امشب همینجوری که داشتم مثلا درس می خوندم یاد کودکی ها کردم و یادم به شعرهای محبوب کودکی ام افتاد :
من خلبان کوچولو خوب و قشنگ و توپولو
با جت خود از آسمون بمب میریزم رو دشمنون
اما برای دوستان من از خدای مهربان
خواهان زندگانی ام خوشحال و شادمانی ام
و واقعا که چه روزگاری بود ! منم بچه مسلمان !!! کتابم هست قرآن رسولم داده فرمان .. که وقت صحبگاهی .... کنم شکر الهی ..
راستی الان چه شعرهایی به بچه هامون یاد می دیم ؟
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 2:0 توسط محمد امین راستگو
|
خرابه گاهی پناهگاه سرگشتگی هاست و گاهی خلوتی برای فریاد زدن درد دل ها