نهم ربیع الاول

امروز حجت الاسلام و المسلمین رسولی بحثی را در مورد مناسبات نهم ربیع الاول داشتند که چون بسیار مفید و عالی بود خلاصه ای از این مطلب را برای استفاده دوستان و علاقه مندان قرار می دهم:

1. نهم ربیع الاول عید آغاز امامت امام حیّ ما امام زمان (عجل الله فرجه) می باشد. البته پس از هر امامی امامت به امام بعدی منتقل می شده است اما چون ایشان امام حی و امام زمان ما می باشد به همین خاطر آغاز امامت امام زمان را جشن می گیریم. از طرف دیگر ائمه و پیامبر این روز را گرامی داشته اند و روایاتی در مورد بهجت پیامبر در این روز موجود است با توجه به این که امامت امام زمان مژده ی برقراری حکومت جهانی عدل است این مناسبت در نزد پیامبر نیز جایگاه ویژه ای داشته ای است.

2. این روز، روز کشته شدن عمر سعد ملعون به دست مختار ثقفی است. با توجه به نقش عمر سعد در حادثه عاشورا به هلاکت رسیدن او به دست مختار ثقفی باعث شد ایرانیان که یاران عمده ی مختار ثقفی را تشکیل می دادند این روز را جشن بگیرند.

3.اما آن چه در میان عوام به عنوان عیدالزهرا مشهور شده است چقدر متقن است؟ آیا نهم ربیع الاول روز کشته شدن خلیفه دوم می باشد؟

"ابن ادریس حلی" در کتاب "سرائر" فرموده اند که: آنچه در میان علما و تاریخ نگاران مشهور است این است که تاریخ کشته شدن خلیفه ی دوم 26  ذی الحجه می باشد و تنها قول خلاف مشهور مربوط به شیخ مفید می باشد که ایشان می فرمایند که خلیفه دوم 26 ذی الحجه ضربت می خورد و 29 ذی الحجه از دنیا می رود. منابع دیگر بالاتفاق شیعه و سنی مانند علامه مجلسی، شیخ بهایی، و .... تاریخ درگذشت خلیفه دوم را 26 ذی الحجه تصریح کرده اند.

سید جعفر شهیدی در کتابشان آورده اند که این بحث برای اولین بار در قرن ششم و هفتم شروع شده است

روایتی که همه ی کسانی که عید الزهرا را نقل کرده اند به آن استناد کرده اند از کتاب ابن طاووس می باشد. این روایت دو راوی دارد و مضمون آن این است که این دو نفر گویا خدمت یکی از اصحاب خاص امام نهم می رسند تا از او سوالی کنند. کنیز می گوید که این شخص (صحابی امام ) مشغول کارهای عید می باشد. آنها تعجب می کنند که کدام عید و ما چنین عیدی نشنیده بودیم (با کنیز بحث می کنند!) کنیز می گوید که صاحب این خانه از امام هادی چنین روایتی را نقل می کند!...  سید بن طاووس اولین کسی بوده است که این روایت را در کتابش زواید الفواید آورده است ( توی بحار الانوار هم این روایت آمده است و به سیدبن طاووس رجوع داده است) پس همه ی ریشه ها به سیدبن طاووس برمی گردد.

در کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس : "در رابطه با نهم ربیع الاول روایتی عظیم الشان نقل شده است و برخی از براداران امامی غیر عرب ما در این روز بسیار اظهار خوشحالی نموده (سید بن طاووس تصریح می کنند که این سنتی ایرانی است که خوب خیلی شیعه در اعراب داشته ایم و عرب چنین چیزی نداشته اند)  و قائلند که امروز روز هلاکت شخصی است که به خدا و رسول خدا اهانت کرده و دشمنی می ورزید. ولی من (سید بن طاووس ) با وجود تفحص در کتب تا کنون روایتی موافق با این روایت نیافته ام.

خود ایشان روایت را نقل می کنند. علما سیستمشان اینجوری است مثل مرحوم مجلسی که در بحار الانوار همین طور رفتار کردند. ایشان اول روایات را آورده است بعدا خودشان تاکید کرده اند که روز قتل خلیفه دوم 26 ذی الحجه است. اول روایت را آوردند بعد تاکید کرده اند که نظر من این نیست چون خودشون را موظف به جمع آوری کل احادیث می دانسته اند. منتها در مورد صحت و سقم آن بحث نمی کرده اند. اینجا سید بن طاووس که خودشان روایت را نقل کرده اند ( که حرف خودش را باید بپذیریم ) می گوید من چون روایت معروفی است نقل کرده ام اما می گوید که من آن را پیدا نکرده ام. ضمن این که علمائی همچون حضرت آیت الله مکارم نیز فرموده اند هر دو راوی هم ضعیف است

در آخر این روایت مطلبی نقل می شود مبنی بر این که در این روز گناه جایز است! که صراحتا غیرعقلانی و مخالف عقل است! اگر خدا بگوید یک روز گناه کنید یعنی خدا پذیرفته که یک روز ضرر کنید! چنین خدایی اصلا مستحق عبادت نیست!

وقتی روایت به چنین مطلب مضحکی ختم می شود مشخص می شود که کل روایت زیر سوال است.

به هر حال نهم ربیع الاول عید بزرگی است. عیدی است که ما بشارت پیدا کردیم که کسی خواهد آمد و انتقام آل الله را خواهد گرفت و قلب مطهر حضرت زهرا(سلام الله ) را شاد خواهد کرد.

پدر مهربان

قسمتی از فرمایش نورانی امام رضا علیه السلام در توصیف مقام امامت:

« الامام کالشمس الطالعة المجللة بنورها للعالم و هی فی الافق بحیث لا تنالها الایدی والابصار. »

امام مانند خورشید طلوع‌کننده است که نورش عالم را فرا گیرد و خودش در افق است به نحوی که دست‌ها و دیدگان به آن نرسد.

« الامام البدر المنیر، و السراج الزاهر، و النور الساطع، و النجم الهادی فی غیاهب الدجی و أجواز البلدان و القفار، و لجج البحار. »

امام ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره‏ایست راهنما در شدت تاریکی‏ها و رهگذر شهرها و کویرها و گرداب دریاها (یعنی زمان جهل و فتنه و سرگردانی مردم).

« الامام الماء العذب علی الظماء و الدال علی الهدی، و المنجی من الردی. الامام النار علی الیفاع، الحار لمن اصطلی به و الدلیل فی المهالک، من فارقه فهالک. »

امام آب گوارای زمان تشنگی و رهبر به سوی هدایت و نجات‌بخش از هلاکت است، امام آتش روشن روی تپه (رهنمای گم‌گشتگان) است، وسیله گرمی سرمازدگان و رهنمای هلاکت‏گاه‌هاست؛ هر که از او جدا شود هلاک شود.

« الامام السحاب الماطر، و الغیث الهاطل و الشمس المضیئة، و السماء الظلیلة، و الارض البسیطة، و العین الغزیرة، و الغدیر و الروضة. »

امام ابریست بارنده، بارانیست شتابنده، خورشیدیست فروزنده سقفی است سایه دهنده، زمینی است گسترده، چشمه‏ایست جوشنده و برکه و گلستان است.

« الامام الانیس الرفیق، و الوالد الشفیق، و الاخ الشقیق، و الام البرة بالولد الصغیر، و مفزع العباد فی الداهیة النآد…»

امام همدم و رفیق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به کودک، و پناه بندگان خدا در گرفتاری سخت است…

«… الامام أمین الله فی خلقه، و حجته علی عباده و خلیفته فی بلاده، و الداعی إلی الله، و الذاب عن حرم الله. »

… امام امین خداست در میان خلقش و حجت او بر بندگانش و خلیفه او در بلادش و دعوت‏ کننده به سوی او و دفاع‏ کننده از حقوق او است.

« الامام المطهر من الذنوب و المبرا عن العیوب، المخصوص بالعلم، الموسوم بالحلم، نظام الدین،و عز المسلمین و غیظ المنافقین، و بوار الکافرین. »

امام از گناهان پاک و از عیب‌ها بر کنار است، به دانش مخصوص و به خویشتن‌داری نشانه‌دار است،موجب نظام دین و عزت مسلمین و خشم منافقین و هلاک کافرین است.

« الامام واحد دهره، لا یدانیه أحد، و لا یعادله عالم، و لا یوجد منه بدل و لا له مثل و لا نظیر، مخصوص بالفضل کله من غیر طلب منه له و لا اکتساب، بل اختصاص من المفضل الوهاب. »

امام یگانه زمان خود است، کسی به هم‌طرازی او نرسد، دانشمندی با او برابر نباشد، جایگزین ندارد، مانند و نظیر ندارد، به تمام فضیلت مخصوص است بی ‏آنکه خود او در طلبش رفته و به دست آورده باشد، بلکه امتیازیست که خدا به فضل و بخشش به او عنایت فرموده.

« فمن ذا الذی یبلغ معرفة الامام، أو یمکنه اختیاره؟ هیهات هیهات!!! »
کیست که امام را تواند شناخت یا انتخاب امام برای او ممکن باشد؟ هیهات!!!

منبع : اصول کافی، کتاب‌الحجة، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، حدیث