جمع زوار آقا امام رضا که من هم اونجا حضور داشتم آقای هاشمی حمایت های رهبری از دولت را مصلحتی خواندند با درک این که رهبری نظراتشون را نمی تونند بیش از این واضح و روشن بیان کنند و با توجه به سخنان سال های پیش رهبری که حمایت خود از دولت را یک حمایت خاص خوانده اند و با توجه به معیارهایی که ایشان امسال در حمایت از دولت بیان کردند واقعا مواضع آقای هاشمی بی انصافی است و این همان بی انصافی ای که رهبری به آن اشاره کرده بودند و البته هاشمی رفسنجانی به عنوان کسی که هیچ گاه نه طعم فقر را چشیده است و نه حتی خواسته است فقر را لمس کند ، هیچ گاه به سفر استانی نرفته است تا درد مردم را از نزدیک ببیند ، به عنوان مهمترین مظهر سرمایه داری در مقابل احمدی نژاد ایستاده است و در این راه حتی از تحریف سخنان رهبری کوتاهی نکرده است . جالب تر آن که آنان که امروز دم از "هاشمی زنده است ، چون اسلام زنده است " می زنند همانانند که دیروز اندر حکایت "عالیجناب سرخ پوش" شب نامه می دادند و تظاهرات می کردند " علیه خدا " !!!

3.حمایت از گفتمان احمدی نژاد باعث نمی شه که ضعف ها را نادیده انگاری کنیم و خبر ادغام سازمان حج و زیارت در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و مخالفت نماینده مقام معظم رهبری خبر نه چندان جالبی بود که زخم بر دلمان زد و البته باز هم یک سر قضیه برمیگشت به پاشنه آشیلی به نام " اسفندیار مشائی " ؛ امیدوارم هرچه زودتر این وصله ناجور از چهره گفتمان احمدی نژاد پاک شود و چنین مسائلی تکرار نشود.

خبر مرتبط :

آيت‌الله مكارم شيرازي:نمي‌توانيم در مقابل ادغام سازمان حج با ميراث فرهنگي سكوت كنيم

برکنار ، نه درکنار

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 4:8 |

وقتی عقیل عدالت علی(ع) را تاب نیاورد به دامان معاویه پناه برد، بماند که پشیمان شد اما دامان معاویه پناهگاه همه آنهایی بود که عدل(ع)علی را تاب نیاوردند.نه طلحه از فضیلت چیزی کم داشت و نه زبیر، سیف الاسلام بودند و طلحة الخیر! اما عدالت علی(ع) را تاب آوردن سخت است برای کسانی که ساده زیستی را فراموش کرده اند، و این است که عدالت سخت می شود!

 

انتخابات 84 وقتی احمدی نژاد شعار عدالت می داد از کسی که از تهران اومده دانشگاه شیراز تا براش تبلیغ کنه پرسیدم که علی(ع) شهید راه عدالت شد و به خاطر عدالتش جانش را از دست داد، آیا آقای احمدی نژاد که ادعای عدالت دارند حاضرند تا پای جانشان تو این راه بایستند؟ اون بنده خدا جواب داد که من که جای ایشان نیستم اما تجربه ایشان توی شهرداری نشان داده که ایشان می توانند.

این چهار سال نشان داد که احمدی نژاد عدالت علی(ع) را خشک و با صلابت به اجرا نگذاشت، اما همون قدر که به این آرمان نزدیک شد به همون نسبت صدای دشمنان و دوستان قدیم بلند شد و امروز تمام دنیا، رادیو آمریکا و اسرائیل و بی بی سی و مجاهدین خلق و مجاهدین انقلاب اسلامی و مشارکت و نهضت آزادی و کارگزاران سازندگی و ... همه و همه علیه احمدی نژاد اتحاد کرده اند و مارقین و قاسطین و ناکسین همه و همه در یک جبهه می جنگند.

تو این میان فقط مونده حمایت های رهبری از احمدی نژاد و تفسیر بعضی ها از ولی، که ولایت را دوستی معنا می کنند!

اینم یه عکس کاملا بی ربط !!!

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 و ساعت 22:22 |
"العدل اعطاء كل ذي حق حقه"

به این نتیجه رسیده ام که همه دعواها سر عدالته ! حتی اصلاح طلب ها هم عدالت خواهند !

یعنی چه ؟ برای روشن شدن این موضوع باید به تعریف عدالت برگردیم .

 تعریف عدالت از دیدگاه امام علی : "العدل اعطاء كل ذي حق حقه" عدالت، آن است که حق هر صاحب حقی، داده شود.

عدالت به این معنا بسیار عام بوده و مختص حوزه خاصی مانند حوزه اقتصادی نمی شود . عدالت می تونه شامل عدالت سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و ... بشه و هر مدعی ای در هر زمینه ای در واقع خواستار حقی است که برای خود قائل است . بر این اساس همه عدالت خواهند !

به نظر میاد دارم مزخرف می گم ، مگه نه ؟ اما اون چه مساله را بهتر مشخص می کنه اینه : "ذی حق " به هر "صاحب حقی " حقش را بدیم . خوب ، مساله اینه که صاحب حق کیست ؟

صاحب حق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ... کیست ؟ آیا این که آقایی خودش را محق پست و مقام و جاه و جلال می داند و فریاد انارجل سر می دهد آیا سوابق او در انقلاب برای اعطای این خواسته به او کافی است ؟ آیا سابقه سیاسی حق ایجاد می کند ؟ آیا برتری اقتصادی حق ایجاد می کند ؟ آیا فلان و بسان حق ایجاد می کند  ؟ عملکرد پیغمبر و امام علی در یک کلمه پاسخ را نهایی می کند : خیر ! نه طلحة الخیر برتری دارد بر دیگران و نه سیف الاسلام ! سهم غلام و ارباب یکی است و ثروتمندان صاحب جلال هیچ برتری ای بر پابرهنگان ندارند. وقتی که امام علی می خواهد پست ها را مشخص کند، تنها ملاک برتری " تقوا " است و بس !

 دعوا بر سر عدالته ! و همه مشکل ها هم از وقتی شروع می شه که کسی به حق خودش قانع نمی شه ! یکی سال ها از بیت المال خورده و وقتی علی (ع) داد می زنه که حتی اگه " آنچه از بيت‌المال به صورت امتياز برده‌ايد حتي اگر مهريه زنانتان كرده باشيد به بيت‌المال باز مي‌گردانم" نمی تونه تحمل کنه ، خوب حق داره که خودش را صاحب حق بدونه !!! یکی سال ها وزیر و وکیل و نماینده مجلس و رئیس ... بوده خوب حق داره نتونه مثل آدم های عادی زندگی کنه ، حق نداره ؟ خوب پس عدالت کجا رفته !!!

مثلا همین آزادی !!! خوب مگه دعوا سر چیه ؟ یکی می گه آزادی صاحب حقه و شما حقش را بهش نمی دین ! بهش می گیم : خوب ، حق آزادی چیه ؟

می گه : حتی علیه خدا هم می توان تظاهرات کرد ...!(اصغرزاده)   می گه : باید ما جوری دين را  ببينيم كه با آزادي سازگار باشد. ، شما  به تاريخ بشر مراجعه كنيد ببینید هر چه  که با آزادي مقابل شده است لطمه ديده است؛ حتی فضیلت های انسانی ! حتی فضیلت های انسانی ! دین اگر در مقابل آزادی قرار گرفته است ،دین لطمه خورده است. عدالت اگر در مقابل آزادی قرار گرفته است، عدالت ضربه خرده است ؛(خاتمی)

این آقا دنباله عدالته ! می خواد حق آزادی را بگیره ! این آقا عدالت خواهه ! خوب اما حق آزادی را نشناخته و به حقش قانع نمی شه! همینه که فریاد وا اسلاماش بالا می ره برای دفاع از خط امام!
یا نه ! مثلا همین دوستانی که خودشون را السابقون می دونند و فریاد انا رجلشون بلنده، همون هایی که وقتی علی به سنت خلفای پیشین عمل نکرد نتونستند تحملش کنند و علیه ش جنگ مطبوعاتی راه انداختند، همون هایی که ... مگه چی می خوان ؟ می خوان حقشون را بگیرن دیگه ! فقط موضوع اینه که علی می گه معیار تقواست اون ها سوابقشون را ردیف می کنند !
+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 12:11 |
لازم است به عنوان يك سياست، ما مسئله‏ى صرفه‏جوئى را در خطوط اساسى برنامه‏ريزى‏هايمان در سطوح مختلف اعمال كنيم. مردم عزيزمان توجه داشته باشند كه  صرفه‏جوئى به معناى مصرف نكردن نيست؛ صرفه‏جوئى به معناى درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است.

نام گذاری سال جدید به سال اصلاح الگوی مصرف من را به این فکر انداخت که متن حاضر را برای اصلاح الگوی مصرف کامپیوتر بنگارم ، اصلاح الگوی مصرف منجر به افزایش عمر و افزایش بازدهی و کاهش مصرف برق می شود .اصلاح الگوی مصرف کامپیوتر می تونه شامل استفاده بهینه از کامپیوتر، افزایش کارآیی، افزایش بهداشت کار با کامپیوتر و کاهش مصرف برق کامپیوتر باشه اون چه به ذهنم می رسید در متن حاضر نوشته ام و از نکات دوستان برای تکمیل این نوشته استقبال می کنم.برای داون لود کردن این مطلب از لینک های زیر استفاده کنید:

داون لود از linware

داون لود از 4shared

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 3:15 |
خیلی عجیبه که یه نفر توی یه روز توی سفرش به استان فارس یه حرف را بزنه و بلافاصله بعدش نقضش کنه ، اونم کسی که هشت سال رئیس جمهور یه مملکت بوده !
خاتمی در جمع خبرنگاران در هتل پارس :

دروغ بد است اما دروغ حاکمان بسیار بد است، فریبکاری بد است و فریبکاری حاکمان بسیار بد است، نباید به مردم دروغ گفت و ریاکاری کرد، نباید گزافه گویی کرد و حتی اگر موقعیت به گونه‌ای بود که مسئولی به خاطر مصالح کشور نمی‌شد راست بگوید، باز هم نباید به مردم دروغ بگوید و متاسفم از این‌که بداخلاقی‌ها در جمهوری اسلامی در حال رواج است و حتی برخی بداخلاقی امروز به عنوان یک کار ارزشی به حساب می‌آید.

و :

افتخار انرژی هسته‌ای متعلق به دولت اصلاحات است هر چند در دولت آقای هاشمی نیز فعالیت‌هایی در این خصوص انجام شده بود ولی در خصوص پرونده هسته‌ای در دولت اصلاحات پرونده به شورای امنیت نرفته بود و فقط تحریم آمریکا مطرح بود. ولی اکنون تحریم‌های دیگر هم صورت پذیرفته و پرونده به شورای امنیت رفته است. هدف ما این بود که ایران با صلابت صاحب تکنولوژی صلح‌آمیز هسته‌ای شود.!!!!!!!

http://akrane.persianblog.ir/post/5756/


بهتر نیست کارهای دیگران را به نام خودمان ننویسیم ؟ مساله هسته ای و نیروگاه بوشهر از پروژه های شاه بوده است و با حساب آقای خاتمی افتخارش به شاه بیشتر برمی گرده ! اما ایشان بهتر نبود می گفتند افتخار تعلیق انرژی هسته ای متعلق به ایشانه ؟ 

+ نوشته شده توسط محمد امین راستگو در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 و ساعت 1:54 |